- جمعيت حاميان آزادي قدس شريف - http://hamyanequds.ir -

سیرۀ پیامبر اکرم (ص) (قسمت دوم)

تاريخ انتشار مطلب : ۱۳۹۸/۰۴/۱۵ مقالات تخصصي

[1] سیرۀ پیامبر اکرم (ص)، از تأسیس نظام اسلامی، تا برخورد با اصحاب فتنه و توطئه و پیمان شکنان.

روش پیغمبر (ص)

پیغمبر وارد مدینه شد تا این نظام را سرِ پا و کامل کند و آن را براى ابد در تاریخ، به عنوان نمونه بگذارد تا هر کسى در هر جاى تاریخ ـ از بعد از زمان خودش تا قیامت ـ توانست، مثل آن را به وجود آورد و در دلها شوق ایجاد کند تا انسانها به سوى چنان جامعه ‌اى بروند. البته ایجاد چنین نظامى، به پایه‌ هاى اعتقادى و انسانى احتیاج دارد. اوّل باید عقاید و اندیشه‌ هاى صحیحى وجود داشته باشد تا این نظام بر پایه آن افکار بنا شود.

پیغمبر این اندیشه ‌ها و افکار را در قالب کلمه توحید و عزّت انسان و بقیه معارف اسلامى در دوران سیزده سال مکه تبیین کرده بود؛ بعد هم در مدینه و در تمام آنات و لحظات تا دم مرگ، دائماً این افکار و این معارف بلند را ـ که پایه ‌هاى این نظامند ـ به این و آن تفهیم کرد و تعلیم داد. دوم، پایه‌ ها و ستونهاى انسانى لازم است تا این بنا بر دوش آنها قرار گیرد ـ چون نظام اسلامى قائم به فرد نیست ـ پیغمبر بسیارى از این ستونها را هم در مکه به وجود آورده و آماده کرده بود. یک عدّه، صحابه بزرگوار پیغمبر بودند ـ با اختلاف مرتبه ‌اى که داشتند ـ اینها معلول و محصول تلاش و مجاهدت دوران سخت سیزده‌ ساله مکه بودند. یک عدّه هم کسانى بودند که قبل از هجرت پیغمبر، در یثرب با پیام پیغمبر به وجود آمده بودند؛ از قبیل سعدبن ‌معاذها و ابى ‌ایّوب‌ ها و دیگران.

بعد هم که پیغمبر آمد، از لحظه ورود، انسان‌ سازى را شروع کرد و روزبه‌ روز مدیران لایق، انسانهاى بزرگ، شجاع، با گذشت، با ایمان، قوى و بامعرفت به عنوان ستونهاى مستحکم این بناى شامخ و رفیع، وارد مدینه شدند ]…[

پیغمبر وارد مدینه شد، این شوق و این نسیم لطیف و ملایم، به توفانی در دل  های مردم تبدیل شد ودلها را عوض کرد. ناگهان مردم احساس کردند که عقاید و عواطف و وابستگیهاى قبایلى و تعصّبات آنها، در چهره و رفتار و سخن این مرد محو شده است و با دروازه جدیدى به سوى حقایق عالم آفرینش و معارف اخلاقى آشنا شده‌اند. همین توفان بود که اوّل در دلها انقلاب ایجاد کرد؛ بعد به اطراف مدینه گسترش پیدا کرد؛ سپس دژ طبیعى مکه را تسخیر کرد و سرانجام به راههاى دور قدم گذاشت و تا اعماق دو امپراتورى و کشور بزرگِ آن روز پیش رفت؛ و هرجا رفت، دلها را تکان داد و در درون انسانها انقلاب به وجود آورد. مسلمانان در صدر اسلام، ایران و روم را با نیروى ایمان فتح کردند. ملتهاى مورد هجوم هم به مجردى که اینها را مى‌ دیدند، در دلهایشان نیز این ایمان به وجود مى‌آمد. شمشیر براى این بود که مانعها و سرکرده‌هاى زر و زورمدار را از سر راه بردارد؛ والّا توده ‌ى مردم، همه جا همان توفان را دریافت کرده بودند.

