قرآن، تاریخ و قدس

۲۲م خرداد, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

 

مقدّمه
داشتن نگاه قرآنی به موضوع فلسطین و قلبِ آن بیت‌المقدس، بسیار مهم و تعیین‌کننده است. این نگاه در طول تاریخ معاصر، وحدت دیدگاه مسلمانان را نسبت به موضوع قدس ایجاد کرده و استمرار بخشیده است. در آینده نیز داشتن همین نگاه است که تضمین‌کنندۀ تعاملات درست سیاسی و نظامی نسبت به این موضوع فوق‌العاده مهم خواهد بود. از این رو بر آن شدیم تا در این شمارۀ نسیم قدس مروری گذرا بر معرفی بیت‌المقدس از منظر تاریخی و قرآنی داشته باشیم.

نام‏هاى قرآنى، برخى به صراحت و آشکار آمده؛ مثل محمد(صلّی‌الله‌‌علیه‌و‌‌آله)، موسى(علیه‌السلام)، عیسى(علیه‌السلام)، ابولهب و… که به آن‌ها «اَعلام مُصَرّح» (اسامی آشکار) می‌گویند و بعضى مبهم و غیر صریح، مثل نام اصحاب و اهل‏بیت و… که به آن‌ها «اعلام غیر مُصَرّح» (اسامی ناآشکار) گفته شده است؛ از همین رو در عرصه علوم قرآنى، دو دانش سامان یافته است: اعلام قرآن و مبهمات قرآن. اوّلى درباره نام‏هاى مصرّح است و دومى درباره اسامى غیر مصرّح.
از جمله منابع معتبری که توسط علمای حوزۀ علمیه در این زمینه به رشتۀ تحریر درآمده است، کتاب «اعلام قرآن» می‌باشد که برگرفته از اثر مفصل «دایرة‌المعارف قرآن کریم» است.
کتاب «اعلام قرآن» کوشیده است تا ذیل هر یک از اعلام، قصه‏هاى قرآن و نیز فضا و سبب نزول آیات را با توجه به روایاتِ اسباب نزول، شرح و تبیین کند. جامعیت مدخل‏ها، بهره‏گیرى از منابع کهن و دست اوّل، گستره مباحث، نظام ارجاعىِ ویژه و فارسى بودن زبان، از ویژگى‏هاى دیگر این کتاب است.
از جمله مداخلی که در «اعلام قرآن» به آن توجه شده، «بیت‌المقدس» است. نظر به وزانت مقالۀ یادشده گزیده‌ای از آن از رؤیت خوانندگان ارجمند می‌گذرد.۱

جغرافیای بیت ‏المقدس‏
بیت ‏المقدس، نام عربى و اسلامى پایتخت فلسطین است که بیشتر و پیش‏تر با نام عبرى اورشلیم خوانده مى‏شد. این شهر نزدیک نقطه مرکزى فلسطین، در حدود ۲۴ کیلومترى غرب بحرالمیت و ۵۶ کیلومترى شرق دریاى مدیترانه، در آب پخشان بین جلگه مدیترانه و دره رود اردن قرار دارد. شهرى کوهستانى است با ارتفاع ۷۵۰ متر از دریاى مدیترانه و ارتفاع ۱۱۵۰ متر از بحرالمیت. آب و هواى آن نیمه گرم و نیمه خشک، همراه با تابستان‌هاى گرم و خشک و زمستانهاى سرد و بارانى است.

بیت‌المقدس را چه کسی بنا نهاد؟
بیت ‏المقدس شهرى باستانى با قدمتى ۳۵ قرن است و تاریخ بناى آن به زمانى بسیار پیش از ورود بنى‏اسرائیل و حتى ابراهیم علیه السلام به آن دیار باز مى‏گردد. قدیمى‏ترین ساکنان آن را قبیله‏اى از اعراب کنعانى به نام «یَبُوسیان» در هزاره سوم یا چهارم پیش از میلاد دانسته‏اند و نخستین بناى آن را به «مَلِک صادوق» یا «مَلِکیصادُق»، پادشاه «یَبُوسى» نسبت مى‏دهند.۲ برخى او را همان «سام بن نوح» دانسته‏اند.۳

