ربا و رباخواری و ربا خواران (قسمت سوم)

۲۴م شهریور, ۱۳۹۹ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

پیشینه اشتغال یهودیان به رباخواری بسیار کهن است. در عهد عتیق رباخواری به عنوان حرفه کنعانی  ها (فینقی  ها) ذکر شده است. این روش انباشت و تکاثر ثروت میراثی فینیقی بود که به وسیله یهودیها جذب شد. از آن پس ایشان به حاملان اصلی این شیوه مبادله پولی بدل گردیدند تا آنجا که رباخواری به عنوان یک حرفه کاملاً یهودی شناخته می  شد. در سفرخروج خواسته شده که در پرداخت پول نقد به فقرای بنی  اسرائیل با ایشان بسان رباخواران سلوک نشود و بهره دریافت نگردد. (سفرخروج؛ ۲۲/۲۵)در سفرتثنیه به صراحت رباخواری در میان بنی  اسرائیل ممنوع ولی در رابطه با بیگانگان مجاز شمرده شده است. (تثنیه؛ ۲۳/۱۹و۲۰)

«غریب را می  توانی به سود قرض بدهی ولی برادر خود را به سود قرض مده»

این، بیانگر رواج رباخواری در میان بنی اسرائیل از ازمنه کهن است.

در سال ۱۸۹۳ میلادی، بقایای یک خانواده یهودی ساکن شهر نیپور بین  النهرین به وسیله آمریکاییها کشف شد: بیش از ۷۰۰ سند به دست آمده در این کاوش نشان می  دهد که خانواده فوق به نام «پسران موراشو» در سالهای ۴۵۵ تا ۴۰۳ پیش از میلاد، یعنی در دوران اردشیر اول و داریوش دوم هخامنشی، به شکلی گسترده به عملیات مالی مبتنی بر ربا اشتغال داشته  اند.

مشارکت فعّال یهودیان اسکندریه (نیز) در عملیات تجاری و صرّافی کاملاً روشن است. پیشتر درباره خاندان فیلو اسکندرانی سخن گفته ایم؛ یادآوری می شود که نام برادر فیلو بعنوان بزرگترین صراف اسکندریه در حوالی ظهور عیسی مسیح علیه السّلام چنان بود که خاندان سلطنتی هیرود با آن وصلت نمود.  می  دانیم که در زمان شاپور اول ساسانی، شموئیل، حاخام بزرگ یهودیان بین  النهرین فتوایی صادر کرد و طبق آن، دادن پول به عنوان ربا به سایر یهودیان را ممنوع کرد. این نشان می  دهد که در نخستین سالهای تأسیس دولت ساسانی نیز رباخواری یهودی، حتی در میان خود یهودیان، رواج گسترده داشته است.

ظهور اسلام و احکام صریح قرآن در ممنوعیّت ربا مانعی جدّی در راه رباخواری یهودی پدید ساخت…

ورنر سومبارت محقق آلمانی می  نویسد:

«… انزوا طلبی و ارگانیسم اجتماعی یهود از بقیه  جامعه، چه تأثیراتی بر حیات اقتصادی یهودیان به جا نهاد؟ یهودیان وقتی از گتو یا محله  های یهودی نشین پا بیرون می  نهادند، به طور مستقیم با «غریبه ها» در تماس قرار می  گرفتند… موضع  گیری و رفتار ویژه یهودیان با مردمی که در میان ایشان می  زیستند، پی آمد مستقیم آموزش  های دین یهود بود و یهودیان از فرامین دینی خود اطاعت می  کردند که به ایشان یاد می  دادند تا با آن مردم چگونه برخورد و رفتار کنند… مهمترین موضوع و مسأله ای که بیش از هر چیز دیگری مورد پرسش و بررسی  های حقوقی قرار گرفته، موضوع اخذ رباست…

… نکته اصلی و کانونی این موضوع در تلمود (باها مزیا، ۷۰ ب) آمده و … هدف آن کوشش در این سمت است که به هر وسیله  ای شده حتی با توسل به سفسطه و مغلطه، حرف  های صریح و روشن در عهد عتیق را بی اهمیت جلوه دهد و نادیده بگیرد. مگر در تثنیه گفته نشده است که «از برادر دینی خود ربا نگیر، ولی از غریبه  ها می  توانی ربا بگیری.» تنها مورد مشکوک، نحوه جمله بندی مندرج در نسخه اصلی تثنیه است که «می توانی» تفسیر شود یا «باید». هیچ مفسری در مورد معنای ربا که همان سود است، کم ترین تردیدی نشان نداده است.

