اصل ماجرای فلسطین ۱

۱م خرداد, ۱۳۹۹ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

حضرت آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای

مقدمه
تحقیقاً امروز در زندگى مسلمین و در آفاق اسلامى، هیچ مسأله ‏یى به اهمیت و خطورت مسأله ‏ى فلسطین نیست.
مهمترین مسأله ‏ى امروز، مسأله ‏ى فلسطین است که در نیم ‏قرن اخیر همواره مهمترین مسأله ‏ى جهان اسلام و شاید مهمترین مسأله ‏ى بشریت بوده است. این‏جا سخن از محنت و آوارگى و مظلومیت یک ملت است؛ سخن از غصب یک کشور است؛ سخن از ایجاد غده‏ یى سرطانى در قلب کشورهاى اسلامى و در نقطه‏ ى التقاى شرق و غرب جهان اسلام به یکدیگر است؛ این‏جا سخن از ظلم مستمرى است که اکنون دو نسل پى‏درپى از ملت مسلمان فلسطین را فرا گرفته است. امروزه که قیام خونین اسلامى متکى به توده‏هاى مردم در سرزمین فلسطین، خطر واقعى و جدى را به اشغالگران بى‏وجدان و بیگانه از انسانیت و بى‏محابا از جنایت گوشزد مى‏کند، شیوه ‏هاى دشمن از همیشه پیچیده ‏تر و هشداردهنده‏ تر است و مسلمین در سراسر جهان باید مسأله را از همیشه جدیتر بگیرند و براى آن فکرى و کارى بکنند. … و این است خبر تازه‏ى امروز.
پیشینه‌ی تاریخی و ماهیت اشغالگران
یک باند و گروه وابسته و مزدور به قدرتهاى جهانى، با اتّکا به همین وابستگى‏شان، آمدند سرزمین فلسطین را غصب کردند. آیا کسى مى‏تواند منکر این بشود؟! از این چند میلیون صهیونیستى که امروز در سرزمینهاى اشغالى ما – در فلسطین – هستند، چندنفرشان فلسطینى‏اند؟ پدرشان در فلسطین بوده یا خودشان متولّدِ فلسطین‏اند؟! بیگانه‏هایى هستند که با اهدافى شوم، از جاهاى مختلف به این‏جا آورده شدند، تا این‏جا را پایگاهى قرار دهند، و نفوذ قدرتهاى استکبارى را در منطقه، راحت گسترش دهند. آیا این غصب نیست؟! آیا این ظلم نیست؟! آیا این محکوم نیست؟! اگر گروهى بروند خانه دیگرى را، شهر دیگرى را بگیرند، این در نظر آزادیخواهان و مردم عادّى و منصف – اهل هر دین و مذهبى – مردود نیست؟ اگر ما گفتیم «صهیونیستها غاصبند، ظالمند»، حرفى خلاف گفته‏ ایم؟!
اینها ابتدا که وارد فلسطین شدند، نگفتند «ما مهاجر به فلسطین مى‌آوریم.» مردم فلسطین تعجب مى‌کردند که اینها چه کسانى هستند که مى‌آیند؟! به دروغ گفتند «متخصص مى‌آوریم!» مطالبى که مى‌گویم، مستند است؛ در اسناد وزارت خارجه‌ى انگلیس بوده که افشا شده است. بعضى از وزارتخانه‌هاى امور خارجه‌ى دنیا، اسناد قدیمى و کهنه را منتشر مى‌کنند و در اختیار همه قرار مى‌گیرد. اسنادى که عرض مى‌کنم، امروز بعد از شصت، هفتاد سال در اختیار ما قرار گرفته است. در این اسناد، افسر انگلیسى‌اى که در فلسطین مسؤول کارى بوده، در گزارش خود مى‌نویسد: ما به مردم فلسطین گفتیم کسانى که وارد فلسطین مى‌شوند، متخصص و مهندسند؛ دکترند و فلان و بهمانند که مى‌آیند کشور شما را آباد کنند! وقتى هم سرزمین شما را آباد کردند، مى‌روند.
همین افسر انگلیسى در نامه‌اى نوشته است: ولى ما به این مردم، دروغ مى‌گوییم! یهودیان فاقد تخصص و بى‌هنر را از اطراف دنیا جمع کردند به فلسطین بردند و امکانات و زمین و همه چیز در اختیارشان گذاشتند؛ چون مى‌خواستند صاحبان اصلى فلسطین را از آن کشور بیرون کنند! از اول، با ترفند وارد شدند و همین که جاى پایشان محکم شد، دست به حمله زدند.
ملت کنونىِ صهیونیستِ اشغالگر، یک ملت ساختگى است. هیچ عنصرى از عناصر اصلى یک ملت در اشغالگران نیست، از جاهاى مختلف عالم، با دیدگاههاى مختلف، با مناشئ اجتماعى مختلف و با عقاید گوناگون آمده‏اند؛ صرفاً از جهت این که به نژاد بنى‏اسرائیل اتّصال و ارتباط دارند! قرنها از هم جدا بوده‏اند، ولى آنها را به عنوان یک ملت تلقّى کرده‏اند. یک ملت تصنّعى و دروغین؛ براى این که بتوانند در این نقطه حسّاس از جهان – یعنى قلب خاورمیانه و قلب جهان اسلام – پایگاهى براى استکبار باشند. روز اوّل، انگلیسیها آنها را به وجود آوردند؛ امروز هم رژیم امریکا حداکثر استفاده را از آن مى‏برد و اهداف استکبارى خود را تأمین مى‏کند.
لکه ننگ قرن
قضیه فلسطین، یکى از لکّه‏ هاى ننگ بزرگِ این قرنى است که همین چند روزه تمام شد. البته لکه‏هاى ننگ این قرن بیش از اینهاست: دو جنگ بزرگ در این قرن اتّفاق افتاده است؛ چقدر در دنیا حکومتهایى در این قرن به‏دست استعمارگرانِ دیروز به‏وجود آمد؛ از جمله کشور خود ما. در همین قرن بود که حکومت خشن و سرکوبگر و غیرانسانى و فاسد و وابسته پهلوى به‏وجود آمد؛ لیکن در میان زشتیهایى که در این قرن بر ما گذشت – که البته در کنارش محسّناتى هم در این قرن اتّفاق افتاده است که حالا مورد بحث ما نیست – یکى از زشت‏ترین، یا شاید بشود گفت زشت‏ترین آنها، مسأله فلسطین بود. چرا؟ چون در این قضیه، یک ملت را از کشور خودش بیرون کردند. من خواهش مى‏کنم جوانانى که با مسأله فلسطین خیلى آشنایى و سابقه ذهنى ندارند، روى این کلمات تأمّل و درنگ کنند. یک ملت را از خانه و از کشور خود بیرون کنند و یک عدّه آدمهایى را از اطراف دنیا جمع کنند و به جاى آن افراد در آن کشور بگذارند. چرا؟ چون آن جماعتى که از اطراف دنیا جمع کردند، از یک نژادند؛ نژاد اسرائیلى، نژاد یهودى! یعنى یک حرکت نژادگرایانه زشت که هر جاى دنیا به ‏وسیله هر کسى در ابعاد کوچکتر از این پیش مى‏آمد، مایه ننگ و سرافکندگى بود؛ اما این را در ابعاد یک کشور به‏ وجود آوردند. چه کسى به ‏وجود آورد؟ در حقیقت انگلیس؛ بعد هم امریکا.

ادامه دارد…


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


+ 2 = 7