منشور سلیمانی ۲

۲م خرداد, ۱۳۹۹ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

۶-  سلیمانی عزیز ” عدالت گرا”، “عدالت خواه” و ” ظلم ستیز” بود. به عقیده او عدالت ترازوی خدا در روی زمین بود. او ایمان و یقین کامل داشت که عدالت اساس و پایه ای است که قوام و دوام عالم بر آن استوار است. بر همین اساس، او با دشمنان عدالت و طاغیان در برابر عدالت، یعنی ظالمان و ستمگران نه در ایران و دنیای اسلام که در عرصة جهانی مقابله و مبارزه و در این راه با جان عزیزش معامله کرد. این درست در نقطه مقابل آن کسانی است که در حیطة وظایف و مسؤولیت های خود، عدالت یعنی همان میزان و ترازوی خدا را به کناری نهاده و با میل، هوای نفس، سلیقه و خواست شخصی، حزبی و سیاسی خویش حکم می رانند؛ حتّی در عزل و نصب، تشویق و تنبیه، حُبّ و خشم و دوستی و دشمنی.

۷- شهید سلیمانی “صادق در گفتار” بود. صداقت از صفات بارز و برجسته این شهید بزرگوار بود. همة کسانی که با او نزدیکی، آشنایی، مراوده و برخورد داشتند به این حقیقت آشکار معترفند.

این درست نقطة مقابل آنان است که در جهت نیل به اهداف و یا توجیه اعمال نادرست و خطاهای خویش، به انواع دروغ ها و اکاذیب متوسل می شوند و از این بابت شهره عام و خاص اند. دروغ های پی در پی و واضح از سوی این جماعت به گونه ای است که حتی اگر راست هم بگویند باز  هم افکار عمومی دچار شک و تردید می شود و نمی تواند به آسانی آن را بپذیرد.

۸-  سلیمانی “عهد مدار” بود. او به عهد و پیمانی که با خدا، انقلاب و نظام اسلامی، ولایت و مردم بسته بود به شدّت و جدّیت وفادار ماند.او در وفای به عهد خود نه فقط از همه دنیای فانی که حتّی از جان عزیزش نیز گذر کرد تا به خدا رسید. این درست در نقطة مقابل کسانی است که به هیچ عهد و پیمانی با خدا، انقلاب، نظام، رهبری و به خصوص مردم شریف ایران وفادار و پایبند نبوده اند و علی رغم همه عهد و پیمانی که بر سر آن سوگند نیز یاد کرد. و قسم جلاله خورده اند، باز هم به طور مکرر سوگند شکسته و عهد و پیمان خود را زیر پا نهاده اند.

۹-  سردار سلیمانی ” امین و امانت دار” بود. در امانت داری شهرة عام و خاص و امین مردم و حکومت بود. بالاترین امانت، مسؤولیتی بود که عهده دارش شده بود. او در ایفای نقش و اجرای مسؤولیت، یعنی ادای امانت از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نکرد. این درست در نقطة مقابل کسانی است که در حیطة وظایف نبوده اند. به بیت المال دست درازی، و یا زمینه های دست درازی دیگران را فراهم کرده اند، خیانت ها مرتکب شده اند؛ به نا محرمان و نا اهلان نیز میدان و فرصت داده اند تا به حقوق و امانت نظام و حکومت دست اندازی کنند. این جماعت نه فقط ثروت و سرمایه کشور را هدر می دهند بلکه در ایفای نقش و مسؤولیتی که بر عهدة آنان گذاشته شده، یعنی این بزرگترین امانت عامه، کوتاهی و سهل انگاری و بلکه جفا و خیانت می کنند.

