خصم و قاتل اصلی شهید سلیمانی؟ (قسمت پایانی)

۱۴م مرداد, ۱۳۹۹ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

اعتراف و افشای رمزآلود عملیّات ترور حاج قاسم

کمتر از دو ماه قبل از ترور سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی، روزنامه اسرائیلی «یسرائیل هیوم» در مقاله ای درباره «تهاجم پیش رو علیه ایران» نوشت:

« یک منبع آگاه نزدیک به کاخ سفید [ شما بخوانید یهودیان ذی نفوذ در کاخ سفید] به یسرائیل هیوم خبر داد: به عکس تصور رایج در افکار عمومی، مبنی بر این که ترامپ نگران از دست دادن محبوبیت خود در صورت انجام تهاجم [ نظامی به ایران] است، چنین اقدامی می تواند به طور بالفعل به او در انتخابات پیش روی آمریکا کمک کند. [... به گفته این منبع آگاه کاخ سفید:] در حال حاضر فرصت معقولی برای [یک] تهاجم توسط ایالات متحده علیه ایران، حتی پیش از آغاز انتخابات ریاست جمهوری که قرار است نوامبر آینده  انجام شود، وجود دارد. اگر رؤسای جمهور در شرایط بحران به سر ببرند (امری که امروز ترامپ در ارتباط با تلاش ها برای عزلش با آن مواجه است)، از این رو برای انحراف اذهان، نگاه و توجّه عمومی را به مسایل دیگری معطوف می کنند.»[۲۷]

این مقاله به طور تلویحی، نه فقط از دخالت و نقش مستقیم و بی چون و چرای صهیونیست ها در تصمیم گیری های کاخ سفید حکایت دارد، بلکه اقدام ترامپ، پنتاگون و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) را در ترور سردار بزرگ جبهه ی اسلام حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و همراهانشان از قبل رمزگشایی کرده و به طور رمزآلود خبر داده است.

در اظهارات، قلم فرسایی ها و موضع گیری های هم زمان برخی دیگر محافل صهیونی، این اسرار به شکل دیگری بازخوانی شده است.

پایگاه اسرائیلی NZIV.NET، در ۲۲ آبان سال جاری، یعنی دو روز پس از انتشار مقاله یاد شده در یسرائیل هیوم، با انتشار مقاله ای، ضمن اشاره به تاریخ تولد و پیشینه فعالیت های سردار سلیمانی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیز حضور ایشان در کشورهایی مثل افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و…، با بی شرمی و گستاخی تمام چنین تصریح کرده است:

«از دیدگاه مسؤولین نظامی اسرائیلی او «سرِ مار» است؛ او دشمن شماره یک و مسؤول ادامه توسعه حضور ایران در سوریه و حمایت از طرح موشکی حزب الله لبنان است. در اوت سال جاری [۲۰۱۹- مرداد ۱۳۹۸] یک مقام و مسؤول بلند پایة نظامی اسرائیل اعلام کرد: سلیمانی در رأس ۲ تهدید از ۳ خطری است که اسرائیل را تهدید می کند.»[۲۸]

این پایگاه اسرائیلی به صراحت نسبت به برنامه ها و اقدامات پیشین رژیم صهیونیستی در ترور و به شهادت رساندن سردار سلیمانی چنین اعتراف کرده است:

«بر اساس گزارش های خارجی، سلیمانی از چند سوء قصد اسرائیلی در گذشته جان سالم به در برده است. اکتبر[مهر] گذشته بود که اعلام شد ، توطئه ای عربی ـ اسرائیلی برای ترور سردار سلیمانی از طریق بمب گذاری خنثی شده است. عاملان این اقدام قصد داشتند بمبی ۳۵۰ تا۵۰۰ کیلو گرمی را در سالن برگزاری مراسم عاشورا در زادگاهش جاسازی کنند. چندی قبل تر از آن ، سلیمانی از عملیات ترور در بیروت جان سالم به در برده بود. این حادثه مربوط به سال ۲۰۰۶ [۱۳۸۵] و جنگ دوم لبنان بود.»[۲۹]

با عرض پوزش از روح ملکوتی شهید سلیمانی و خانواده بسیار گرامی و صدها میلیون دوستدار مخلص این عزیز، مقاله صهیونیستی یاد شده با بی شرمی و دهن دریدگی خاص بنی اسرائیلی، ضمن به کارگیری عبارات اهانت بار نسبت به سردار عزیز دل ها، در ادامه می افزاید:

«او همانند [...] ۹ جان دارد. سلیمانی از عملیات تروری که عماد مغنیه در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) قربانی آن شد، جان سالم به در بُرد. عماد مغنیه از رهبران برجسته و بارز حزب الله لنبان بود که در سال ۲۰۰۸ در سوریه به قتل رسید.

