ربا و رباخواری و ربا خواران (قسمت دوم)

۱۷م شهریور, ۱۳۹۹ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

رباخواری و ثروت اندوزی و تراکم اموال، مردم را به دو دستة ثروتمند و مستمند تقسیم کرده بالاخره کار به جنگ جهانی کشیده و … و به زودی روشن خواهد شد که بیانات قرآن دربارة دوستی با دشمنان دین و همچنین دربارة رباخواری، از پیشگوییهای این کتاب شریف به شمار می  رود.»

یهودیها گرفتار یک خبط شیطانی دیگر هم هستند که به صورت تاریخی و با توجیه مذهبی و اعتقادی، خود را قوم برتر و نژاد برگزیده می  دانند و لذا هر عمل و رفتاری را برای خود شایسته و مقبول می  پندارند. آنها نه فقط رباخواری را بلکه رشوه دادن، غصب، دزدی، ایجاد نفاق و مفسده و تفرقه  و جنگ، کشتن و نابودی انسانها و هیچ جنایتی را نسبت به غیریهود، نادرست و ناروا نمی  دانند.

در سورة آل عمران آیة ۷۵ خداوند می فرماید: وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدینارٍ لا یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاَّ ما دُمْتَ عَلَیْهِ قائِماً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبیلٌ وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ.

از میان اهل کتاب کسی است که اگر او را امین شمری و قنطاری (یک پوست گاو پر ارزش) به او بسپاری آن را به تو باز می  گرداند و از ایشان کسی است که اگر امینش شمری و دیناری به او بسپاری جز به تقاضا و مطالبت، آن را باز نگرداند زیرا می  گوید: راه اعتراض مردم مکه بر ما بسته است و کس ما را ملامت نکند. اینان خود می  دانند که به خدا دروغ می بندند.

در تفسیر المیزان ذیل آیة فوق می خوانیم (۳):

«در این آیه، به اختلاف فاحشی که بین اهل کتاب راجع به حفظ امانتها و نگهداری جانب عهد و پیمان وجود دارد اشاره شده. هم چنین بیان می  دارد که این صفت ـ گر چه فی نفسه یک خوی زشت و ناپسند نژادی است و زیانش برای همگان روشن ااست ـ از صفت و خوی زشت دیگری که در جماعت آنان ـ یهود ـ هست و در نظرشان جنبة اعتقادی هم دارد، سرچشمه گرفته است.

آنان می گویند: لیس علینا فی الامییّن سبیل یعنی چون ما اهل کتابیم و دیگران امّی و درس نخوانده هستند بنابراین کسانی که از نژاد ما نیستند، بر عهدة ما که اسرائیلی هستیم، حقوق لازم الرّعایه ای نخواهند داشت. بالاتر آن که سخن گذشته را هم به دین نسبت می  دهند چنانکه جمله ویقولون علی الله الکذب و هم یعلمون… به آن دلالت دارد.

آنان گمان می  کردند ـ چنان که امروز هم به همان عقیده باقی  اند ـ کرامت الهی اختصاص به ایشان دارد و روی این که خدا در نسل اسرائیل نبوت و کتاب و ملک قرار داده است، سیادت و آقایی برای آنان ثابت است و بر دیگران حقّ تقدم دارند. از آن گمان نتیجه گرفته بودند که حقوقی که در کتاب آسمانیشان تشریع شده ـ چون حرمت رباخواری، حرمت خوردن مال یتیم، حرمت تضییع حقوق مردم و مانند آن ـ حقوقی است که تنها در بین خود آنان لازم الرّعایه است نه آن که نسبت به دیگران هم لازم الاجرا باشد.

مثلاً بر یک نفر اسرائیلی، خوردن مال اسرائیلی دیگر و یا از بین بردن حقوق او حرام است اما خوردن مال غیر اسرائیلیان یا از بین بردن حقوق آنان حرام نیست. آنان عقیده داشتند یک نفر یهودی نسبت به دیگران هر حکمی که خواهد می  تواند اجرا کند و آنچه دربارة او اراده کند جایز خواهد بود.»