نام‌های گوناگون یک شهر
بیت‏ المقدس در طول تاریخ، نام‌هایى گوناگون به خود گرفته است. پادشاه کنعانى به احترام «شالیم» (خداى صلح) آن را «یُوْرشالیم» به معناى شهر صلح و آرامش خواند.
پیش از تصرف شهر به دست حضرت داود علیه السلام «یَبُوس» خوانده مى‏شد و داود علیه السلام آن را به «اورشلیم» تغییر داد.۴ «اور» در زبان سومرى و آرامى به معناى «شهر» است که وارد زبان عبرى شده و با «شلیم» به معناى مقدس، صلح و آرامش، روى هم رفته، معناى شهر مقدس، شهر صلح، سلامتى و آرامش را مى‏دهد.۵
در تورات از این شهر با نام‌ها و عناوینى چون: اریئیل‏۶، شالیم‏۷، یَبوس‏۸، شهر یهودا۹، شهر خدا۱۰، قریه پادشاه عظیم‏۱۱ و شهر مقدس‏۱۲ یاد شده است. رومیان آن را «ایلیاء» به معناى خانه مقدس یا خانه خدا۱۳ و یهودیان «بیت همیقداش»۱۴مى‏خواندند. نام ایلیاء تا زمان ظهور اسلام معروف بود و به تدریج اسامى بیت‌المُقدّس، بیت ‏المَقْدِس، قُدس، قدس شریف و مدینه مقدسه به آن اطلاق شد.۱۵

قداست بیت‌المقدس
بیت ‏المقدس به سبب حضور، تولد، زندگى یا دفن شمارى از پیامبران و شخصیت‌هاى بزرگ الهى در آن، از قبیل ابراهیم، یعقوب، داود، سلیمان، مریم، عیسى علیهم‌السلام و پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله، همچنین وجود بسیارى از آثار، اماکن و بناهاى دینى و مقدس کهن در آن، از ارزش و قداست ویژه‏اى در نزد پیروان همه ادیان ابراهیمى برخوردار است.۱۶ صخره مقدس (مذبح اسماعیل، قبله موسى و بنى‏اسرائیل و جایگاه عروج پیامبر اسلام)۱۷، قبةالصخره، هیکل سلیمان، برج داود، دیوار ندبه، کلیساى قیامت، مسجدالأقصى و قبة‌المعراج و ده‌ها اثر دینى و تاریخى دیگر از این قبیل در آن است. بر اساس گزارش برخى منابع فقط آثار و اماکن اسلامى آن به بیش از ۱۱۰ مورد مى‏رسد.۱۸