ترور او منسوب به اسرائیل و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ( سیا) است و گفته می شود با همکاری یکی از سازمانهای عرب کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس انجام گرفته است. روزنامه [آمریکایی] واشنگتن پست به نقل از یک مقام سابق آمریکایی در سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) نوشته بود: در لحظه ای هر دو نفر (سلیمانی و عماد مغنیه) در آن جا بودند، درهمان مکان و در همان خیابان؛ تنها چیز مورد نیاز، فشردن یک دکمه بود، اما به مأموران دستور داده شد؛ فقط مغنیه. سلیمانی تا به امروز توانسته است از خشم اسرائیل در رفته و در امان ماند؛ اما برنامه اش برای «از بین بردن اسرائیل» می تواند او را در مرکز اهداف ارتش اسرائیل قرار دهد.»[۳۰]

این مقاله اگرچه حدود چهل و یک روز پیش از شهادت سردار سلیمانی نوشته و منتشر شده بود، با این حال نه فقط صریح ترین تهدید بلکه آشکار ترین اعتراف  به برنامه، نقش و دخالت اسرائیل و شبکه امپراتوری صهیونیستی برای ترور و شهادت سردار بزرگ جبهه مقاومت اسلامی است. پس از ترور سردار سلیمانی، کانون های اطلاعاتی، نویسندگان و کارشناسان صهیونیستی سعی کردند با اظهارات چند پهلو، به طور تلویحی از یک سو به سهم خود در این جنایت بزرگ به عنوان یک برگ برنده و امتیاز اعتراف کنند و از سوی دیگر به دلیل ترس و هراس از انتقام ایران و جبهه مقاومت اسلامی، تلاش کردند آن را به گردن شخص ترامپ و مقامات آمریکایی بیندازند.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص دو روز پس از شهادت سردار سلیمانی نوشت: «ترور قاسم سلیمانی با دستور مستقیم ترامپ و توسط نیروی هوایی آمریکا انجام گرفت تا یکی از مهندسان بارز و برجسته تروریسم [!] در منطقه کنار گذارده شود. [....] سلیمانی بازوی اصلی ایدئولوژی، برنامه ریزی و عملیات راهبردی بود که ایران تلاش می کرد از طریق آن به ابر قدرت منطقه ای برخوردار از نفوذ جهانی برسد؛ برنامه ای که با خروج وی از صحنه هم همچنان به قوّت خود باقی مانده است.»[۳۱]

این مقاله که عنوان «هیأت تحریریه» به جای نام نویسنده آن قید گردیده، سعی دارد وانمود کند اسرائیل در این جنایت سهم و نقش نداشته است. با این حال در ادامه با عبارات دو پهلو می افزاید:

«به رغم آن که اسرائیل هم چنان در فهرست اهداف ایران و سازمان های زیر مجموعة آن مانند حزب الله لبنان یا شبه نظامیان متحد ایران در سوریه قرار دارد، اما برای اسرائیل بهتر است که هرچه می تواند ]در بیان آشکار[ خود را از همکاری با آمریکا دور نگه دارد. سخنان و شایعات منتشر شده مبنی بر کمک های اسرائیل به ایالات متحده [در این خصوص] بسیار زیاد و حتی بیشتر از حد متعارف است و نیازی هم به کوبیدن بر طبل پیروزی نیست.»[۳۲]

نویسنده یا نویسندگان  مقاله هاآرتص از یک سو تلاش دارند سهم و خوشحالی خود را پنهان نکنند و از سوی دیگر، به دلیل هراس از انتقام ایران و دوست داران و علاقمندان سردار سلیمانی، مرموزانه سعی در کتمان دخالت خود در این جنایت بزرگ دارند. هاآرتص در ادامه مقاله، امنیت جامعه صهیونیستی در اراضی اشغالی فلسطین و نیز آرامش روانی شهرک نشین های یهودی را اولویت اوّل دولت اسرائیل قلمداد کرده و به طور تلویحی به نویسندگان و مقامات اسرائیلی یادآوری می کند که هرگونه اعتراف به نقش صهیونیست ها در این جنایت، موجب بر هم خوردن اوضاع امنیتی در سراسر مناطق یهودی نشین در فلسطین اشغالی و خارج شدن چرخه وضعیت و فعالیت از حالت عادی به وحشت و نگرانی خواهد بود:

