پول و کنترل فرهنگ (قسمت دوم)

۱۹م آبان, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

نگاهی به رابطه صهیونیست ها با فرهنگ و منابع تجاری آنها

 

در حالی که هدف علم اقتصاد باید منطقاً تدبیر مجموعه عواملی باشد که روابط مالی و تولید و مصرف را به نفع همه مردم نشان دهد این کاملاً با منافع ثروتمندان که می خواهند بالاتر و بیشتر از توده مردم ثروت های هنگفت داشته باشند مغایر است. ما در روز خودمان و در این مملکت اسلامی می بینیم کسانی که با سوء استفاده از رانت ها و روابط و وابستگی ها به ثروت های باد آورده ای دست یافته اند، چه بلایی بر سر اسلام و انقلاب و مملکت و مردم در می آورند. چطور ممکن است عدهّ ای جهود که خود را قوم برگزیده و نژاد برتر و تافته جدا بافته می دانند با گردآوری ثروت، به فکر رفاه عمومی باشند؟ حتی قبلاً دیدیم که مافیای مشروبات الکلی و فحشا را تحت عنوان «خیریه» اداره می کردند. بله، آنها عنوان «رفاه» و لذت جویی و  راحت طلبی را وسیله قرار می دهند تا هوای نفس مردم را تحریک کرده و آنها را به مصرف کالاهای مورد نظر خود تشویق کنند و جیب خود را پر نمایند.

یک نگاهی به تبلیغات تجاری، این حقیقت را به خوبی نشان می دهد. با کمک رنگ و طرح و لطیفه و بازیگر و صحنه سازی، پوک ترین و پوچ ترین کالاهای مورد نظر خود را تشویق می کنند و جیب خود را پر نمایند.

و البته برای اینکه مردم، آمادگی این اثرپذیری را داشته باشند باید بعضی اندیشه ها و باورها را هم در آنها تقویت کنند: زندگی یعنی خوش بودن؛ آدم باید شاد باشد؛ باید خوش بگذراند؛ و… و خوشی و شادمانی و خوش گذراندن یعنی خوردن و زیاد خوردن و بیشتر خوردن و … و البته بقیه انواع خوشی ها و لذتها و خوشی هایی که با شکم و حوالی شکم ارتباط دارد. و نه لذتها و خوشی های معنوی و سالم.

بعضی افراد چنان غرق در این فضا می شوند که حتی یک سؤال دقیق و یا یک مطلب جدی و یا یک بحث اساسی و گفتگوی منطقی را نمی توانند تحمل کنند و زود عکس العمل نشان داده می گویند: ای بابا، کی حوصله این حرفها را دارد؟ به چه درد می خورد؟ بگذار خوش باشیم؛ به ما چه؛ … و همین افراد خودباخته، وقتی کمترین گرفتاری در زندگی پیدا می کنند، عالم و آدم را مقصر می خوانند و کمترین قصور و تقصیری را متوجه خودشان نمی دانند. غربیها و آمریکاییها و صهیونیستها هم همین افراد را دوست دارند و از آنها دفاع می کنند.

«ساده اندیشی است اگر تصور کنیم این امکان وجود دارد که بنیادها از میراث خود صرفنظر کنند و از نگرشهایی حمایت کنند که کشورهای جهان سوم رابه اتحاد استراتژی هایی فرا می خوانند که متضمن قطع پیوند این کشورها با اقتصاد سرمایه داری جهانی باشد؛ چرا که همین نظام جهانی است که بنیادها از آن منتفع می شوند.»(۸)

این، تجربه ای است که کشور ما طی ۳۰ سال اخیر مداوماً به خاطر احساس استقلال طلبی خود دچار آن بوده است.

همه کینه و نفرت غرب و آمریکا و صهیونیسم نسبت به جمهوری اسلامی به همین دلیل است که این کشور حاضر نیست تحت امر صهیونیستها و آمریکاییها قرار گیرد و متصل به نظام سلطه سرمایه داری غربی باشد و می خواهد خودش روی پای خودش بایستد و بابت این خواست هم حاضر است هر مقدار گرفتاری و سختی را تحمل کند.

 

شمس الدّین رحمانی

 

 

پانوشت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۸ – همان؛ ص ۲۴۴

 


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


6 + = 11