زنان و ادبیات مقاومت فلسطین (قسمت اول)

۲۱م آبان, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

اشاره

هن لباس لکم وانتم لباس لهنّ

آن ها پوششی برای شما و شما پوششی برای آنان هستید

اگر چه نقش زنان اهل قلم فلسطین درخلق آثار ادب مقاومت غیر قابل انکار است اما قلم نویسندگان و پژوهشگران کمتر در این زمینه روی کاغذ چرخیده و تقریبا از چنین موضوعی غفلت شده است. جایگاه زن در ادبیات مقاومت، جایگاه مهم عنصر عاطفه و احساس در شعر است. در وقع اگر بتوان عنصر احساس و عاطفه  - که از ارکان مهم شعر است – را از شعر حذف کرد و متن را که به صورت فرمولی ریاضی در آمده ، شعر نامید؛ زن را هم می توان در متن اصلی ادب مقاومت، نادیده گرفت و حذف کرد. زن در ادبیات مقاومت علاوه بر  مادر بودن و مسئولیت و ایفای نقش خطیر همسری، شاعر نیز هست ، چون مردان اهل قلم که پایبندی به آرمان، ملیت و دفاع از مام وطن در آنان قوی و محرک اصلی آنها در مبارزه است. زن با حسی مادرانه و با تفکری زنانه به مبارزه با اشغالگران می پردازد. فرزند اول خود را به جبهه می فرستد تا حماسه آفرینی کند و با کمک آگاهی، فکر و هنر، فرزند زائیده روح خویش را خلق می کند تا حماسه آفرینی فرزندان وطنش را شاعرانه ثبت کند. برای زن ادب مقاومت فلسطین جنس دوم بودن و با زبان مذکر تفکر زنانه  را مطرح کردن عار نیست . او آزادی سرزمینش را می خواهد پس شانه به شانه مرد برعلیه دشمن پیکار می کند.

متن زیر در پی آن است که ضمن معرفی شاعران زن فلسطینی جایگاه زن در ادبیات مقاومت فلسطین را تبیین کرده و نقش و تأثیر آنها را در این عرصه مورد بحث و بررسی قرار  دهد.

 

خصوصیت های ادب مقاومت

واژه ترکیبی ادب مقاومت از دهه شصت به آثار گروهی از شعرای فلسطین اطلاق شد که خود به دنبال ابداع سبک و شیوه جدید نبودند بلکه با فرار از قالب های قدیمی ودست و پا گیر برای بیان و ثبت حوادثی که شبانه روز با آن دست و پنجه نرم می کردند، در شعر سبب خلق آثاری شدند که بعدها ادب مقاومت نام گرفت.

این اشعار با هر نبرد، دهان به دهان می چرخد و شور حماسه را در رگ های مبارزان جنگ به وجود می آورد. شعر ادب مقاومت علاوه بر التزام و واقعیت احساس درآن فوران می کند. اگرچه تخیل از عناصر مهم شعر است اما شاعر ادب مقاومت با واقعیت ها و حوادث واقعی سر و کار دارد و دست مایه های شعریش را صرف تخیل های ساخته ذهن نمی کند. او از زخمی شدن سربازان جان بر کف شکوفایی دشت های گل سرخ و از شهادت آنان واژگونی کوهی می بیند که خط   کشی مرزخاکی وطنش را به دست اشغالگران ناممکن می سازد.

دکتر السید نجم، درباره ادب مقاومت می گوید: «اصطلاح ادب مقاومت در حیات فرهنگی عرب از نیمه دوم قرن بیستم شایع شد؛ یعنی بعد ازجنگ های ۱۹۶۷ اعراب واسرائیل.»

انتشار اشعار محمود درویش و سمیح القاسم و سالم جبران و دیگران از سرزمین های اشغالی فلسطین به پایتخت های کشورهای عربی و نقل سینه به سینه حوادث ابداع سیاسی کلمات، ادب مقاومت را به  وجود آورد.

افشاگری، نمایاندن ابعاد و زوایای پنهانی تجاوز، بحران ها و آشوب های مردمی، انتفاضه، تظلم، ومبارزه، ازجمله خصوصیت های ادب مقاومت است. اگرچه افزایش و گسترش آگاهی و شناخت مردم نسبت به خطر و هویت دشمن، به قصد دفاع از حیثیت وجودی و جهانی جامعه فلسطین ابعاد دیگر خصوصیت های ادب مقاومت است.

