منشور سلیمانی ۳

۵م خرداد, ۱۳۹۹ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

۱۳- سلیمانی “روح بزرگ” داشت. شاید کلید بزرگی و رمز شخصیت او در همین عنصر مهم نهفته بود.

فروسیّت، شهامت، جوانمردی، از خودگذشتگی،ایثار،تواضع،فروتنی، همه این ها در سبک زندگی، تعامل اجتماعی، ایفای نقش، انجام مسؤولیت و اجرای مأموریت او کاملاً آشکار و در وجودش عجین شده بود. به دلیل برخورداری از این خصیصه، او در برابر استکبار جهانی و شیاطین بزرگ و کوچک بین المللی و دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامی بسیار “سرسخت”، “شدید”، محکم و استوار و در برابر دوست و خودی، بسیار مهربان با محبت، خاضع و خاشع بود. درست در مقابل آن تعداد از کسانی که در برابر دشمنان کمین کرده و مهاجم به اسلام و امت اسلامی سر تعظیم، تسلیم، خضوع و خشوع فرود می آورند ولی در میان مردم با تکبّر راه می روند و فخر می فروشند،  سرسخت. نامهربان و بلکه گستاخ.  بدزبان و ناسزاگو هستند.

۱۴-  سردار سلیمانی دشمن سخت شیطان بزرگ آمریکا و اقمار غربی و منطقه ای اش و در رأس همة آنها “اسرائیل” غاصب و صهیونیسم بین الملل بود. به همین میزان و بلکه بیشتر، آن ها نیز او را دشمن بزرگ خود می دیدند و همواره در کمین او بودند. درست در مقابل آن کسانی که همواره تشنه دیدار، مذاکره، نشست و برخاست و تفاهم با شیاطین بزرگ و کوچک اند و تنها افتخار،  امتیاز و دستاورد خود را در این راه جست و جو می کنند. جماعتی که برای نیل به این اوهام و آرزوها چه حوادث خطرناکی را که رقم نزده و چه خیانت های بزرگی را که مرتکب نشده و چه ننگ و حقارتی را که به جان نخریده اند و چه آثار و پیامدهای تلخ، شوم و زیان باری را که تحمیل این مردم و کشور نکرده اند.

۱۵-  سردار سلیمانی ” سازش ناپذیر” بود. او یقیین کامل داشت که از نظر معرفتی سازش و تفاهم با شیاطین بزرگ و کوچک، جز خواری، ذلّت، حقارت، و خسارت به دنبال ندارد. بنابراین تنها راه غلبه بر شیطان بزرگ و اعوان و انصار جهانی و منطقه ای اش را، مقاومت، ایستادگی و پایداری می دانست. از همین روی وقتی فرستادگان شیطان بزرگ برایش پیام مکتوب در قالب نامه محرمانه فرستادند، حتّی از دریافت آن امتناع ورزید و با این حرکت هوشمندانه و مدبرانه دشمن را متعجّب و متحیّر کرد. این درست در نقطة مقابل کسانی است که همواره گوش به زنگ شیاطین و یا شیطان زادگان کوچک و بزرگ روزگار سپری می کنند و در حسرت مذاکره، نشست و برخاست با آنها، زمین و زمان را به هم می دوزند، به همه پرخاش و توهین می کنند و حل تمام مشکلات و موانع را در مسیر گشایش دروازه دوستی و همزیستی و تفاهم با شیطان بزرگ می دانند.

۱۶-  شهید سلیمانی ” اهداف متعالی و بلند” داشت. او برای رسیدن به این مقاصد بزرگ و والا نیز از راه ها و شیوه های نیک و مشروع بهره می جست. اهداف و مقاصد فانی و زودگذردر دریای وجود و در قاموس اقیانوسی او جایگاهی نداشت. این درست در نقطه مقابل آنانی است که مقاصدشان زودگذر، دنی، دنیایی و فانی است؛ حتّی برای دستیابی به آن هم از تمام راه های نامشروع و ناپسند بهره می برند و از روش ها و شگرد های غیر اخلاقی؛ ضد ارزش و غیر انسانی سود می جویند، زیرا عقیده دارند : ” هدف وسیله را توجیه می کند”.

۱۷-  شهید سلیمانی، ” دردمند” بود و ” اهل درد”. این از خصایص جدایی ناپذیر یک انسان نیک، مؤمن، باورمند و متعالی است. او با دردِ هم نوع خود غمگین و دردمند می شد. مهم نبود که این هم نوع ایرانی باشد یا افغانی، پاکستانی، فلسطینی، عراقی، لبنانی، بحرینی، یمنی، آفریقایی و… .

درد و غمِ هم نوعان تمام ظرف وجود الهی و انسانی اش را لبریز از غم و درد می کرد و در مسیر حل و چاره جویی آن از هیچ همّت و حرکتی فروگذار نمی کرد. این درست در نقطه مقابل آن کسانی است که نه تنها “درد” ندارند که “درد” را نمی فهمند و معتقد و معترفند که “درد” محرومان، مظلومان و ستم دیدگان، چه ایرانی و چه لبنانی، فلسطینی و افغانی، یمنی و… ” مشکل خودشان” است. آنان با همین دیدگاه، با بی دردی و بی تفاوتی تمام از کنار درد مردم می گذرند و حتّی با غرور و افتخار اعلام می کنند که در طول دوران ریاست، وزارت و مسؤولیت خود، دردی را از مردم درمان نکرده و گره ای از گره های زندگی، شغلی، معیشتی و مسکن مردم باز نکرده اند.

۱۸-  ویژگی برجسته و بارز دیگر حاج قاسم سلیمانی ” ساده زیستی” بود. به اعتراف دوست و دشمن، این سردار بزرگ دل ها، نه فقط از مال و ثروت، بهره و اندوخته ای نداشت که از تجمل گرایی و اشرافی گری حتّی در پوشش و لباس، متنفّر و گریزان بود. روح ساده زیستی در عالم وجود این بزرگمرد، از او شخصیتی بی نظیر ساخته بود.

۱۹-  ”زراندوزی” و “گنج وری” در مرام و مسلک او به کلی مطرود و منفور بوده به همین دلیل از یک زندگی بسیار معمولی و ساده برخوردار و به آن بسنده کرده بود. نمایندة محترم ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با اشاره به ساده زیستی این شهید بزرگوار چنین روایت کرده است:

تاکنون این را نگفته ام اما اکنون که ایشان شهید شده اند می گویم که سردار سلیمانی یک ریال یا یک دلار حق مأموریت نگرفت، گاهی به من می گفت : «من در مخارج زندگی زن و بچه خودم می مانم».

این درست در نقطة مقابل کسانی است که با روش ها و شگردهای گوناگون، از جمله دریافتی های نجومی، تملک شرکت ها و کارخانجات دولتی، انبانی از ثروت های باد آورده و غارت شده را برای خویش و نیز فرزندان و نوادگان فراهم آورده و اندوخته اند و فرهنگ قارونی را در جامعه اسلامی و در میان مردم ترویج و به این خوی و رفتار ناپسند خود نیز مفتخرند.

ادامه دارد…

محمدتقی تقی پور


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


9 + = 12