موسیقی مطربی و یهودی ها (قسمت دوم)

۲م خرداد, ۱۳۹۸ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

 

شادی دنیایی و مادی، یعنی تحریک و هیجان غریزی و شهوی که با شور و حرکت و سر و صدا و در شدت آن با خشونت و سبعیت و حیوانیت همراه می شود؛ همان عالمی که با مشروبات الکلی و مواد مخدر هم ایجاد می گردد؛ در مجامع اهل دنیا با رقص و آواز و عربده و … تدارک می شود و در سراسر جهان و در طول تاریخ رواج داشته است.

موسیقی مذهبی، موسیقی غم انگیز است؛ موسیقی گریه و دل سوختگی برای امام حسین علیه السلام در روضه ها و تعزیه ها و مداحی ها، و در میان مسیحیان، موسیقی کلیسایی است که روایت مصائب حضرت مسیح علیه السلام و حضرت مریم را می کند و در میان اقوام دیگر نیز وجود دارد.

در حالیکه موسیقی یهودی ها، سراسر موسیقی شاد و شادمانی و عروسی و شهوانی است. موسیقی با آهنگ های تند همراه با رقص و دست افشانی و مقدمه تحریک شهوانی.

گروه های مطرب یهودی، دقیقاً کارشان همین بود که با «ریتم»های تند، غرایز و شهوات را تحریک کنند. آن ها اگر اجازه می یافتند، رقاصگان زن را با خود به مجالس می بردند و اگر خانواده  ها، دیگر این خط قرمز را تحمل نمی کردند، مطرب ها پسربچه ها را لباس زنانه می پوشاندند تا در عروسی ها نقش زنانه بازی کرده و برقصند. این ها عموماً برای آن که خود را گرم کنند و آماده ارائه برنامه هایشان شوند، مشروبات الکلی مصرف می کردند و بساط تریاک هم داشتند لذا در پسله و پشت صحنه مطرب ها، یک جایی هم برای «مشروبخواری» و محفلی هم برای «آزادتر» بودن فراهم می شد و وقتی به گوش روحانیون می رسد،  حکم تحریم اصل و ریشه را می دادند که: موسیقی مطرب حرام است. و برای اینکه بیشتر حساسیت به خرج داده و کاملتر دقت شود، حکم کلی تر می شد که: موسیقی حرام است. وقتی در خانواده ای پسر جوانی آوازخوشی داشت و می خواند، تا وقتی به تنهایی اشعار سعدی و حافظ را می خواند، کسی ایرادی  نمی گرفت. اما وقتی یک ترانه معروف را زمزمه می کرد، گوش ها تیز می شد و بزرگترها گره ملایمی بر ابرویشان می افتاد. اگر این جوان مستعد علاقه مند به موسیقی، به طرف ساز می خواست برود، اعتراض بزرگترها با این جمله خود را نشان می داد: می خواهی مطرب بشوی؟ و این «مطرب شدن» یعنی رقص و آواز و مشروب و محفل و با جهودها دمساز شدن و … و از دست رفتن دین و ایمان و اخلاق و شرف و ناموس و غیرت. اغلب هم آن جوان، این عوالم را متوجه نمی شد و با تعجب، در می ماند که: من کجا می خواهم ا ین کارها را بکنم؟ جدال دو نسل شروع می شد و تقابل دین و دنیا و تضاد شادمانی  و غمزدگی… و چقدر به نفع دشمن.

اگر کار به این حد می رسید معمولاً جوان با خیال استقلال و شکستن تقیدات و رهیدن از بندها به سمت انحراف و تباهی می رفت. در محافل روشنفکری هم مدام از آزادی صحبت شده بود و می شود. و این دو چه خوب یکدیگر را همنوایی می کردند. به همین دلیل داناترها و تجربه دارترها از قبل مقدمات و تمهیدات لازم را فراهم می آوردند که کار به این جاها نکشد. در این زمینه و  در اجزا و ابعاد و مشتقات آن حرف و سخن بسیار است. اما به سراغ سخن خود می رویم که طبعاً یک سؤال برای خواننده این سطور مطرح می شود که چرا نقش منفی این جریان را فقط به یهودی ها نسبت و اختصاص می داده ایم؟

۱ـ  ما در ایران اقلیت های مسیحی و ارمنی و زردشتی هم داریم؛ اما با آن ها این مسائل را نداریم. این در حالی است که  ارمنی ها در ساخت و مصرف و فروش مشروبات الکلی دستی دارند و آن را نزد خود حلال و روا می دانند.

