فتنه دریفوس (قسمت دوم)

۶م آذر, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

نگاهی به اختلاف افکنی صهیونیست ها در میان کشورها و ادیان
دو دلیل صهیونیست ها درباره دریفوس


یک نویسنده فرانسوی به نام میشل وینوک کتابی حجیم نوشته است به نام «قرن روشنفکران»(۲) که درباره روشنفکران اروپا و مخصوصاً فرانسه در یک دوره صد ساله از ماجرای دریفوس تا سال ۲۰۰۰ است؛ با این دسته بندی که روشنفکران و هنرمندان و نویسندگان اروپا و فرانسه به دو دسته مخالفان دریفوس و موافقان او تقسیم می شوند.
موافقان دریفوس، دلسوزان یهودی ها هستند و بسیاریشان فراماسون اند که با اعتقادات دینی رابطه ای ندارند و اخلاق مسیحی و سنّتی را دست و پا گیر می دانند و خانواده را چندان ضروری نمی شناسند و معتقدند انسان و جامعه باید آزاد باشد خصوصاً از نظر جنسی و حتّی در هم جنس بازی؛ و مخالفان قضیّه دریفوس کسانی اند که با یهودی ها و ماسون ها مخالفند و معتقدند به اخلاق و خانواده و سلامت اجتماعی و… باید بها داد و آن را گرامی و محترم داشت.
اگر عقل و منطق ایجاب می کند که در هر واقعه ای، انسان، منصفانه و بدون تعصّب بررسی کند که حقیقت ماجرا چیست و حقّ را به حق دار بدهد امّا یهودی ها به دو دلیل اصلی این شیوه را رها کرده و مخالف آن عمل می کنند: یکی این که آنها با اعتقاد به برتری قومی و برگزیدگی نژادی، یک تفاوت و شکاف پرنشدنی بین خود و دیگران می شناسند که همین هم محور حقّ یابی آنهاست. آنها همیشه، حقّ را به خود می دهند و دیگران را ناحق و ظالم و نادرست می دانند. هر اندیشه نژادپرستانه و خودخواهانه هم همین گونه است. رفتار امروز اسرائیل و طرفداران او را ملاحظه کنید. در چشم آنها اسرائیل همیشه حقّ دارد حتّی اگر بدترین و رذیلانه ترین جنایات را انجام دهد و غیرمنطقی ترین و ابلهانه ترین ادّعاها را داشته باشد و دیگران – همه دیگران غیریهودی – همیشه در اشتباه و بطلان و نادرستی هستند؛ هر قدر هم انسانی و درست و منطقی رفتار کنند و استدلال نمایند.
دلیل دوم رفتار یهودی ها آن است که آنها با همان اختلاف عمیق نژادی و قومی و با مخلوط نشدن با دیگران در سراسر تاریخ در اقلّیت بوده اند و همیشه هم با دیگران دشمنی داشته اند و لذا برای مقابله با دشمن پرشمار قدرتمند، یکی از بهترین راه هایشان ایجاد تفرقه و دودستگی و جنگ و درگیری بوده است.
داستان تحریک دو قبیله اوس و خزرج در زمان حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم در مدینه را همه می دانند که یک یهودی چگونه از رابطه برادری آنان عصبانی شد و جوانی را فرستاد تا با یادآوری جنگ ها و درگیری ها و دامن زدن به عصبیّت های دو طرف آنان را تا مرز شمشیر کشیدن و خونریزی کشاند که به دست مبارک رسول الله غائله خاتمه یافت. این واقعه ۱۴ قرن پیش رخ داده و قبل از آن هم وقایع مشابه رخ می داده و تا امروز هم این داستان ادامه دارد. جنگ های صلیبی، حمله مغول،(۳) اختلافات شیعه و سنی، اختلافات قومی ترک و فارس و عرب و عجم و کرد و لر و بلوچ و ترکمن، دهاتی و شهری، بازاری و اداری، نظامی و شخصی، پیر و جوان، قدیمی و جدید که همه اینها با صراحت و روشنی در پروتکل های علمای صهیون نقل شده است که: «ما یهودی ها، چنان اختلافات را در بین مردمان غیریهودی در طول قرون دامن زده ایم که آنها هرگز نمی توانند با هم متحد شده و علیه ما اقدام کنند.» این بیان صریح را مقایسه کنید با دستور صریح اسلام برای وحدت و یکپارچگی و اعتصام به حبل الله و پرهیز از تفرقه و جدایی.
توطئه صهیونیستی – انگلیسی – آمریکایی، می خواهد جامعه ما چند پاره و چند دسته باشد و این دسته ها، همه با هم مخالف باشند بدون هیچ منطق و استدلال؛ فقط با عصبیّت و خشونت. حتّی به صورت طرفدار دو تیم قرمز و آبی که همه خوبی ها و ارزش ها را برای تیم خود و همه ضعف ها و حقارت ها را برای طرف مقابل بخواهد و اصلاً انصاف و حق طلبی نداشته باشد؛ در حالی که دین و شرع و قرآن و منطق، ما را توصیه به انصاف و حق مداری می کند و رعایت حق را مهمترین اصل می داند. ما فقط یک دسته بندی را قبول داریم و آن حق و باطل است. همه چیز برای ما فقط با معیار حق و باطل قابل تقسیم است و حقّ و باطل هم در قرآن و دین و عقل کاملاً روشن است و ما هم هرگز نباید خود را حقّ کامل و طرف مقابل مان را باطل کامل بدانیم. حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب سلام الله علیه فرموده اند: «ببینید چه می گویند، نه این که چه کسی می گوید. افراد را با حق بسنجید نه حقّ را با افراد.»

این ها معیار ما در همه زندگی و خصوصاً در فتنه هاست. یکی از خباثت های دشمن در فتنه اخیر آن بود که با تمام قوا و با همه زرنگی و فتنه انگیزی کوشید تا ولایت و رهبری را به عنوان یک طرفِ درگیری جلوه دهد. در حالی که برای ما ولایت و رهبری، ملاک تشخیص حق و باطل است. مردم ما درگیری طرف های درگیر را با این «ملاک» بررسی کردند و تصمیم گرفتند و اصالت و ارزش هر طرف را به اندازه خلوص و اطاعت آن از ولایت فقیه و رهبری معظّم انقلاب می سنجند؛ در حالی که دشمن می کوشید – تا مثل همه سی سال بعد از انقلاب – ولایت و رهبری را یک طرف دعوای مردم جلوه دهد؛ کوششی که از ابتدای پیروزی انقلاب با زرنگی و حقّه بازی شروع شد و همیشه هم ادامه داشت والحمدلله هوشیاری مردم زنده دل و آگاه ما توطئه های دشمن را خنثی کرده و دشمن را ناکام گذارده است.

عبدالله راستگو
پانویس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲ – قرن روشنفکران؛ میشل وینوک؛ ترجمه دکتر مهدی سمسار؛ انتشارات نشر علم؛ سال ۱۳۷۹؛ ۹۶۰ صفحه
۳ – هم در جنگ های صلیبی و هم در حمله مغول دست یهود کاملاً قابل فهم است تا ضربه سنگینی به عالم اسلام زده شود.


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


4 + = 13