فتنه دریفوس (قسمت اول)

۲۹م آبان, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

نگاهی به اختلاف افکنی صهیونیست ها در میان کشورها و ادیان
فتنه دریفوس ترکیب آشنا و غریبی است. از یک طرف کلمه فتنه در یک سال گذشته توسط مردم شناخته شده و معنای عمیق آن را درک کرده اند. اما دریفوس کلمه تقریبا نا آشنایی است که بد ندیدیم، آن را برای خوانندگان واشکافی کنیم.
«آلفرد دریفوس»- ۱۸۵۶ تا ۱۹۳۵- یک افسر ارتش فرانسه و تنها یهودی در ستاد ارتش بود. او در خانواده ای ثروتمند در استان آلزاس – بین فرانسه و آلمان – متولد شده و رشد یافته بود و نامش را مولهاوزن گذاشته بودند. امّا چون این اسم آلمانی بود نام دریفوس را برای خود برگزید. دریفوس در سال ۱۸۹۴- در سن ۳۸ سالگی – متهم شد که با کمک فراماسون ها، اسناد سرّی و محرمانه نظامی فرانسه را به سرقت برده و به وابسته نظامی آلمان تحویل داده است. دستگاه قضائی فرانسه او را به اتّهام سنگین جاسوسی محاکمه و به حبس ابد محکوم کرد. درجه های نظامی اش را در انظار عمومی کندند و در جزیره شیطان در ساحل آفریقا – از مستعمرات فرانسه – زندانی شد.
این حادثه با سوابقی که مردم فرانسه از یهودی ها داشتند – در جاسوسی، در تقلّبات اقتصادی و بحرانهای اجتماعی و… موجب اوج گرفتن احساسات ضدیهودی و نفرت و انزجار بیشتر از یهودی ها در مردم شد.
دو سال بعد – ۱۸۹۶- اسناد دیگری درباره جاسوسی شخص دیگری به نام استرهازی پیدا شد و باز مسئله جاسوسی دریفوس و امکان تجدید محاکمه و دادرسی او مطرح شد.
یک نویسنده معروف یهودی به نام برنارلازار با نوشتن مقالاتی، از دریفوس دفاع کرد و او را در این ماجرا بی گناه دانست. عدّه ای از نویسندگان فرانسوی با جواب دادن به لازار، طرف مقابل را گرفتند؛ به خصوص که استرهازی هم بعد از محاکمه، به دلیل فقدان دلایل کافی آزاد شد. این بار یک نویسنده دیگر – امیل زولا – با کمک کلمانسو – سیاستمدار فراماسون معروف – مقالاتی با عنوان «من متّهم می کنم» نوشت و هر دو محاکمه دریفوس و استرهازی را مورد انتقاد شدید قرار داد؛ به حدّی که خود تحت تعقیب قرار گرفت و به انگلستان گریخت.
مقالات له و علیه از دو طرف با شدّت ادامه یافت و جو عمومی و اجتماعی فرانسه را تا عمق خانواده ها به دو دسته مخالف و موافق تبدیل کرد. در تابستان ۱۸۹۹ دادگاه تجدید نظر با توجه به حوادث جدید و به جهت فشارهای وارده از سوی برخی افراد ذی نفوذِ ارتش بار دیگر برقرار شد امّا این بار با وجود گناهکار شناخته شدن دریفوس مدّت زندان او به ده سال تقلیل یافت و چندی بعد هم رئیس جمهور فرانسه او را مورد عفو قرار داد.
دوستان دریفوس از او خواستند که بار دیگر برای اثبات بی گناهی خود دست به کار شود. خود دریفوس می خواست کار را رها کرده و زندگیش را به آرامی بگذراند امّا دوستان یهودی اش نمی گذاردند و به هر حال داستان او تا چندین سال ادامه پیدا کرد و عاقبت هم دریفوس در سال ۱۹۰۳ بار دیگر و بر اثر فشار نیروهای سکولار، محاکمه و تبرئه شد.»(۱)

دو دستگی بعد از دریفوس
این داستان دو نتیجه بسیار مهمّ و عجیب داشت: یکی این که موضوع دریفوس به صورت یک مسئله اجتماعی موجب اختلاف اساسی به مدّت ده سال در فرانسه و از آن به بعد گویی برای همیشه باعث اختلاف و درگیری فکری شد.
دوم این که در میان این غوغا و سر و صدا، موضوع صهیونیسم مطرح و به اوج خود رسید.
عده ای عقیده دارند که این حادثه تأثیر عمیقی بر تئودور هرتزل گذاشت به حدّی که به این نتیجه رسید که هرگونه تلاش برای همانند کردن و آمیختن یهودی ها با جامعه اروپا غیرممکن است؛ پس باید یهودی ها دولت و کشوری از خود داشته باشند. جالب این که هرتزل ابتدا قانع شده بود که دریفوس خائن است امّا بعدها نظرش عوض شد و هیچ کس علّت این تغییر عقیده را نمی داند و منابع صهیونیستی هم در این باره هیچ نمی گویند.
امّا در مورد نتیجه اولِ ماجرای دریفوس در فرانسه – که اصل بحث ماست – این که اختلاف عمومی در جامعه فرانسه با تلاش بی وقفه مطبوعات تبدیل شد به درگیری و دودستگی بین مردم که از بحث و گفتگو و یافتن دلیل وتحقیق و بررسی به صورت یک ماجرای اختلافی درآمد و هر طرف با هرچه که طرف دیگر می گفت مخالف بود. دلیل هر یک از دو طرف، به جای استدلال و پی جویی موضوع و یافتن سند و مدرک، تنها آن بود که طرف مقابل هرچه می گفت باید با آن مخالفت کرد. این وضع که یک ماجرای قابل تحقیق و بررسی را تبدیل به یک نفاق و نقار حادّ و شکاف غیرقابل پیوند کرد تا تمام قرن بعد ادامه یافت.

عبدالله راستگو
پانویس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ – عبدالوهاب المسیری در دایره المعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم؛ ج ۲؛ صفحات ۴۰۴ تا ۴۰۶ «ماجرای دریفوس» را توضیح داده که خلاصه اش را نقل کردیم


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


+ 1 = 6