زنان بیدار (قسمت سوم)

۲۰م فروردین, ۱۳۹۸ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

 

تاثیر زنان در صدور انقلابات چیست؟ زنان می توانند در این صدور تاثیری داشته باشند؟

در حال حاضر حرکت های خوبی شروع شده است. که بخشی از آن ها تحرکات تشکل های غیردولتی است، به دلیل عمده ای از مسائل که مبتلابه جهان اسلام است، مانند مسئله بازگشت آوارگان فلسطینی، زندانیان تحت اشغال در کشورهای اسلامی که شامل افغانستان، عراق و فلسطین می شود و از این دست مسائل مشترک، یک نوع ارتباطی در بین خانم ها ایجاد شده است. خانم هایی که خواص اهل مبارزه هستند وارد صحنه شدند و به تبادل نظر با هم می  پردازند. در کنفرانس های بین المللی در کشورهای مختلف شرکت می کنند و تجربیاتشان را به یکدیگر انتقال می دهند و نیازهایشان را با هم در میان می  گذارند.

به نظر من، این انتقال تجربه، می تواند تفسیری برای صدور انقلابات باشد. در کنفرانس هایی که بنده هم در آن حضور داشتم، فعالان فلسطینی و طرفداران مقاومت اسلامی حضور داشتند و زنان زندانی فلسطینی یا زنانی که همسرانشان زندانی بودند، تجربیاتی از مبارزات داشتند که می تواند کتاب هایی ارزشمند شود و بسیار مورد استفاده قرار گیرد. و آنها واقعاً حریصانه سعی می کردند راجع به تجربیاتشان صحبت کنند و مشاهداتشان را مطرح و تحلیل کنند. خانم ها می توانند بسیار موثر باشند، مخصوصا در صحنه ای که امروزه معروف به دیپلماسی عمومی است. چون مسندهای دیپلماسی رسمی، بیشتر در دست آقایان است و آنها در جایگاه خود خیلی رسمی و دیپلماتیک نسبت به خواسته ملت ها عمل می کنند و جای بروز انعطاف ندارند. اما خانم ها با توجه به اینکه تازه وارد هستند و در صحنه های رسمی هم جایی ندارند، خیلی مشتاق هستند که اثرگذاری کنند و با شور و عشق بیشتری به صحنه می روند. مسائل را خیلی انسانی تر می بینند و خیلی دوست دارند که راه حل های سریع پیدا کنند.

 

الگوی مقاومت زنان در این انقلابات چیست؟

عرض شد که انقلاب اسلامی توانسته است به عنوان یک الگوی فرهنگی در متن کشورهای اسلامی اثرگذاری کند و پس از سرکوب نسل اول متأثر از انقلاب ایران، نسل دومی با پیروزی حزب الله و جنگ غزه، به وجود آمده و این بیداری، براساس تکرار پیروزی  ها ایجاد شده و حرکتی که ما در کشورهای منطقه شاهد هستیم ماهیتاً بازگشت به خویشتن یا بازگشت به اصالت خویشتن است که قطعاً خواسته خداوند است.

 

چقدر نقش زنان در این انقلابها را با نقش زنان در فلسطین و لبنان شبیه می دانید؟ آیا شباهتی دارد؟

بله شباهت های تاریخی وجود دارد. کشورهای عربی زمینه مشابهت های تاریخی و فرهنگی با یکدیگر دارند. مضافاً آن که یک سری اشتراکات براساس فرهنگ اهل سنت با هم دارند و می شود گفت که از نظر تاریخی مبارزه زنان الجزایری، فلسطینی و لبنانی، تقدم دارد و انقلابهای بعدی از آنها متاثر هستند.

بعضی زنان در انقلاب ما، فلسطین و در حال حاضر در کشورهای عربی، هم فرزندان خود را از دست می دهند و هم همسران خود را، شرایط زندگی شان به نسبت آقایان بسیار سخت می شود. در مورد شرایط و مظلومیت این زنان صحبتی ندراید؟

