اروپا را چه کسانی اداره می کنند؟ (قسمت چهارم)

۱۱م دی, ۱۳۹۸ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

این گفت و گو را دولتمداران و مدیران ارشد دیپلماسی نخوانند!

مدخل:

محمّدتقی تقی ‌پور از پژوهشگران باسابقه در حوزه ی مباحث و مسایل تاریخی، سیاسی، بین المللی، یهود و صهیونیسم است. تاکنون ده ها کتاب و مقاله ی پژوهشی و نیز گفت و گو از ایشان منتشر شده است. بعضی آثار و نوشته های آقای تقی پور در سطح اروپا و آمریکا و به خصوص جامعه صهیونیست های آن سامان و حتی در اسرائیل بازتاب پیدا کرده و یا مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. گفت و گوی حاضر با ایشان درباره ی ماهیت، اصول و مبانی فکری دولتمداران آمریکایی و اروپایی در دوران معاصر است. عمده ی سؤال ها این است که برنامه ریزان، سیاستگذاران و تصمیم سازان دنیای غرب در یکی دو قرن اخیر و نیز در دوران کنونی، به کدام جریان فکری و اعتقادی گرایش، وابستگی و پیوستگی دارند و در تعقیب کدام آرمان و راهبرد هستند و در نهایت ریشه و اساس ناسازگاری آن ها با نظام جمهوری اسلامی ایران چیست؟

پاسخ این قبیل پرسش را در گفت و گوی حاضر می خوانید:

 

4) کانون بیداری جهانی

نسیم قدس: اگر ایران در موضوع انرژی هسته‌ای، آن گونه که دنیای غرب اصرار دارد، از سیاست‌ها و مواضع اصولی و حق‌مدارانه‌ی خود عدول و عقب‌نشینی کند، آیا اعتماد آنها جلب و مساله حل و تمام خواهد شد؟

تقی‌پور: با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط پایگاه‌های صهیونیسم در ایران و استقرار نظام جمهوری اسلامی، نه تنها «استراتژی پیرامونی» صهیونیست‌ها در منطقه دچار شکستی سخت و غیرقابل جبران گردید بلکه، آرمان آزادی قدس و سراسر سرزمین فلسطین سرلوحه‌ی اهداف انقلاب مردم مسلمان ایران قرار گرفت.

امواج بیداری اسلامی سراسر منطقه را دربر گرفت. غرور دینی و روحیه‌ی صهیونیسم‌ستیزی، از خاورمیانه تا شمال آفریقا در مصر و مراکش و از آنجا تا اندونزی و جزایر فیلیپین، اقیانوس امت اسلام را به خروش واداشت. به طوری که با خیزش جوانان نستوه و چالشگر فلسطین برای اولین بار در ایران اشغال فلسطین، با انتفاضه‌ی اولین فلسطینیان (دسامبر ۱۹۸۷ م/ آذر ۱۳۶۶)، سراسر آن سرزمین زیرپای اشغالگران به لرزه درآمد و حصارهای آهنین غاصبان فروریخت، و پایه و بنیان دولت صهیونی دچار تزلزل شد. آن‌چنان که امام عزیز و راحل امت درباره‌ی این «حماسه‌ی مردم فلسطین» فرمود: «کوکب دریه فلسطین از شجره لاشرقیه و لاغربیه ما برافروخت».

با انتفاضه‌ی اول بود که صهیونیست‌های اشغالگر برای اولین بار در تاریخ اشغال فلسطین، ناگزیر شدند موجودیت فلسطینیان را به رسمیت شناخته و به طور رسمی به آن اعتراف کنند.

آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰م/ سال ۱۳۷۹ ش، از سوی نیروهای مقاومت اسلامی لبنان و بلافاصله شروع انتفاضه‌ی دوم فلسطینان در مهرماه همان سال، نوید حوادث و تحولاتی بودند که زنگ‌های شکست اشغالگران و عقب‌نشینی اسرائیلیان را به صدا درآورد. آن‌چنان که منجر به فرار صهیونیست‌ها از منطقه‌ی اشغالی غزه و برچیدن ۲۱ شهرک صهیونیست‌نشین و انهدام خانه‌ها و شهرک‌های یهودی در آن منطقه گردید.

