حماسه حسینی؛ تکلیف و مقتضیات دوران ما (قسمت اول)

۲۰م مهر, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

 

گذری به اندیشه  های استاد شهید مرتضی مطهری

شهید مطهری عاشورا را «روز تجدید حیات» مسلمانان می داند. او می گوید: در این روز می خواهیم در کوثر حسین شست و شو کنیم، تجدید حیات کنیم، روح و روان خودمان را شست و شو بدهیم، خودمان را زنده کنیم، از نو مبادی و مبانی اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم. ما نمی خواهیم حس امر به معروف و نهی از منکر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداکاری در راه حق، در ما فراموش بشود؛ نمی خواهیم روح فداکاری در راه حق در ما بمیرد.

این فلسفه عاشورا است، نه گناه کردن و بعد به نام حسین بن علی(ع) بخشیده شدن. گناه کنیم، بعد در مجلسی شرکت کنیم و بگوییم خوب دیگر گناهانمان بخشیده شد. گناه آن وقت بخشیده می شود که روح ما پیوندی با روح حسین بن علی(ع) بخورد»۱.

اباعبدالله (ع) در روز عاشورا شعارهای زیادی داده است که در آن ها روح نهضت خودش را مشخص کرده [است] که من برای چه می جنگم، چرا تسلیم نمی شوم، چرا آمده ام تا آخرین قطره خون خودم را بریزم؟ متأسفانه این شعارها در میان ما شیعیان فراموش شده و ما شعار دیگری به جای آن ها گذاشته ایم که این شعارها نمی تواند روح نهضت اباعبدالله(ع) را منعکس کند».۲

بر این اساس، شهید مطهری سعی دارد علاوه بر تبیین اهداف، انگیزه و فلسفه عاشورا و حماسه حسینی، نسبتِ مسلمانان را با این رویداد بزرگ نیز یادآوری کند. این که اساساً خطری که امروز دین اسلام و امت اسلامی را تهدید می کند کدام است؟ تکلیف مسلمانان در برابر این خطر چیست؟ اگر امام حسین(ع) امروز بود در برابر این خطر و تهاجم چگونه عمل می کرد؟ متن زیر گزیدة اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری در این باره است که از نظر خوانندگان می گذرد:

دو صفحه عاشورا         

حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد: یک صفحه سفید و نورانی، و یک صفحة تاریک و سیاه و ظلمانی که هر دو صفحه اش یا بی  نظیر است یا کم نظیر.

اما صفحه  سیاه و تاریکش  از  آن  نظر  سیاه و تاریک است که در آن فقط  جنایت  بی  نظیر و یا کم   نظیر می بینیم۳.

از این نظر حادثه کربلا یک جنایت و تراژدی است، یک مصیبت است، یک رثاء است. این صفحه را که نگاه می  کنیم، در آن کشتن بی  گناه می  بینیم، کشتن جوان می  بینیم، کشتن شیرخوار می  بینیم، اسب بریدن مرده تاختن می  بینیم، آب ندادن به یک انسان می  بینیم، زن و بچه را شلاق زدن می  بینیم، اسیر را بر شتر بی  جهاز سوار کردن می   بینیم. از این نظر قهرمان حادثه کیست؟ واضح است، وقتی حادثه را از جنبه جنایی نگاه می  کنیم، آن که می خورد قهرمان نیست، آن بیچاره مظلوم است. قهرمان این حادثه در این نگاه یزید بن  معاویه است، عبیدا… بن زیاد است، عمر سعد است، شمر بن ذی الجوشن است، خولی است و یک عدة دیگر.

لذا وقتی که صفحه سیاه این تاریخ را مطالعه می  کنیم، فقط جنایت و رثاء بشریت را می  بینیم [...]

این تاریخچه یک صفحه دیگر هم دارد که قهرمان آن صفحه، دیگر پسر معاویه نیست، پسر زیاد نیست، پسر سعد نیست، شمر نیست. در آن جا قهرمان حسین است. در آن صفحه، دیگر جنایت نیست، تراژدی نیست، بلکه حماسه است، افتخار و نورانیت است. تجلی حقیقت و انسانیت است، تجلی حق  پرستی است. آن صفحه را که نگاه می  کنیم، می  گوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد. اما وقتی صفحه سیاهش را مطالعه می  کنیم می  بینیم که بشریت سرافکنده است۴.

صفحه سفید

چرا باید حادثه کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم و چرا باید همیشه جنایت   های کربلا گفته شود؟ چرا همیشه باید به حسین  بن  علی از آن جنبه  ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ چرا شعارهایی که به نام حسین بن علی می دهیم و می نویسیم، از صفحه تاریک عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانی این داستان را کمتر مطالعه می کنیم در حالی که جنبه حماسی این داستان صد برابر جنبه جنایی آن می  چربد و نورانیت این حادثه بر تاریکی آن خیلی می  چربد. پس باید اعتراف کنیم که یکی از جانی  های بر حسین  بن  علی ما هستیم که از این تاریخچه فقط یک صفحه  اش را می  خوانیم  و صفحه دیگرش را نمی  خوانیم. جانی  های بر امام حسین آن  هایی هستند که این تاریخچه را از نظر هدف منحرف کرده و می  کنند.

