منشور سلیمانی(قسمت پایانی)

۷م خرداد, ۱۳۹۹ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

۲۰-  شهید سلیمانی از ریاست طلبی و قدرت طلبی پرهیز داشت و این خصایص در مرام او ناپسند، مطرود و مذموم بود. او در طول بیش از چهل سال خدمت و مجاهدت، هیچ گاه به دنبال مقام، پست، منصب، قدرت و ریاست نبود و نرفت. این درست در نقطة مقابل آن کسانی است که عطش ریاست و قدرت تمام وجود آنان را فرا گرفته و برای نیل به این مقصود، به مردم دروغ می گویند، مردم را با وعده های کاذب فریب می دهند، ارزش ها و معیارها را تخریب می کنند. اصول و موازین اخلاقی و انسانی را لگدمال کرده و به انواع شانتاژهای روانی و تبلیغاتی متوسل می شوند و آن گاه که خرشان از پل گذشت به همین مردم جفا و اهانت روا می دارند، حقوق عامه را نادیده می گیرند، همه قول ها، قرارها و وعده های خود را انکار می کنند؛ با ایجاد جنگ روانی و تبلیغاتی در مسیر اغراض سیاسی و حزبی خود، امنیّت، منافع و مصالح ملی و حقوق عامه را به خطر می اندازند؛ افکار عمومی را منحرف و کشور و نظام را به لبة پرتگاه سوق می دهند تا مقام ریاست و موقعیت خود یا باند خویش را تثبیت و تحکیم کنند.

۲۱- سلیمانی نه فقط از کاخ نشینی به دور بود و خوی و خلق قصرنشینی نداشت بلکه به شدت از آن پرهیز داشت و بیزار بود. او مثل عامة مردم از یک خانه و زندگی معمولی برخوردار بود. این درست نقطة مقابل آن کسانی است که در قصرها و کاخ های مجلل جا خوش کرده  و طی چند ده سال اخیر، صاحب اموال و املاک شاهانه شده اند. رفتار، مرام و خوی کاخ نشینی و اشرافی گری این جماعت آن چنان ارزش ها و معیارهای انقلابی و اسلامی جامعه را مورد تهدید قرار داده که مقام معظم رهبری مکرر نسبت به آن هشدار داده اند. فرهنگ فرعونی و قارونی این جماعت نه تنها سبب دوری و فاصله بسیار زیاد آن ها از عامه مردم جامعه گردیده بلکه موجب شده تا نسبت به وضعیت، نیازها، مطالبات و خواست های بر حق و قانونی و حتی حداقلی مردم نیز فهم و درک لازم را نداشته باشند.

۲۲- شهید سلیمانی چون بقیه مردم عادی جامعه اتومبیل لوکس گرانقیمت میلیاردی یا چند میلیونی نداشت. او اساساً نه تنها داشتن و یا سوار شدن پشت چنین اتومبیل هایی را امتیازی نمی دانست که آن را مایه ضعف و حقارت مسؤولان و مقامات می دید. این درست نقطة مقابل آن کسانی  است که تمام امتیاز و افتخار خود رابه نشستن پشت اتومبیل های لوکس و میلیاردی می دانند و این خوی خطرناک با تمام شخصیت وجودی آنان همراه و عجین شده است؛ آن چنان که بدون این اتومبیل های لوکس گرانقیمت احساس حقارت، کم بینی و بی شخصیتی به آنان دست می دهد.

۲۳- شهید سلیمانی هیچ گاه به کسب  دریافت مدرک ” دکتری” از مراکز آکادمیک و دانشگاهی نمی اندیشید، چرا که آن را فی نفسه جز کاغذ پارة بی ارزش نمی دانست. او در مکتب حسین بن علی علیه السلام و دانشگاه  کربلا بالاترین واحدها و دوره ها را گذارنده و در پی دریافت بالاترین مدرک، یعنی مقام شهادت، به قول خود کوه ها، دشت ها و بیان ها را نه در ایران که در بلادعراق و شام زیر پا گذاشته بود. این درست نقطة مقابل آن کسانی است که برای دریافت کاغذ پاره ” دکتری” به هر رانت، سرقت علمی، زد و بند و ناراستی متوسل می شوند تا به خیال خویش مقام و شخصیت خود را با پیشوند « دکتر» مزیّن کنند.

۲۴-  سردار سلیمانی فرزندان خود را برای ادامه تحصیل به آمریکا و اروپا  اعزام نکرد. او با رانت  و زد و بندهای دولتی برای آنها بورسیه نگرفت و از این روش ها و شگردها به شدت پرهیز داشت و متنفر و بیزار بود. این درست در نقطة مقابل آنانی است که عطش ادامه تحصیل اعضای فامیل، خانواده و فرزندانشان در آمریکا و اروپا چنان مستشان کرده که با ابزار نفوذ، ارتباط، زد و بند، اهرم رانت حکومتی و دولتی برای اخذ بورس و ادامه تحصیل اطرافیانشان بیشترین بهره را برده می برند.

۲۵-  سردار سلیمانی ” گرین کارت” و “ تابعیت” هیچ کشوری جز ایران اسلامی را در پرونده نداشت که آن را مایه ننگ و بی آبرویی و حقارت می دید. این درست در نقطة مقابل آنانی است که به خیال خود امتیاز و افتخار تابعیت بعضی کشورهای اجنبی و بیگانه را دریافت و در پرونده  خود ثبت و ضبط کرده و موفق به اخذ “گرین کارت” شده اند. تابعیت و گرین کارت ممالکی را که دولتهای آن ها طی ۴۱ سال گذشته بیشترین دشمنی، کینه توزی و شرارت را علیه مردم مسلمان، کشورهای اسلامی، ایران و انقلاب اسلامی داشته اند.

۲۶-  شهید سلیمانی در برابر یتیمان، فرزندان شهیدان و خانواده های آنان، آن چنان خاضع و خاشع بود که آنان را دچار خجلت و شرمندگی می کرد. این رقّت قلب و فروتنی باطنی، سبب شده بود که یتیمان و خانواده های شهیدان او را چون عزیزترین خود، دوست می داشتند و به او عشق می ورزید؛ همان گونه که خود آن عزیز با تمام خلوص و وجود به آنان عشق و ارادت می ورزید.

این درست نقطه مقابل آن کسانی است که حتی دیدار با خانواده های شهیدان را نیز ابزاری و با اهداف و مقاصد تبلیغاتی و انتخاباتی نگاه و صرفاً برای گرفتن فیلم و عکس های یادگاری و تبلیغاتی با بعضی از آنان دیدار می کننند. فراتر از همه، این جماعت حتی آرمان مقدس شهیدان را به هیچ می انگارند و نه تنها به این آرمان مقدس دهن کجی کرده و بر خلاف آن رفتار و اقدام می کنند که هیچ نسبتی با آن آرمان نداشته و ندارند و خود نیز در باطن خویش به این نکته وقوف و اذعان دارند.

همة آنچه یادآوری شد، تنها بخش ها و محورهایی از مرام و منشور شهید حاج قاسم سلیمانی بود. امروز ضروری است تا شخصیت این شهید بزرگ از نگاه و دریچه های دیگر مورد بازخوانی قرار گیرد.

همان طور که مقام معظّم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای فرمود:

« باید به حاج قاسم عزیز و ابو مهدی عزیز به چشم یک فرد نگاه نکرد بلکه باید آن ها را یک مکتب، یک راه و یک مدرسه درس آموز دید.»

 محمّدتقی تقی پور


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


8 + = 10