۱۰-   ” حُسن خُلق” و ” اخلاق نیک” بارزترین و برجسته ترین خصیصه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی بود. این خلق نیکوی برخاسته از روح ملکوتی آن عزیز، دوست و دشمن را متعجّب کرده و تحت تأثیر قرار داده است. زبان خوش، نگاهِ مهربانانه و محبت آمیز، تواضع و فروتنی در حد بی نهایت او در برابر همه، زبانزد خاص و عام شده است. ” حیا” که رأس و سَرِ مکارم اخلاق و پردة روح ملکوتی انسان است، در او به قدری شدید و محکم بود که وی خود را همواره در محضر خدا می دید و از سوی دیگر خدا را در همه حال ناظر و شاهد اعمالش. بانگِ آیة شریفة ” ألَم یَعلَم بانَّ الله یری” گویی همیشه، در همه حال و در همه جا، در گوش دل او طنین انداز بود. این درست در نقطة مقابل آن کسانی است که گویی مستِ مقام، منصب و قدرت شده و بویی از اخلاق نبرده اند و اخلاق در وجودشان جایگاهی ندارد. با مخاطب به زبان خوش و کلام نیک سخن نمی گویند، هر دروغی را بر زبان می آورند، به هر حُقّه و نیرنگی متوسل می شوند، هر حقی راناحق وهرناحقی را حق جلوه می دهند و در مسیر نیل به مقاصد پست و زودگذر سیاسی و دنیایی جز به فریبکاری متوسل نمی شوند، بی حیایی را به حدِّ کمال رسانده، خدا را فراموش کرده و نه تنها خود را در محضر او نمی بینند که او را نیز ناظر و شاهد اعمال خود نمی دانند. این جماعت، یعنی همان “حیا” از وجودشان بر افتاده و بی هیچ شرم و خجالتی به هر شیوه و نیرنگی متوسل می شود که گویی روح خود را به شیطان فروخته اند. به مردم فحش می دهند و کلمات رکیک نثار هر مخالف و منتقد می کنند.

۱۱-  سردار سلیمانی اهل ” خلوص” و “تقوی” بود. او خداترس و خالص برای خدا بود. جز به خدا و برای خدا نمی اندیشید و کاری نمی کرد. همه حرکات و سکناتتش در مسیر جلب رضایت الهی بود. به قول نماینده مقام معظّم رهبری در نیروی قدس سپاه «او در چهل سال جنگ و جهاد یک بار خود را ندید.» در پرهیزکاری و خلوص نیّت و اعمال به پایه و درجه ای رسیده بود که خیلی از اهل دل نسبت به حال او غبطه می خوردند. این درست در نقطه مقابل کسانی است که رضایت نفس را بر رضایت خدا ترجیح داده و پروا و ترسی از اعمال، رفتار و گفتار انحرافی خویش ندارند. جماعتی که خلوص در قاموس آنان راه ندارد و عمده حرکات و سکناتشان خودنمایی، ریاکاری و نمایشی است. این جماعت خواسته یا ناخواسته با اعمال و نیّات خود نه خدای قادر مطلق که فقط شیطان و نفس شیطانی را از خود راضی نگه می دارند.

۱۲-  برخورداری از “عزّت” و ” کرامت” نفس از دیگر ویژگی های سردار بزرگ حاج قاسم سلیمانی بود. سبک زندگی، تعامل اجتماعی و اخلاق حسنه اش او را آن چنان عزیز و عزتمند کرده بود که دوست و دشمن بدان اعتراف داشتند. کرامت نفس بالاترین مقام و مرتبه ای است که به آسانی و نصیب حتّی هر مؤمنی نخواهد شد و این موهبت الهی نه تنها در وجود پاک  او کاملاً هویدا بود و موج می زد که او را مستثنی کرده بود. این درست در نقطه مقابل آنانی است که تنها هیچ رنگ و بویی از “عزّت” و ” کرامت” در وجودشان نیست که تمام وجودشان انباشته از “ذلّت” است؛ خصیصه ای که این جماعت را مایه ننگ و نفرت خدا و خلق خدا قرار داده است.

ادامه دارد…

محمدتقی تقی پور


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


+ 1 = 9