«باید به یاد داشته باشیم که بازگشت به زندگی طبیعی که ارتش اسرائیل آن را به ساکنان ]یهودی[ مناطق شمالی اعلام کرده، جزیی از زندگی عادی در میان خطرهایی است که ده سال است اسرائیلی ها را تهدید می کند. [...] اسرائیل می تواند نسبت به این واقعیت که رهبر جنگ ایران در خاورمیانه [سردار سلیمانی] از صحنه خارج شده، خوشحال و راضی باشد، اما باید به یاد داشته باشد که رویارویی اش [فقط] با شخص سلیمانی نبود؛ البته این سوای آن است که خود اسرائیل چند بار فرصت ترور وی را داشت. به هر شکل حلقه خطرها در اطراف اسرائیل با حذف سلیمانی هم شکسته نشده است.»[۳۳]

برخی رسانه ها و نویسندگان اسرائیلی بر اثر کج فهمی و شاید هم خصیصة یهودی تحریف گری و ایجاد جنگ روانی، از یک سو به عکس العمل مردم در قبال ترور سردار بزرگ جبهه مقاومت و پیامدهای خطرناک آن برای قاتلان این شهید اذعان و از سوی دیگر شهادت او را، فرصتی برای تقابل جدی تر با ایران اسلامی قلمداد کرده و نوشته اند:

«درست است که سلیمانی یک قهرمان شمرده می شد و ترور او خشم مردمی را علیه آمریکا برانگیخت؛ اما در این برهه، ظاهراً پنجره فرصتی برای سرنگونی نظام ایران باز شده است، [...] همه می دانستند که او عزیز [حضرت آیت الله] خامنه ای بود. ایران  اکنون در شرایط حساس نظامی و در شرایط نه چندان سهل در صحنه بین الملل قرار دارد.»[۳۴]

روزنامه صهیونیستی معاریو هم در ۲۳ دی ماه، یعنی ده روز پس از شهادت سردار سلیمانی، درباره میزان تأثیر و پیامدهای ترور این بزرگمرد، در سرزمین سوریه و لبنان و نیز چگونگی ایفای نقش رژیم صهیونیستی نوشته است:

« بسیاری از مسؤولان امنیتی اسرائیل به این نتیجه رسیده اند که بعد از ترور قاسم سلیمانی، اسرائیل باید فشارهای خود را علیه استقرار ایران در سوریه افزایش داده و بر این امر تأکید شود که ادامه استقرار و حضور ایران در سوریه در راستای منافع دمشق نخواهد بود. اسرائیل بر این باور است که حزب الله لبنان [پس از شهادت سردار سلیمانی] هم چنان به افزایش توانمندی خود علیه اسرائیل ادامه خواهد داد. با این همه، این سازمان در رابطه با موضوع ادامه یا توقّف توسعه پروژه موشک های دقیق [نقطه زن] خود که قاسم سلیمانی شخصاً آن را هدایت، کمک و تأمین مالی می کرد، باید تصمیم دیگر و جدی بگیرد[!].»[۳۵]

سردرگمی اسرائیلی ها در تحلیل و ارزیابی وقایع و پیامد های پس از شهادت سردار سلیمانی و تأثیر آن در ثبات، امنیت و حتی تداوم حیات اسرائیل، به خوبی در رسانه های صهیونیستی آشکار است. مقاله روزنامه معاریو در این باره کاملاً گویاست:

« سازمان دفاعی [ ستاد جنگ ارتش اسرائیل] بر این باور است که ترور قاسم سلیمانی در کوتاه مدت عاملی محدود کننده در منطقه و یک تحول مثبت محسوب می شود. [...] رویکرد تقویت توان بازدارندگی ایران حتی بعد از ترور سلیمانی هم همچنان ادامه دارد؛ همان طور که استفاده از محور مقاومت نیز بعد از آن ادامه پیدا کرده است. بنابراین سازمان دفاعی اسرائیل به شدت دنبال تعیین میزان دقیق این قدرت [مقاومت و بازدارندگی] است. [.... با این حال] ترور سلیمانی به عنوان ستون فقرات امنیتی و تفکّر اصلی پیش روی سازمان نیروی قدس و متحدانش، نیز تأثیر خود را خواهد داشت.»[۳۶]

