کربلا را می بینم(قسمت اول)

۱۵م شهریور, ۱۳۹۸ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

مفهوم تاریخی و جغرافیایی هویت 

در شعر مقاومت فلسطین

مقدمه

یکی از ویژگی ‌های شعر معاصر عربی به ویژه شعر مقاومت تکیه بر بومی سازی ادبیات با استفاده از عناصر اقلیمی، تاریخی و اسطوره ‌ای است. این ویژگی در حقیقت یکی از شگردهای دستیابی به اصالت و هویت ادبی است. درشعر فلسطین موارد بارزی از تمسک به خاک (أرض) و میهن (وطن، بلاد)، زبان (اللغه)، میراث فرهنگی و تاریخی (التراث) و افسانه ها (الأساطیر) دیده می شود که همگی جلوه ‌هایی از کوشش برای بازسازی و بازآفرینی هویت فلسطینی است.

صرف نظر از جنبه های ادبی و هنری این گرایش، شاعران فلسطین به طور ویژه از این طریق می ‌کوشند به نوعی مقاومت در مقابل هویت زدایی صهیونیست ها دست یازند. اگر بخواهیم بخشی از این تلاش برای حفظ هویت را در یک نگاه کلی بنگریم می توان آن را در دو جنبه ‌ی تاریخی و جغرافیایی خلاصه کرد.

تمسک به جغرافیای فلسطین

زمین و طبیعت از محورهای اندیشه و احساس شاعران مقاومت است، از این رو ارض، بلاد و وطن در این شعر با مفاهیم محبوب (حبیبه ـ حبیب) و مادر (أمّ) در آمیخته است.۱ «شعر مقاومت سرشار از واژگانی مانند ارض، تراب، شجر، حجر و صخره است که دائماً در شعر درویش، سمیح القاسم، توفیق زیاد و راشد حسین تکرار می ‌شوند … أبوسلمی، نخستین کسی است که از این الفاظ به صورت متواتر استفاده کرد و زمین را به طور نمادین به به معشوق (حبیبه) تعبیر کرد.»۲ این چنین است که وطن در شعر فلسطینی به صورت یک اسطوره در می آید و وجود شاعر را تسخیر می کند:

« ای خاک!

برای چشمانت می خوانم

برای لبانت می خوانم

معبود زیبای من

. . . برای بود تو، هستم

ای سرزمین، ای قلبم، ای چشمم۳

در شعر مقاومت، وطن تنها مشتی خاک نیست بلکه دارای روح و شخصیت است و فرزندان خود را می ‌شناسد:

وطنم گردنم را می شناسد

گردنم نه بند رخت و نه نقاب و نه پیشخوان جلادان شده است

گردنم هیچ  گاه پرچم یا روپوش یا کلاه خود اشغالگران نبوده است

وطنم رخسارم را می ‌شناسد

وطنم سینه ام را می شناسد۴

خاک وطن فداییان و رزمندگان خود را می شناسد و آنان را به آغوش می پذیرد:

پیش رفتند

گمنامان

و تخته سنگ ها می‌ شناختندشان

و می دانستند که آنان قهرمانند

هر پیچ و خمی می‌ دانست

که آنها نبضند

که آنها زندگیند

و زمین فراموش نمی  کند

 که آنها فرزندان اویند۵

 سراینده این شعر هارون هاشم رشید است؛ شاعری پیشکسوت که جایزه‌ ی بهترین دیوان «بنیاد جایزه‌ ی بابطین» را از آن خود ساخت. در این قطعه شعر، رشید بر سر آن است که نشان دهد پیشینه انسان فلسطینی در این سرزمین کوچک و حق او در آن به حدّی روشن است که حتی این سرزمین نیز، خود، فلسطینیان را می شناسد.

دکتر نرگس گنجی

پاورقی:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ رجوع کنید به الأیوبی، یاسین: فصول فی نقد الشعر العربی الحدیث، (۱۹۸۹ ـ دمشق) ص ۱۴۱ـ ۱۶۴٫

۲٫ صالح، فخری: عن تجربة الشعر الفلسطینی المعاصر، مجله لوتس، (۱۹۸۸ ـ نیکوزیا)، شماره ۶۵/ ۶۶، ص ۲۷۱٫

۳٫ رشید، هارون هاشم: دیوان، (۱۹۸۱ ـ بیروت)، دارالعودة. ص ۵۸۹٫

۴٫  بسیسو، معین، الأعمال الشعریة الکاملة، (۱۹۸۷ ـ بیروت) ص ۳۱۸٫

۵٫ رشید، هارون هاشم: مرجع سابق ص ۶۵۰٫


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر


8 + = 14