یک شعر و یک شاعر

۲۱م مهر, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

لئونارد کُهن، شاعر، داستان نویس، معمار و آهنگ ساز یهودی چهره­ ای شناخته شده در امریکا و اروپا است.

کهن در سال ۱۹۳۴ در مونترال کانادا به دنیا آمد و در دانشگاه مک­گیل تحصیلات عالیه را ادامه داد.

 او در این شعر، با عنوان «اسرائیل»، اشغال فلسطین را زاییده اوهام و خرافات دانسته و برای آن رژیم سرانجامی جز تباهی و نابودی پیش ­بینی نمی ­کند.

کهن انتخاب فلسطین را به­ عنوان «سرزمین موعود»، خواه با استناد به مندرجات عهد عتیق و خواه توجیهات سیاسی امروزی، سراسر وهم و خیال و مردود می ­شمرد. لئوناردکُهن اگر چه با نگرش و اندیشه یهودی هم کیشان یهودی و اشغالگر خود را مورد خطاب قرار داده است، با این حال بعضی  صاحبان نظر، شعر «اسرائیل» را از بزرگترین آثار ادبی علیه صهیونیسم و نژادپرستی شمرده ­اند.

در ا ین شعر، جامعه یهودی در اراضی اشغالی به عنوان ملتی جعلی و مشتی دزد معرفی شده است.که با توجه به تغییرات و تحولات، جهان آینده ‌ای تاریک و نافرجام در انتظار آن است.

او اشغالگران یهودی را مهاجرانی بی ­اعتقاد و بی­خبر از خدا می­ داند که در پناه سرنیزه به سرزمین و خانه دیگران تجاوز و آن را اشغال کرده و در پوشش دروغین دین به هر کشتار و جنایتی دست می ­یازند.

از دیدگاه شاعر، نه تنها اشغالگران یهودی هیچ­ گونه حقی در فلسطین نداشته و ندارند، بلکه ذره ذره  و وجب به وجب خاک فلسطین متعلق به فلسطینیان بوده و خواهد بود.

لئونارد کُهن در این شعر به صراحت اذعان دارد که فلسطین در قالب پیمان توطئه ‌آمیز میان قدرت‌ های جهانی و صهیونیسم، اشغال و رژیم اسرائیل تأسیس شده است و بنابراین وعده ­ها، پیمان ­نامه ­ها و قراردادهای سازمان ­ها و قدرت ‌های جهانی در پشتیبانی و حمایت از اسرائیل هیچ­ گونه حقی برای اشغالگران یهودی و رژیم صهیونیستی به وجود نمی­ آورد.

اسرائیل

 

اسرائیل!

ای که خود را بدین نام می ­خوانی.

ای عبادتگاه! ای تجاوز بی ­دلیل!

ای «جمعیتی» که «ملت بودن» را برگزیده ­اید.

ای همه شما نام اسرائیل بر خود نهاده!

ذره­ ای از این خاک از آن شما نیست.

همه­ ی شما دزدان قداست ­اید

                         همه در جنگ با کرامت.

آیا حامیان زورمندتان به این دزدی، به این گناه

اعتراف خواهند کرد؟

شما، که تکه پاره ­های سرنوشت خود را به هم وصله کرده ­اید،

در پناه خرافات، چه با نخوت می­ خرامید آرام آرام!

*

اسماعیل در بیابانی دوباره به زندگی رسید

                                                  و سایه به سویش شتافت[...].

آیا اسماعیل اعتراف خواهد کرد: «ما تا همیشه وام ­دار

خواهیم بود به خاطر سرزمینی که از آن شما نیست.»

… مرزها چیزی را در خود نگاه نمی ­دارند

وقانون هرگز در خدمت بی ­عدالتی نخواهد بود.

*

ای مردم!

خواه باور دارید خواه نه؛

                       این سرزمین را به بهای پیمان نامه ­ای به شما داده ­اند.

پیمانی ورای قانون،

ورای وعده ­ی شاهان،

ورای رؤیاهای شیرین یک ملت.

پیمانی شکسته شده و بی ­بهاء

نمی ­بینید دگرگونی جهان را؟

تنها ناکجا آباد از آن شماست.

شما نسل از پی نسل سرگردان و پرسه زنانید.

چراکه از پسِ سپرها حکم می ­رانید

و پرچم خود را بی­ حضور ملتی برمی ­افرازید.

*

دلی که هنوز می ­تپد، از شمایان نفرت دارد [...]

شما در پَس زره­ِ نازک­تان آب می­ شوید

                                          بوی گندِ بدنتان به شما هشدار می ­دهد.

و هراسی که در شماست.

عشق را می ­راند از قلب­تان.

این سرزمین ازآنِ شما نیست.

سرزمین موعودی که در رؤیاهای ­تان ساخته ­اید به قعر

                                                               هیچستان فرو می­ شود.

و شما در حالی که هنوز سربازان خود را می ­شمرید

و سرود جنگ سر می­ دهید، [...]۱

لئونارد کُهن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- شعر «اسرائیل» از مجموعه «من گم شده بودم»، گزیده شعر لئونارد کُهن، برگردان پیام بهتاش است که از سوی نشر کارنگ در سال ۱۳۷۶ چاپ و منتشر شده بود.

 


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر


+ 2 = 5