تدبیر و سیاست وحیانی اداره نظام

پیغمبر بعد، تدبیر و سیاست اداره آن نظام را طرّاحى کرد. وقتى انسان نگاه مى‌کند و مى ‌بیند قدم به قدم، مدبّرانه و هوشیارانه پیش رفته است، مى ‌فهمد که پشت سر آن عزم و تصمیم قوى و قاطع، چه اندیشه و فکر و محاسبه دقیقى قرار گرفته است که على ‌الظّاهر جز با وحى الهى ممکن نیست. امروز هم کسانى که بخواهند اوضاع آن ده سال را قدم به قدم دنبال کنند، چیزى نمى ‌فهمند. اگر انسان هر واقعه ‌اى را جداگانه حساب کند، چیزى ملتفت نمى ‌شود؛ باید نگاه کند و ببیند ترتیب کار چگونه است؛ چطور همه این کارها مدبّرانه، هوشیارانه و با محاسبه صحیح انجام گرفته است.

اوّل، ایجاد وحدت است. همه مردم مدینه که مسلمان نشدند؛ اکثراً مسلمان شدند و تعداد بسیار کمى هم نامسلمان ماندند. علاوه بر اینها، سه قبیله مهمّ یهودى ـ قبیله بنى ‌قینقاع، قبیله بنى ‌النضیر و قبیله بنى ‌قریظه ـ در مدینه ساکن بودند؛ یعنى در قلعه‌ هاى اختصاصىِ خودشان که تقریباً به مدینه چسبیده بود، زندگى مى ‌کردند .

آمدنِ اینها به مدینه به صد سال، دویست سال قبل از آن برمى ‌گشت و این‌که چرا آمده بودند، خودش داستان طولانى و مفصّلى دارد.

خصوصیات یهودیان مدینه

در زمانى که پیغمبر اکرم وارد مدینه شد، خصوصیّت این یهودیها در دو، سه چیز بود: یکى این بود که ثروت اصلىِ مدینه، بهترین مزارع کشاورزى، بهترین تجارتهاى سودده و سودبخش ‌ترین صنایع ـ ساخت طلاآلات و امثال این چیزها ـ در اختیارشان بود. بیشتر مردم مدینه در موارد نیاز به اینها مراجعه مى ‌کردند؛ پول قرض مى‌ گرفتند و ربا مى ‌پرداختند؛ یعنى از لحاظ مالى، ریش همه در دست یهودیها بود. دوم این‌که بر مردم مدینه برترى فرهنگى داشتند. چون اهل کتاب بودند و با معارف گوناگون، معارف دینى و مسائلى که از ذهن نیمه‌ وحشیهاى مدینه، بسیار دور بود، آشنا بودند؛ لذا تسلّط فکرى داشتند. در واقع اگر بخواهیم به زبان امروز صحبت کنیم، یهودیها در مدینه یک طبقه روشنفکر محسوب مى ‌شدند؛ لذا مردم آن‌جا را تحمیق و تحقیر و مسخره مى ‌کردند. البته آن‌جایى که خطرى متوجّه ‌شان مى ‌شد و لازم بود، کوچکى هم مى‌ کردند؛ لیکن به طور طبیعى اینها برتر بودند. خصوصیت سوم این بود که با جاهاى دوردست هم ارتباط داشتند؛ یعنى محدود به فضاى مدینه نبودند. یهودیها واقعیتى در مدینه بودند؛ بنابراین پیغمبر باید حساب اینها را مى ‌کرد.

میثاق نبوی

پیغمبر اکرم یک میثاقِ دستجمعىِ عمومى ایجاد کرد. وقتى آن حضرت وارد مدینه شد، بدون این‌که هیچ قراردادى باشد، بدون این‌که چیزى از مردم بخواهد و بدون این‌که مردم دراین ‌باره مذاکره ‌اى کرده باشند، روشن شد که رهبرىِ این جامعه متعلّق به این مرد است؛ یعنى شخصیت و عظمت نبوى به طور طبیعى همه را در مقابل او خاضع کرد؛ معلوم شد که او رهبر است و آنچه مى‌گوید، باید همه بر محورش حرکت و اقدام کنند. پیغمبر میثاقى نوشت که مورد قبول همه قرار گرفت. این میثاق درباره تعامل اجتماعى، معاملات، منازعات، دیه، روابط پیغمبر با مخالفان، با یهودیها و با غیرمسلمانها بود. همه اینها نوشته و ثبت شد؛ مفصّل هم هست؛ شاید دو سه صفحه کتابهاى بزرگ تواریخ قدیمى را گرفته است.

حضرت  آیت الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه ای


جمعيت حاميان آزادي قدس شريف: http://hamyanequds.ir

URL to article: http://hamyanequds.ir/?p=6975

URLs in this post:
[1] Image: http://hamyanequds.ir/?attachment_id=6976

انجمن حاميان آزادي قدس شريف.