اکنون برخی شواهد تاریخی بر این مسائل را هم مرور می  کنیم:

عبدالوهاب المسیری می  نویسد:

«… در دوره روشنگری موجی انتقادی از شخصیت یهودی به عنوان یک شخصیّت زالو صفت حاشیه  ای (آنها را به) کار در بخش کشاورزی و دوری از تجارت و رباخواری تشویق می  کرد و این روند به دید «روند طبیعی سازی یهود» نگاه می شد. به عبارت دیگر دولت مدرن می خواست آنها را در یک گروه کارکردی که کارهای اقتصادیش با قومیّت و انزوا مرتبط است، به شخصیتهایی مدرن و طبیعی و همانندی آنها با جامعه پیرامون امکان پذیر شود. از این روند هم چنین به عنوان تبدیل یهودیان به بخش موّلد نام برده می  شود و به همین دلیل در فرانسه پس از انقلاب به منظور تحقق چنین هدفی و فراهم ساختن زمینة کار در بخش کشاورزی برای آنها، قوانین متعدّدی صادر گشت.» (۴)

در این نوشته به چند نکته توجه شود:

۱-     کشاورزی و تولید و کار روی زمین، درست در مقابل رباخواری و تحصیل بهره و مال مفت است.

۲-    یهودیان اساساً با کار کشاورزی میانه  ای ندارند کما این که با همة آزادیهایی که انقلاب فرانسه برایشان فراهم کرد، باز هم در کشاورزی وارد نشدند مگر در دلالیهای هنگام فروش محصولات.

۳-    حتی در اسرائیل که از ابتدا با تفاخر به مؤسسات کشاورزی کیبوتص و موشاو و با تبلیغات فراوان دربارة کشاورزی شروع شد، بعد از استقرار و محکم شدن جای پا، کم کم کشاورزی در اسرائیل عقب نشست.

۴-    عبارتهای «طبیعی سازی» یهود و «انزوا و قومیّت» و «همانندی با جامعه پیرامون» در مطلب فوق اشاره به نژادپرستی و اعتقاد به برتری قومی یهودیها در مقابله دنیای مدرن با این روحیه است.

در کتاب زرسالاران یهودی و پارسی (۵) می  خوانیم که:

«دایرة  المعارف یهود می  نویسد: با ظهور اسلام و گسترش سریع آن از جنوب فرانسه تا هند حیات اقتصادی یهودیان نیز دستخوش تحوّل اساسی شد؛ این انقلاب جدید سیاسی و اجتماعی ـ اقتصادی برای نخستین  بار جوامع  یهودی را  که  غالباً  کشاورز  بودند  به  مردمی  تاجر،  صراّف  و  صنعتگر  بدل  کرد.

تردیدی نیست که پیدایش تمدن اسلامی در ارتقاء وضع فرهنگی و اقتصادی یهودیان تأثیر فراوان داشت ولی آن بخش از نوشتة فوق که آغاز اشتغال یهودیان به تجارت و صرافی را از زمان زیست ایشان در فضای اسلامی می  داند قابل قبول نیست. دایرة  المعارف یهود در جای دیگر می  نویسد: قرآن نخستین مأخذی است که اشتغال یهودیان به رباخواری را مطرح ساخته است.

عبدالله راستگو

پانوشت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳- المیزان؛ جلد ۳؛ ص ۴۴۵ و ۴۴۶

۴- دایرة المعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم؛ عبدالوهاب المسیری؛ ج ۲؛ ص ۲۵۹؛ پاراگراف وسط ستون دوم.

۵- زرسالاران یهودی و پارسی، عبدالله شهبازی؛ ج ۱؛ ص ۴۶۴


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


6 + 3 =