حسین را یک روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند، امام حسین که فقط این تن نیست، حسین که مثل من و شما نیست، حسین یک مکتب است و بعد از مرگش زنده تر می شود. دستگاه بنی امیه خیال کرد که حسین را کشت و تمام شد، ولی بعد فهمید که مردة حسین از زندة حسین مزاحم  تر است، تربت حسین کعبه صاحبدلان است۵.

نمی دانم کدام جانی یا جانی  هایی جنایت را به شکل دیگری بر حسین  بن  علی وارد کردند و آن این که هدف حسین  بن  علی را مورد تحریف قرار دارند و همان چرندی را که مسیحی  ها در مورد مسیح گفتند درباره حسین گفتند که حسین کشته شد برای آن که بار گناه امت را به دوش بگیرد، برای این که ما گناه بکنیم و خیالمان راحت باشد.

من نمی  گویم آن صفحه تاریک را نباید دید بلکه باید آن را دید و خواند، اما این مرثیه همیشه باید مخلوط با حماسه باشد. این که گفته  اند رثای حسین بن علی باید همیشه زنده بماند، حقیقتی است و از خود پیغمبر گرفته اند و ائمه اطهار نیز به آن توجه کرده اند. [...] باید اشک مردم را همیشه بگیرید، اما در رثای یک قهرمان. پس اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص شود و بعد در رثای قهرمان بگریید. [...] در رثای قهرمان بگریید برای این که احساسات قهرمانی پیدا کنید، برای این که پرتوی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه ای نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید. شما هم عدالت خواه باشید، شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید، شما هم آزادی خواه باشید، برای آزادی احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنی چه، شرف و انسانیت یعنی چه، کرامت یعنی چه۶.

روح بزرگ

حسین  بن  علی(ع) یک روح بزرگ و یک روح مقدس است.

اساساً روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد و روح که کوچک شد تن آسایش پیدا می کند.

[...] روح بزرگ آرزو می  کند که در راه هدف  های الهی و هدف  های بزرگ خودش کشته شود یا فرقش شکافته شود، خدا را شکر می  کند. روح وقتی بزرگ شد خواه ناخواه باید در روز عاشورا سیصد زخم به بدنش وارد شود. آن تنی که زیر سُمّ اسب  ها لگدمال می  شود، جریمة [هزینه] یک روحیة بزرگ را می  دهد، جریمه یک حماسه را می  دهد، جریمه حق  پرستی را می دهد، جریمة روح شهید را می دهد. شهید به خون خودش ارزش می  دهد.۷

حسین  بن  علی درس غیرت به مردم داد، درس تحمل و بردباری به مردم داد، درس تحمل شداید و سختی  ها به مردم داد. این  ها برای ملت مسلمان درس  های بسیار بزرگی بود.

[...] حسین  بن  علی روح تازه دمید، خون  ها را به جوش آورد، غیرت  ها را تحریک کرد، عشق و ایده آل به مردم داد، حس استغناء در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردباری و مقاومت و ایستادگی در مقابل شداید به مردم داد، ترس را ریخت؛ همان مردمی که تا آن مقدار می  ترسیدند، تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند.۸

این رثاء و مرثیه باید به شکلی باشد که در عین حال آن حس قهرمانی حسینی را در وجود ما تحریک و احیا کند. حسین بن علی یک سوژه بزرگ اجتماعی است. حسین بن علی در آن زمان یک سوژة بزرگ بود؛ هر کسی می خواست در مقابل ظلم قیام کند، شعارش «یا لَثاراتِ الحُسین» بود.

امروز هم حسین بن علی یک سوژه بزرگ است، سوژه ای برای امر به معروف و نهی از منکر، برای اقامه نماز، برای زنده کردن اسلام، برای این که احساسات و عواطف عالیه اسلامی در وجود ما احیا شود.۹

در مورد حسین  بن  علی به حق می  توان گفت که به اصل امر به معروف و نهی  از  منکر ارزش و اعتبار داد؛ آبرو داد به این اصل که آبروی مسلمین است.۱۰

به همین دلیل ما باید امر به  معروف و نهی  از منکر را از نظر اسلام بشناسیم که این چه اصلی است؟ این چیست که آن چنان اصالت و قدرت دارد و آن چنان از نظر اسلام اهمیت دارد که مردی مانند حسین  بن  علی (ع) را وادار می  کند که در راه خودش جان خویش را از دست بدهد، خون خود را بریزد، خون عزیزان خود را بریزد، خون یاران خود را بریزد و تن به فاجعه  ای بدهد که واقعاً در دنیا کم نظیر است.۱۱

 

 

پاورقی:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱-   استاد شهید مرتضی مطهری، حماسه حسینی، جلد اول، انتشارات صدرا، چاپ سی و یکم، تیر ۱۳۷۸، صص ۱۸۸- ۱۸۷

۲-   همان، ص ۱۸۲

۳-   همان، ص ۱۸

۴-   همان، ص ۱۹-۲۰

۵-   همان، ص ۲۱

۶-   همان، ص ۲۳

۷-   همان، ص ۳۳

۸-   همان، ص ۵۰

۹-   همان، ص ۵۱

۱۰-  همان، ص ۱۵۱

۱۱-  همان، ص ۲۲۸


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


4 + 3 =