درست است، در جنگ ۸ ساله ما، شاید منصفانه نباشد که این طور بگوئیم شهید یک بار شهید شد. اما بازماندگان شهدا، مادر شهید، همسر شهید روزی هزار بار شهید می شوند تا بتواند آن هدف متعالی را حفظ کنند. البته مردی هم که به مبارزه می رود، خیلی سخت است که از زن و فرزند جدا شود. و یا جوانی که هنوز ازدواج نکرده و هزار آرزو دارد، از همه چیز می گذرد و به جبهه می رود. اما واقعاً خانم ها شهادت طلبانی هستند که در زندگی عادی و روزمره جهاد می  کنند. البته خانم  ها از نظر ظرفیت های درونی و روانی، برای تحمل مشکلات و مصائب آمادگی دارند و در تحقیقات روانشناسی دیده شده که آسیب پذیری روانی مردها در مقابل مصائبی که به طور مثال در داخل خانواده اتفاق می افتد؛ خیلی بیشتر از خانم ها است. صبر و تحملی که خدا به زنان داده و آن انعطاف  ها و خصلت  هایی که در زن به ودیعه گذاشته شده است که می تواند خانواده را در چنین مشکلاتی پشتیبانی و سرپرستی کند و با دلبستگی عمیقی که به ارزش های نهفته در مبارزه دارد از آنها دفاع کند. این مسئله را در خانواده های شهدا، بسیار دیده شده است و اطلاع از استقامت  خانم هایی که خودشان و یا همسرانشان در زندان های رژیم صهیونیستی بوده اند بسیار درس آموز است. مثلاً شوهر یک زن فلسطینی ۲۵ سال، در زندان صهیونیستی بوده و ایشان ۴ کودک را به تنهایی بزرگ کرده، به طوری که اکنون چندین نوه هم دارد و اینها اصلاً پدربزرگشان را ندیده اند و ایشان با قدرت و اقتدار به این امید ایستاده که او روزی آزاد شود و بازگردد و ببیند که همسرش چگونه از کیان خانواده محافظت کرده است. به نظر من انگیزه کمی نیست که زن علاوه بر انگیزه های اعتقادی، نسبت به ماهیت خانواده احساس تعهد می کند و اینکه می خواهد این سرشت های عاطفی و این ریشه های تربیتی ـ فرهنگی و همه آرمان های ارتقاء و استعلای یک خانواده را در خانواده تاسیس و نگهداری کند.

بنابراین این هم نقشی دیگر برای زنان در مسیر مبارزه محسوب می  شود. و بعد از انقلاب نقش دوم او آغاز  می  شود.

یکی از دختران شهادت طلب فلسطینی در وصیتنامه خود می گوید صهیونیست ها بدانند که نقش ما زنان فلسطینی، دیگر فقط گریه کردن بر جنازه شوهران و پدرانمان نیست؛ ما خودمان در مبارزه وارد می شویم و شرکت می کنیم. این ارتقای سطح خیلی مهم است و اضافه شدن ظرفیت مبارزین در حد دو برابر را به دشمن نشان می دهد که خیلی مسئله تهدید کننده  ای است. یعنی دشمن اگر مردان مبارز را می  گرفت و دستگیر می  کرد، امروز باید از هر زنی که از کناری می  گذرد، نیز هراس داشته باشد و این دو برابر کردن ظرفیت نیروی مبارزه است و در جای خود، مسئله بسیار مهم و عظیمی است و نباید دست کم گرفته شود، خصوصاً این که سرشت و طبیعت زن برای این کار نیست و با توجه به مشکلات، قطعاً روحیه و عزم و اعتقاد بسیار بالایی را نیاز دارد. البته ورود در مبارزه، ضرورت مقطعی است و باید توانمندی آنرا کسب کرد زیرا دفاع بر تمام افراد واجب است. به هر حال طبیعت مردان برای حضور در اجتماع و شمشیر کشیدن و مبارزه است و خانم  ها که به نوعی قرار است گوشه دیگری از جامعه را اداره کنند، در این عرصه هم وارد شده و با ورود خود باعث ترس و وحشت دشمن شده  اند.

 

در این مبارزه، الگو و رهبر جریان فکری، برای زنان وجود دارد؟

بهترین الگو، شهدا هستند. هر کسی تا وقتی زنده است، احتمال خلاف و رکورد و سقوط در او هست و به عقیده من، درست نیست که افراد زنده را مرجع فکری و عملی خود قرار دهیم که بعد از ضعف و توقف آن فرد، ما هم دچار ضعف و توقف شویم. البته هستند افراد بزرگی که ستاره های درخشانی هستند که می شود گفت آسمان بشریت را روشن می کنند و راه را باز می کنند، اما تعدادشان کم است. مطالعه زندگی، اعتقادات، پیام ها و شجاعت های شهدا، می تواند راهگشا باشد. در فلسطین شهدای خانم بسیاری داریم.

 

امکان دارد چند نفر را در این زمینه معرفی کنید؟

بله، مثلاً زینب ابو سالم یکی از این شهدا است که در صحنه عملیات شهادت طلبانه سرش با حجاب کاملی که دارد قطع می شود. یا شهید ریم صالح الریاشی، که ۲۲ ساله بود و هنگامیکه عملیات کرد، ۲ بچه ۲ ساله و کمتر از ۴ سال داشت و با این حال عملیات شهادت طلبانه انجام می دهد، باید دید که او در وصیتنامه خود چطور به وعاظ السلاطین عرب و آخوندهای درباری درس دین می دهد و برایشان تفسیری می کند که شهادت چه معنا و شهید چه مقامی دارد و فلسفه جهاد چیست. اینها درس است و می تواند الگو باشد و ما برای اشاعه فرهنگ مقاومت، باید از این منابع با ارزش استفاده کنیم.

 

رویا سلیمی

 


فرستاده شده در گفت و گو | بدون نظر

ارسال نظر


5 + 9 =