درخت زیتون در دل صخره ها ریشه دارد (قسمت سوم)

۲م خرداد, ۱۳۹۸ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

حماسه اسماعیل و تمّام

این زندگى نامه که تقریبا همزاد سرنوشت فلسطین است توسط شموط به نقاشی هایش راه یافته، گویى او با رنگ خاطراتى را که نباید به دست فراموشى سپرده شوند به تصویر می کشد. ازجمله این خاطرات بهارهایى است که کودکى و نوجوانى او را در خاطرش ثبت می کند.‬‬‬‬

هنگامى که آثار شموط را بررسى می کنیم روح حماسه را در تابلوهایش در می یابیم. چشم انداز پانورامیکى که مساحتى حدود ۲ متر دارد چندین مؤلفه مختلف را با یکدیگر ترکیب کرده که روح حماسه جویى را به نمایش می گذارد. پسر نوجوانى که درگوشه اى نشسته و در فکرفرو رفته است، مادرى که نوزادش را شیر می دهد، پدرى که خانواده اش را در آغوش گرفته همچون تکیه گاهى به تصویر کشیده شده است. زنانى که با بار پرتقال از باغ بر می گردند، تمامى بیانگر لباس ها و سنت هایى است که بین مجموعه هاى بشرى سینه به سینه گشته و فراموش نشده است. این گونه تابلوها شاهدى است بر تنوع چشمگیر طبیعت.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

حماسه اى که شموط در آثارش به تصویر کشیده در بستر واقعیت وجود ندارند، چرا که آنچه که در واقعیت حضور دارد تنها غم و اندوه است. گویى اشک رنگ ها را به حرکت درآورده و چشم هایى را که در دورتادور تابلو با صهیونیست ها محاصره شده با نور شادى برمی افروزد. او شرایط زندگى خانواده هاى آواره و عطش آنان را که رهسپار بیابان ها می شوند به تصویر می کشد و سفر کسانى را نقاشى می کند که در میان کوهستان هاى پر خطر سفر خود را نیمه رها کرده و با زندگى خداحافظى کرده اند. ‬‬‬‬‬‬

شموط روح مقاومت را در آثارش جاودانه می کند، همان روحیه اى که فلسطینیان را وا می دارد که حتى در تبعید گاه ها باز هم به مبارزه بیندیشند و با وجود تمامى سختی ها و سلطه اشغالگران بر زندگی شان، باز هم روح زندگى را در میان خود حفظ کنند. این خانواده ها مى کوشند که سنت ها و آیین هاى خود را حفظ کنند و این همان چیزى است که شموط در نقاشى هایش به تصویر می کشد. ‬‬‬‬‬‬

«تمام» هم در نقاشی هاى خود که دراندازه ۲۰۰در۱۶۵ به تصویر می کشد، به همین سفر اشاره می کند. او در احوال عمو صابر یافایى بسیار تأمل کرده.‬عمو صابر مردى است سراسر شور و شوق به زندگى که از پدر و اجدادش عشق به دریا را به ارث برده اما صهیونیست ها آرزوهایش را کشتند و از آن پس او پناهجویى شد رهسپار غزه که با فرزندانش داستان هاى پدر و پدربزرگش را مرور می کرد. دولت اشغالگر او را رها نکرد و در سال ۱۹۶۷ آرزوها و امیدهاى او و فرزندانش را به باد داد. او دریافت که اجازه صید ندارد مگر با موافقت نیروهاى اشغالگر اسرائیلى، اجازه صید ندارد مگر با قایقى به رنگ و اندازه اى معین، اجازه صید ندارد مگر با لباسى به رنگى مشخص که مخصوص ماهیگیران است. اجازه صید ندارد مگر در ماه هایى معین از سال، اجازه صید ندارد… اجازه صید ندارد! او در خیالش در آرزوهایش درباره دریا غرق می شود و به دنبال کسى می گردد که دست یارى به سویش دراز کند تا صابر و قایق ماهیگیرى اش دوباره به زندگى عادى برگردند. این آرزو تنها آرزوى صابر نیست بلکه آرزوى اسبى هم هست که تنها رهایش کرده اند.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬تمام می گوید: «در کشاکش اختلافات سیاسى و تأسف آورى که جهان عرب و سازمان هاى عربى را احاطه کرده، اسب اصیل عربى، سمبل اصالت و سربلندى عرب، با موانع سیاسى و غیر سیاسى محاصره شده و نمی تواند آرزوها و امیدهایى را که انسان عرب براى آنها جنگیده و هنوز هم می جنگد محقق کند. آیا آرزویى بالاتر و شریف تر از آرزوى محقق شدن پیروزى و عدالت و بازپس گیرى حقوق قانونى فلسطینیان وجود دارد؟»‬‬‬‬

اسب اصیل عربى همچون درختان زیتون تابلوهاى تمام اکحل بر بلنداى صخره سخت زندگى ایستاده است و بزرگى را به نمایش می گذارد. این درخت مقدس و مبارک و همیشه سبز که بر فراز بسیارى از قله ها و دامنه هاى کوه هاى فلسطین ایستاده، سمبل فلسطین است که با وجود سنگدلی هاى زندگى باز هم به آن چنگ زده، گویى به صخره ها می گوید من قوى ترم. چرا که من خود زندگى ام.‬ صخره ها می گویند اما تو در میان ما محصور شده اى و با ریشه هایت که به اعماق ما نفوذ کرده اند از دل ما آب می مکى. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

با وجود غربت و سختى و رانده شدن و دورى از وطن ملت ما توانسته بر صخره ها فائق آید و در دل سنگ ها جایى براى زندگى خود پیدا کند. تاجایى که زندگى از دست رفته را دوباره به دست آورده تا بتواند در سرزمین خود ازموهبت حیات بهره مند شود.‬‬‬‬

 

اشرف ابوالیزید‬‬

مترجم: شیما صابری

 


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر


8 + = 14