روح  الله خالقی به نقل از اروپاییان می نویسد: «صنعت  و حرفه موسیقی و رقص و آواز، هم در این مملکت به طور انحصار در دست یهودی ها واقع گردیده، مشهور است که ملل شرقی اشتغال بدین قبیل حِرَف و صنایع را برای خود پست و حقیر دانسته و به طور انحصار آن را به ملل سائره واگذار کرده اند. ایرانی ها هم، دارای همین نظریه هستند و از اشتغال به صنایع موسیقی و آواز و رقص عار دارند.»(۲)

همچنین می نویسد: «یک مجلس میهمانی در شیراز … دو نوازنده یهودی که در شغل خود معروفیت و مهارت داشتند و یکی از آن ها موسوم به ارزانی بود، ساز می زده و پسر رقاص ده ساله ای می رقصیده…»(۳)

۲ـ  یهودی ها، رقص و آواز را در مراسم دینی و با توجیه مذهبی مورد استفاده قرار می دهند و بعضی از سازها را مشخصاً به عنوان ساز مقدس به کار می گیرند.(۴)

۳ـ این جریان مخصوص ایران شیعی نیست بلکه مثلاً در آمریکا هم خیرخواهان و وطن دوستان آمریکایی فریادشان از شیوه عمل یهودی ها ـ مشخصاً در زمینه موسیقی ـ بلند است. در این زمینه به عنوان یک نمونه صریح می توان به اشاره هنری فورد رجوع کرد(۵) که ۹۰ سال قبل ابراز شده است. ایضاً با پیگیری نحوه عمل کافه ها، سالن ها، قمارخانه  ها، کلوپ های شبانه و اسامی صاحبان آن ها و افراد مشهور دست  اندرکار آن ها این حقیقت را به روشنی می توان دانست که چه در ایران در زمان پهلوی و چه در اروپا و آمریکا و کشورهای لائیک این جریان در دست یهودیهاست.

۴ـ یهودی ها به دلیل عدم اعتقاد به معاد ـ که هم در تورات و تلمود صراحت دارد و هم در قرآن کریم گفته شده است ـ و نیز وابستگی و دلبستگی به حیات دنیایی، به شدت در پی لذت جویی و شهوت پرستی و خوشگذرانی هستند(۶) و در وادی موسیقی هم این حال و هوا را اعمال می کنند و برای دیگران هم آن را تبلیغ و تشویق می نمایند.

۵ـ چند نمونه هم به عنوان موارد مشخّص قابل استناد نقل می کنیم:

ـ «ریچارد واگنر از مشهورترین کسانی بود که … برخی ویژگی ها و نشانه های منفی و مخرب هنری را به موزیسین های یهودی نسبت می داد. در مقاله «یهود در موسیقی (۱۸۵۰)،» واگنر به طور کلی به مندلسون و دیگر موسیقیدانان یهودی حمله کرد… ریچارد آیشنا و نازی در موسیقی و سکس آهنگسازان یهودی را عناصری ویرانگر دانست…»(۷)

ـ «رقص در میان یهودیان، از نظر دینی و اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است … در جشن های مربوط به پیروزی های نظامی، ازدواج و برداشت محصول اجرا می شد. در عهد عتیق، ریشه یازده فعل برای وصف رقص به کار می رود…. رقص از عمده ترین مراسم (سه عید) به شمار می رود. عید پسح، عید هفته ها و عید درو. رقص نیز همچون آواز، در ستایش و بزرگداشت آفریننده به کار می رفت و داود مردمش را فرا می خواند که با دف و رقص، خدای خود را بستایند. بسیاری از پیامبران بنی اسرائیل با دف و رقص مردم را به خداپرستی دعوت می کردند(۸) و به رقص هایی دایره ای شکل می پرداختند که رفته رفته شتاب می گرفت تا به حالت بی  خود شدن و شادی فراگیر و مفرط می رسید….»(۹)

 

 

شمس الدّین رحمانی

 

 

 

پانوشت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲٫ سرگذشت موسیقی ایران؛ روح الله خالقی؛ ۱۳۳۳؛ ص ۲۲٫

۳٫ همان؛ ص ۲۸٫

۴٫ در تورات و دیگر منابع دینی یهودی ها، اسم سازهایی مثل سنتور و قانون و کرنا و نی و دف آمده است و در قرون اخیر، ویلن در بین یهودی های اروپا، نقش رسمی و مذهبی دارد. در تورات تحریف شده موجود مکرر درباره شادمانی و رقص و آواز و دف و چنگ ذکر شده اما کمتر از غم و اندوه سخنی رفته است.

۵٫ یهود بین الملل؛ هنری فورد؛ علی آرش؛ مؤسسه ضیاءاندیشه؛ چاپ اول؛ ۱۳۸۲، ص ۱۹۱ به بعد.

۶٫ دایرة المعارف یهود، یهودیت، صهیونیسم؛ ۸ جلد؛ تألیف عبدالوهاب المسیری؛ ج ۲؛ ص ۳۲۶: بخش لذت.

۷٫ المسیری؛ ج ۳، ص ۲۴۷، ستون دوم.

۸٫ در تورات تحریف شده اولاً خدا، چهره ای انسانی دارد با خشم و حسد و انتقام و … و ثانیاً انبیا به زشت ترین شکل توصیف می شوند و ثالثاً حضرت داود اساساً پیامبر نیست بلکه (نعوذ بالله) شاهی خونریز و شهوت پرست توصیف شده است.

۹٫ همان؛ ص ۲۴۹، ستون اول.

 


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


4 + 7 =