موسیقی مطربی و یهودی ها (قسمت اول)

۲۶م فروردین, ۱۳۹۸ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

شاید از دوران صفویه تا همین پنجاه شصت سال قبل که حاکمیت تشیع در ایران مسجل و مستحکم شده بود بدلیل حرمت موسیقی مطرب، یهودی ها این بخش را به عهده گرفته و گروه های مطربی داشتند که در مجالس عروسی و جشن و شادمانی و برای مسلمانانی که چندان تقیدات دینی نداشتند حاضر شده و چند ساعتی حضار را سرگرم می کردند.

در بررسی های تحقیقی درباره موسیقی معمولاً بخش موسیقی مطربی را چندان جدا نمی کنند و اسم افراد هم به دلیل شهرت یا مهارتشان ذکر می شود.(۱) در حالیکه ما در این مقاله به جنبه های اجتماعی و اخلاقی و آثار این نوع موسیقی در جامعه بیشتر توجه داریم.

در تهران و در محله یهودی ها ـ  عودلاجان و سه راه سیروس ـ حتی تا  همین چند سال قبل هم بر روی شیشه بعضی دکان های سازفروشی نوشته بود: «بنگاه شادمانی» که بازمانده همان یهودی ها است که برای مجالس شادمانی گروه مطرب تدارک می دیدند. این جریان، بعضی نکته ها دارد که به نظر می رسد توجه به آن برای بازسازی فرهنگی، ضروری و یالااقل مفید باشد.

موسیقی ما، میراث گرانبها و هنرمندانه ای است که با ادبیات و مذهب ما، عمیقاً در آمیخته و از عمق و غنای شکوهمندی برخوردار است. منتهی باید شناخته شده و عالمانه آن را دریافت و پاک و هنرمندانه مورد استفاده اش قرار داد. چنانکه بخشی از این موسیقی در نوحه و روضه خوانی و تعزیه و مداحی و سینه زنی در واقع رکن اصلی حفظ و اشاعه دین در بین توده مردم است و صدای خوش و موسیقی مناسب مهمترین عامل جذب شنونده است. آنچنان که خواندن قرآن با صدای حزین و به درستی و هنرمندانه، خود عامل عظیم تبلیغ دین است. نقشی که  عبدالباسط در این زمینه داشت و کاری که صادق آهنگران در دوران دفاع مقدس کرد بر کسی پوشیده نیست و مثال زدنی است.

اما چه می شود که برخی مداحان، با موسیقی لس آنجلسی مداحی می کنند؟ لابد به دلیل ناآگاهی و بی توجهی. نکته عجیب و قابل توجه این است که یهودی های ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی عموماٌ در لس آنجلس جمع شده اند.

ایضاً موسیقی محلی و نواحی و اقوام ما، باز از رشته های فوق العاده ارزشمند در زمینه این میراث فرهنگی و بسیار مؤثر در حفظ و اشاعه سنن و آداب ملی ارزشمند است.

موسیقی فاخر و مجلسی و ردیف هم که به جای خود؛ در این میان موسیقی مطربی است که گرفتاری درست می کند. چرا؟

ابتدا به چند نکته توجه کنیم:

۱ـ  همه انواع موسیقی ما ـ موسیقی ایرانی ـ براساس دستگاه ها و نغمه ها و ردیف است. و اساس موسیقی ما موسیقی آوازی است یعنی برای آواز و شعر سازمان داده شده است و لذا موسیقی سازی  و بدون آواز چه یک نفری، چه چندنفری و چه با ارکستر بزرگ، یا نداریم، یا درجة دوم است و به هر حال دنبالة آواز است. آواز هم یعنی خواندن شعر؛ یعنی خواننده نمی تواند بدون شعر و کلام،  فقط صدایی از خود درآورد. و لذا نقل مضمون موسیقی ما با کلام است همراه با موسیقی.