به هر حال، یهودیان مؤمن و متعصب اجازه داشتند که از غیر یهودیان ربا بگیرند… هرگز ربی  ها قانون یهود در این موارد را زیر سؤال نبردند. از سوی دیگر، ادواری هم بود که «می توانی» مندرج در تثنیه به عنوان «باید» تفسیر می  شد و این  ها ادواری بودند که طی آن   ها به یهودیان اصرار می  شد که در عرصه وام دهی، نقش مهمی به عهده بگیرند…» (۶)

ویل دورانت که کاملاً طرفدارانه دربارة یهودیها سخن می گوید و آنها را «قومی ممتاز در برابر هرگونه سختیها» و دارای «فرهنگ بی  مانند» می  نامد و آنها را «میان دو جهان کینه  توز مسلمان و مسیحی حامل و عامل انتقال بذرهای بارآور…» (۷) توصیف می  کند وقتی می  رسد به دوره جنگهای صلیبی، در بخشی به مسائل اقتصادی هم می  پردازد و می  کوشد تا آن جا که ممکن است اشتباهات و کارهای نادرست یهودیها را عکس  العمل محیط نادرست اطرافشان نشان می  دهد که نتوانستند کار تولیدی و کشاورزی کنند و به ناچار به «دادو ستد»، یعنی تجارت و صرافی و رباخواری روی بیاورند:

«یهودیان که بدین منوال از همه سو در تنگنا بودند، متوجه داد و ستد شدند. راب، ربن تلمودی بزرگ یهودیان بابلی، به پیروان خویش اندرزی زیرکانه داده بود به این مضمون که (اگر) «با یکصد اشرفی، تجارت کنید، استطاعت خرید گوشت و شراب را خواهید داشت؛ همان مبلغ را در کشاورزی به کار اندازید، حداکثر ممکن است نان و نمکی عاید شما شود» (۸). این «اندرز زیرکانه» چقدر منبعث از «تنگنای اوضاع و احوال» و اجبار به دادوستد است؟ آیا با همین استدلال نمی توان به شکلی زیرکانه تر به سراغ نزول و رباخواری رفت تا هم کمتر زحمت داشته باشد و هم بیشتر سود؟

ادامه مطلب: «دستفروش یهودی، در هر شهر و قصبه، و بازرگان یهودی در هر بازار مکاره  ای سرشناس بود. بازرگانی بین  المللی قبل از قرن یازدهم در تخصّص، بلکه تقریباً در انحصار آنها بود.

بارو بنه ها، کاروانها، و کشتیهای آنها از بیابانها، کوهستانها، و دریاها عبور می  کرد، و در اغلب موارد خود آنها همراه کالاهای خویش به سفر می  رفتند. جماعات یهودی در حکم حلقه هایی بودند که رشتة دادو ستد را بین عالم مسیحی و اسلام، میان اروپا و آسیا، و بین کشورهای اسلاو و غرب برقرار می  کردند. قسمت اعظم خرید و فروش برده به دست آنان صورت می  گرفت…

عبدالله راستگو

پاورقی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۶- یهودیان و حیات اقتصاد مدرن؛ ورنر سومبارت؛ ص ۲۵۲و ۲۵۳٫ ورنر سومبارت یک محقق آلمانی است در اوائل قرن بیستم که دوست و همکار ماکس وبر بوده است. او در سال ۱۹۱۱ کتاب «یهودیان و حیات اقتصادی مدرن» را تألیف کرد که بسیار خواندنی و در واقع جواب کتاب وبر ـ پروتستانیتسم و مناسبات سرمایه داری ـ است. کتاب سومبارت پس از بیش از ۹۰ سال در سال ۱۳۸۴ به وسیله رحیم قاسمیان ترجمه و برای اولین بار در ایران توسط نشر ساقی منتشر گردید. این کتاب دامنه گستردة فعالیتهای یهود در زمینه های اقتصادی را در همة وجوه آن توضیح می  دهد و بسیار خواندنی و مفید است.

۷- تاریخ تمدن ویل دورانت؛ جلد چهارم؛ بخش اوّل؛ ص ۴۴۱

۸- همان؛ ص ۴۷۹


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


+ 1 = 10