این رویدادهای بی‌نظیر در تاریخ پیدایش اسرائیل، حوادث بسیار بزرگ و مهم دیگری را به دنبال داشت که تهاجم وحشیانه‌ی ۳۳ روزه‌ی اسرائیل به جنوب لبنان و سپس شکست خفت‌بار اسرائیلی‌ها و حماسه‌ی پیروزی تاریخی نیروهای مقاومت حزب‌الله برای اولین بار در سده‌ی اخیر، موازنه‌ی قوا و قدرت را در منطقه تغییر داد و نقاط شکست و آسیب‌پذیری رژیم غاصب اسرائیل را برای جهانیان، به ویژه مسلمانان منطقه و بالاخص مردم مظلوم فلسطین به نمایش گذاشت.

 

نسیم قدس: ریشه و منشا نگرانی، هراس، پریشانی و سردرگمی حاکمان نظام جهانی کجاست؟

تقی‌پور: سیر رویدادها و حوادث پی‌درپی منطقه، در دو سه دهه‌ی اخیر ازطریق رصدخانه‌های مطالعاتی، سیاسی و اطلاعاتی امپراتوری صهیونیسم کاملا رصد و ثبت شده و مورد بررسی و ارزیابی دقیق قرار گرفته است. آن‌ها دقیقا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که آن چه نفوذ و سیطره‌ی صهیونیسم را در جهان امروز، از ایالات متحده آمریکا تا «اروپای واحد» با تهدید و خطر روبه‌رو کرده، امواج بیداری و آگاهی ناشی از نهضت اسلامی مردم ایران است. امروز دیگر نه فقط شماری از متفکران، نخبگان، روشنفکران، فرهیختگان، استادان دانشگاه‌ها و دانش‌پژوهان دنیا، بلکه عموم مردم، به ویژه در آمریکا و اروپا، خواستار آمریکا و اروپای مستقل عاری از نفوذ و سلطه‌ی یهود هستند.

برخلاف غوغاسالاری، هیاهوی تبلیغاتی و تحلیل‌های انحرافی و فریبکارانه‌ی گسترده و آشکار رسانه‌های نظام سلطه، امروز، واقعیت‌های دیگری درپس پرده وجود دارد که فقط نظام اقتصادی و پولی آمریکا یا موقعیت و موجودیت کارتل‌ها، کانون‌ها و بنیادهای وابسته به امپراتوری صهیونیسم، از مراکز مالی، تجاری و بازار بورس لندن و نیویورک تا ثروت‌های انباشته شده‌ی افسانه‌ای سلاطین پول در خزانه‌های بانک‌های سوئیس را تهدید نمی‌کند. بلکه فراتر و مهم‌تر و بزرگ‌تر از همه، با برنامه‌ریزی‌ها، بلوک‌بندی‌ها و سمت‌گیری‌های عرصه‌‌ی سیاست جهانی در مسیر تعقیب استراتژی «سلطنت جهانی» یک قوم و یک اندیشه‌ی واحد، کاملا در چالش و در تعارض است.

تئوری‌سازان، نظریه‌پردازان، سیاست‌پیشگان و برنامه‌نویسان کهنه‌کار ماسونی و صهیونی بنیادها، مراکز و کانون‌های مخفی و نیمه‌مخفی اروپا و آمریکا، امروز بیش از همه از گسترش اندیشه‌ای، هراسان و پریشان هستند که در گفتمان نهضت اسلامی و بیداری مردم ایران آن را جستجو کرده و یافته‌اند.

از نظر آن‌ها، این پدیده‌ی فکری جدید، آمریکا و اروپای آزاد و مستقل عاری از سلطه‌ی صهیونیسم و سیطره‌ی سلاطین صهیونی پول را به مردم آن سامان نوید می‌دهد.

بنابراین، چگونه می‌توان از این واقعیت روشن غافل بود که آن‌ها حتی با تعلیق فعالیت‌های تمامی مراکز و تاسیسات هسته‌ای ایران و بلکه توقف و تعطیلی مجموعه‌ی فعالیت‌های مطالعاتی و پژوهشی در حوزه‌های مختلف علمی و صنعتی ایرانیان، بازهم دست از سر مردم ایران برنخواهند داشت. زیرا موضوع و مساله‌ی اصلی، از دید آن‌ها چیز دیگری است. هم تجربه گواهی می‌دهد و هم واقعیت‌های موجود اثبات می‌کند که آن تعداد از اشخاص و دولت‌های طرف مذاکره با مقامات ایرانی، نه اختیار کافی برای مذاکره دارند و نه از استقلال و اقتدار لازم برای حل مسائل ادعایی مورد اختلاف برخوردارند.

 


فرستاده شده در گفت و گو | بدون نظر

ارسال نظر


8 + 7 =