۲ـ تقسیم بندی موسیقی های متفاوت را به بهترین شکل می توان با مخاطب و مکان و زمان و مناسبت اجرای آن انجام داد: از حسینیه و مسجد تا سالن موسیقی و عروسی، از محرم و صفر تا اعیاد و مناسبت های گوناگون و از مخاطب مذهبی تا هنرمندان و هنردوستان تا روستاییان و اهل قهوه خانه و عروسی ها و در رژیم شاه در کافه ها و کاباره ها، مخاطب و مکان، نوع موسیقی را تعیین می کند.

۳ـ در حرمت موسیقی مطرب گفته اند: موسیقی که شنونده را به یاد مجالس لهو و لعب و گناه بیاندازد حرام است. این معیار دقیق و ظریف،  به روشنی تقسیم بندی موسیقی در بند قبلی را واضح و روشن می کند.

۴ـ دو عنصر بسیار تأثیرگذار در موسیقی یکی غم است و دیگری شادی. اگر چه موسیقی حماسی، هم بخش دیگری است منتهی کمتر است. شاید بتوان موسیقی زورخانه ای را از این نوع اخیر دانست.

اما موسیقی شاد یا غم انگیز، کمی توضیح لازم دارد: وقتی انسان چیز عزیزی را از دست می دهد گرفتار حالتی می شود که به آن غم می گوییم و برعکس وقتی مطلوبی به دست می آید شادی حاصل می شود.

آن «چیز» که به دست  آوردن یا از دست دادن آن باعث غم و شادی می شود، ممکن است چیزهای دنیایی و مادی باشد و یا معنوی و ماورائی. لذا غم و شادی هم به دو دسته مادی و معنوی تقسیم می شود.

مال و ثروت و قدرت و لذت های غریزی و … مادیات دنیایی اند که به دست آوردن آن ها باعث شادمانی دنیایی و از دست رفتنشان موجب غم و اندوه زمینی و رایج می گردد. اما ایمان و اعتقاد و علم و هنر و فهم و کمال و شرف و انسانیت که مسائل معنوی است وقتی به دست می آید نشاطی معنوی را موجب می شود و وقتی از دست می رود باعث غم و اندوهی خاص می گردد. غم هبوط آدم از بهشت به زمین موجب چنان غم و اندوه و گریه ای در او شد که همه فرشتگان نسبت به حال او متأثر شدند. غم فاجعه کربلا، مظلومیت حضرت فاطمه و علی علیهماالسلام، تأثری که از شنیدن ظلم و شکنجه و اهانت به انبیا و اولیاء به انسان دست می دهد، غم سقوط انسان ها به ورطه های جهل و فقر و فساد، اندوه حاصل از ظلم و جور و قساوت و تجاوز و بیرحمی نسبت به محرومان و مستضعفان، … این ها غم های معنوی انسان است و حاصل آن لطیفه ای عینی در وجود اوست که وی را به سوی خیر و صلاح و رشد و بزرگی می کشاند. ناله های مردان خدا، گریه های سحر، ضجه های دعا و زیارت، … امام خمینی رحمه الله می فرمود ما، ملت گریه ایم، او گریه برای سید الشهداء را جانمایه انقلاب اسلامی می دانست. در حالیکه اهل دنیا و لذت های دنیا، این فضا را تقبیح و تمسخر و تحقیر می کنند و  مدام اعتراض می کند که چرا جوان های ما شاد نیستند.

 

 

شمس الدّین رحمانی

 

 

 

پانوشت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ روح الله خالقی در کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» و حسن مشحون در کتاب «تاریخ موسیقی ایران» نگاهشان بیشتر علمی و تاریخی است و عمومی؛ اگر چه در کتاب دوم تا آنجا که توانسته است از یهودی ها هم یادی کرده است. اما در کتاب های چاپ شده به اسم تاریخ شفاهی یهودیان ایران از مطرب ها و خصوصیات و خاطراتشان تقریباً به تفصیل یاد شده است.

 

 


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


+ 5 = 9