دکتر خلیل موسی عضو انجمن نقد ادبی معاصر عربی معتقد است شعرمقاومت، شعر صریح و مستقیم است که نیاز به بازخوانی ندارد. موضوع اشعار مقاومت نباید فقط درخون وقربانی متوقف شود.

 

زن در ادب مقاومت

«جنس دوم» درجهان غرب یک معنی و مفهوم دارد و درجهان سوم معنی و مفهوم دیگر. اما چرا زن جامعه عرب وقعی به اصطلاح «جنس دوم» بودن خودش در جامعه فکری جهان نمی گذارد؟ روشن است که این اصطلاح در حوزه فکری جامعه غرب تولید شده است و پاسخ آن را نیز به زنان آن جامعه واگذار می کند. زن در جامعه عرب مشکلات خاص خود را دارد که گاه در پایین ترین سطح معیشتی تربیتی  و گاه در حوزه فرهنگ و کسب آگاهی است. او به زبان فکری خود می اندیشد که «مذکر» است نه به جنس خود که اول یا دوم است.

او از مادر بودن نمی گریزد و دنبال وضع قوانین برتری برمردان جامعه اش نیست. او به فکرارتقای سطح آگاهی جامعه است که دراین جامعه پدر، برادر و همسرش اگر سهمی ببرند او برنده میدان است.

این «زن» دختر خانواده ای است که برادر و پدری دارد؛ سپس متاهل می شود و نقش همسر و مادری را ایفا می کند. درتمام این مراحل اوبرادر، پدر، همسر و فرزندی  دارد که «مرد» نامیده می شوند و برای مبارزه علیه اشغالگران در جبهه برای دفاع از سرزمین می جنگند.

حالا دایره این خصوصیات را تنگ تر می کنیم و از زنی سخن می گوییم که علاوه بر تمام نقش های نامبرده، هنرمند است و با «کلمه» زندگی می کند. این «زن» در نواجوانی از حوادثی می شنود یا شاهد حوادثی است که در جبهه برای پدر و برادرش اتفاق می افتد. اگر آنها شهید شوند، حامل اسنادی است که اگر آنها را رویت کند، سند تاریخی خواهند شد. همچنین اگر همسر و فرزندش برای دفاع به جبهه بروند او باید کوهی استوار باشد که بتواند تاب ناملایمات و فراز و نشیب های تند حوادث روزگار رقم خورده در سرنوشتش را داشته باشد.

غسان کنفانی در قصه «ام سعد» چهره این زن را به زیباترین وجه معرفی می کند. این زن در «ام سعد» خلاصه نمی شود. قصه نسلی سوخته است که در پی هم می آیند و باید چشم و قلم هنرمند آنان را ببیند و بنویسد. «ام سعد» متفکرانه و البته با قلم مردی شاعر نوشته شده است. غسان کنفانی از شجاعت زنی پرده برداری می کند که مردانه زخم های درونش را می بیند. حالا این زن صاحب کلمه و هنرمند وقتی می خواهد در ادب مقاومت قدم بردارد چه بنویسد که تکرار زبان وتفکر مردانه نباشد. او برای روایت اسناد کتبی یا شفاهی ونقل قول های پدر، برادر، همسر و فرزندش باید راهی را انتخاب کند که در ادبیات مقاومت جایگاهی خاص داشته باشد. حس زنانه همان عنصری است که شعر زن را از مرد جدا می کند و می توانیم بگوییم وجه تمایز شعر ادب مقاومت در همین «حس» است.

پیش از این اشاره کردیم که تخیل در شعر کاربرد اساسی دارد. اما شاعر ادب مقاومت نمی تواند از واقعیت هایی چشم بپوشد که روز و شب با آن ها سر و کار دارد تا شاکله  شعر به هم نریزد.

اتفاقاً او پشت پا به این بندها می زند. اگرچه به فکر ابداع سبک نیست اما وقتی فکر انسان برخلاف مسیر متعارف حرکت کند می شود ابداع. مگرتعریف ابداع غیر از این است؟ و البته نباید از این نکته غافل شد که وجه تمایز دیگر شعر زن از مرد به ویژگی خاص زبان عربی باز می گردد. مثل افعال، ضمایر و حروف که می توان تشخیص داد شاعر زن است یا مرد. اما «حس» زنانه را نمی توان در شعر زنان ادب مقاومت فلسطین نادیده گرفت. این «زن» شاعر، روزگاری دلبری  می کند و انعکاس این دلبری در اشعارش نمایان می شود:

قول بده

که قولم ندهی

زیرا

اگرباورت کنم

تو را از دست می دهم

 

مژده پاک سرشت

 


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر


9 + 3 =