برخی محافل اسرائیلی برای رفع دغدغه های روانی و امنیتی و نیز آرامش بخشیدن به مخاطبان خود در جامعه یهودی اراضی اشغالی، ادعا کرده اند که با شهادت سردار سلیمانی موقعیت و جایگاه ایران در معادلات منطقه از جمله عراق آسیب پذیر شده است. یک پایگاه اسرائیلی دراین باره نوشت:

«شاید این نظریه کمی افراطی باشد، اما ایرانی ها ضربه خورده اند و قدرتی را که در عراق قبضه کرده بودند، آسیب پذیر یافته اند. عراق دارای جایگاه بسیار حیاتی برای منافع و امنیت ملی ایران است.»[۳۷]

از سوی دیگر، همین نویسنده در ادامه مقاله، به طور تلویحی اعتراف می کند که ساختار جریان مقاومت منطقه که از سوی سردار سلیمانی طراحی  و معماری شده، آن چنان قوی و مستحکم است که حتّی موجب حیرت و سردرگمی بسیار از مقامات در کشورهای مختلف است:

«سلیمانی ساختار تأثیرگذار خود را در خاورمیانه، از طریق روابط شخصی خویش با رهبران برجسته در بخش میدانی بنا نهاده بود. شگفت انگیزتر آن که او این ساختار و نظام ارتباطی را با شمار کمی از اشخاص پایه ریزی کرده و همین  مسأله است که بسیاری از رهبران و مقامات کشورهای منطقه را متحیّر و مدهوش کرده است.»[۳۸]

بعضی رسانه ها، نویسندگان و تحلیل گران اسرائیلی، ترور سردار سلیمانی را فرصتی برای پیشگیری از سرعت نفوذ و پیشروی ایران و جبهه مقاومت در منطقه ارزیابی کرده و مدعی اند که چنان چه موفق به بهره گیری از این فرصت نشوند، حضور جبهه مقاومت به رهبری ایران در پشت مرزهای سرزمین های اشغالی، موجودیت جامعه صهیونی در فلسطین و رژیم جعلی و غاصب اسرائیل را با چالش و تهدید جدی مواجه خواهد ساخت:

«اسرائیل باید از شرایط بازدارندگی موجود علیه ایران کمال استفاده را ببرد و به فعالیت، اقدامات و جنگ خود علیه حضور ایران در سوریه و لبنان ادامه دهد. اسرائیل باید نه تنها این رویکرد را تداوم ببخشد،  بلکه با قدرت از این مشی پیروی کند؛ زیرا فرصت مناسبی فراهم شده است که می توان با استفاده از آن، [ از این دغدغه، هراس و کابوس] شبانه روزی که ایران پشت مرزهای ما قرار دارد، خلاص شویم.»[۳۹]

محمدتقی تقی پور

پینوشت ها

[۲۷] – آرییل کاهانا، روزنامه اسرائیلی یسرائیل هیوم، ۱۱ نوامبر ۲۰۱۹، ۲۰ آبان ۱۳۹۸.

[۲۸] – .  پایگاه اسرائیلی NZIV.net، ۱۳ نوامبر ۲۰۱۹ / ۲۲ آبان ۱۳۹۸.

[۲۹] – همان.

[۳۰] – همان.

[۳۱] – هیأت تحریریه روزنامه اسرائیلی هاآرتص، ۵ ژانویه ۲۰۲۰ / ۱۵ دی ۱۳۹۸.

[۳۲] – همان.

[۳۳] – همان.

[۳۴] – تامارا عیلام جونیدین، استاد مرکز علمی شالیم و کارشناس امور ایران، روزنامه اسرائیلی یسرائیل هیوم، ۱۳ ژانویه ۲۰۲۰ / ۲۳ دی ۱۳۹۸.

[۳۵] – تل لیو رام، روزنامه اسرائیلی معاریو، ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ / ۲۴ دی ماه ۱۳۹۸.

[۳۶] – تل لیو رام، روزنامه اسرائیلی معاریو، ۱۳ ژانویه ۲۰۲۰ / ۲۳ دی ماه . ۱۳۹۸

[۳۷] – عامیر بوحبوط، پایگاه اسرائیلی واللانیوز، ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ / ۲۴ دی ۱۳۹۸.

[۳۸] -  همان.

[۳۹] – کومی اوزیلی، به نقل از تزیپی یحزقلی، تحلیل گر مسائل جهان اسلام، پایگاه اسرائیلی www. Bhol.com، ۱۹ ژانویه ۲۰۲۰/ ۲۹ دی ۱۳۹۸.


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


8 + = 14