حوادث فرودآمده!
بیت ‏المقدس در طول تاریخ شاهد حوادث بسیارى بوده است. این شهر بر اثر موقعیت جغرافیایى خاص، که آن را شاهراه ارتباطى شرق و غرب قرار مى‏دهد و نیز به سبب سرسبزى و خرّمى، تنوع محصولات کشاورزى و برخوردارى از پیشینه تاریخى و تقدس دینى، همواره مورد توجه قدرت‌ها و شاهد لشکرکشی‌هاى بسیارى بوده است، به گونه‏اى که دو بار به طور کلى به دست مهاجمان ویران، ۱۹ بار تجدید بنا و سه بار معبد آن بازسازى ومرمت شده است و ۶ بار مردم آن مجبور به تغییر آیین و مذهب خود شده ‏اند.۱۸ کنعانی‌ها، حیتی‌ها، حویان، فریسیان، یبوسیان و فلسطیان از جمله اقوامى بودند که قبل از هجوم قوم عبرانى در سرزمین فلسطین مى‏زیستند.۲۰
حضرت داود علیه السلام در سال ۱۰۱۰ یا ۱۰۲۰ ق. م. با شکست یبوسیان شهر بیت‏المقدس را به تصرف خود درآورد و آن را مرکز حکومت بنى‏اسرائیل قرار داد و به فرمان الهى بناى قدس، خانه خدا را آغاز کرد که به دست حضرت سلیمان تکمیل شد. ساخت این بناى باشکوه و عظیم، معروف به «هیکل سلیمان» در سال ۹۷۰ ق. م. پایان یافت. پس از سلیمان، بلایا و مصائب فراوانى بر اورشلیم وارد شد؛ آشوریان بارها به آن هجوم برده، آن را غارت کردند. سخت‏ترین و ویرانگرترین حمله به وسیله بخت نصر دوم (نبوکدنصر)، پادشاه بابل، در ۵۸۶ یا ۵۸۷ ق. م.صورت گرفت که در جریان آن دیوارهاى دفاعى شهر به دست سپاه بابل تخریب و اورشلیم پس از اشغال به کلى ویران شد و ساکنانش اسیر و به بابل برده شدند.۲۱ در این حمله، صدقیا، حاکم اورشلیم، اسیر و کور شد و اشراف و بزرگان شهر کشته شدند.
قصر پادشاه و هیکل سلیمان به آتش کشیده شد. ظروف و وسایل قیمتى معبد به تاراج رفت‏ و تابوت عهد و نص تورات۲۲ به کلى از میان رفت. طبق روایت تورات، همه مردم شهر از جمله دانیال و عزرا، به غیر از افراد فقیر و بى‏چیز به بابل تبعید شدند.۲۳ با غلبه کوروش، پادشاه ایران بر بابلی‌ها در سال ۵۳۸ ق. م. و بازگشت یهودیان اسیر، بیت‏المقدس پس از ۵۰ سال خرابى دوباره آباد شد. در ۳۳۲ ق. م. اسکندر مقدونى با شکست امپراطورى ایران این شهر را نیز فتح کرد. پس از اسکندر، بیت‏المقدس متناوباً زیر سلطه بطالسه مصر و پادشاهان سلوکى بود. در سال ۶۳ ق. م. رومیان براى نخستین بار بر بیت‏المقدس مسلط شدند. در سال ۷۰ م. و در پى شورش یهودیان بیت‏المقدس «تیتوس»، فرمانرواى روم، این شهر را براى بار دوم با خاک یکسان کرد. هادریانوس در ۱۳۲ م. بار دیگر بیت‏المقدس را بنا کرد و آن را «ایلیاء کاپیتولینا» نامید و از ورود یهودیان به این شهر ممانعت کرد. در ۳۱۲ م. با گرایش امپراطور کنستانتین به دین مسیح، کلیساهاى متعدد از جمله کلیساى قمامه (قیامت) در این شهر ساخته شد. در سال ۶۱۴ م. خسرو دوم شاه ایران، بیت‏المقدس را از دست رومیان خارج کرد و یهودیان دوباره در آن ساکن شدند؛ ولى پس از اندکى در ۶۲۹ م. امپراطورروم، هرقل (هراکلیوس)، دوباره شهر را پس گرفت. بیت‏المقدس یا ایلیاء همچنان در دست رومیان بود تا اینکه در ۶۳۷ م. به تصرف مسلمانان درآمد. امویان، عباسیان، طولونیان، أخشیدیان، فاطمیان و سلجوقیان به ترتیب بر این شهر حکمرانى کردند. سال ۱۰۹۹ م. در نخستین جنگ صلیبى، بیت‏المقدس، همراه با قتل و غارت وحشیانه، به دست صلیبیان افتاد. در سال ۱۱۸۷ م. صلاح الدین ایوبى دوباره این شهر مقدس را پس گرفت.

حضور استعمارگران اروپایی
بیت ‏المقدس و فلسطین همچنان صحنه جنگ‌هاى صلیبى بود تا اینکه در ۱۵۱۷ م. دولت عثمانى با شکست ممالیک، این شهر را به تصرف خود درآورد. در پى شکست روس‌ها در نبرد با عثمانی‌ها که از حمایت فرانسه و انگلیس برخوردار بودند، پاى فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها به فلسطین باز شد. با ورود دولت عثمانى به جنگ جهانى اول، انگلیس، تلاش براى تجزیه عثمانى را آغاز کرد، از این رو براى کسب حمایت مالى و سیاسى یهودیان و در پى مذاکرات با صهیونیست‌ها، دولت انگلیس با صدور اعلامیه معروف بالفور (۱۹۱۷ م.) تأسیس «وطن ملى یهود» راتعهد کرد و یک ماه پس از آن بیت ‏المقدس را به اشغال نظامى خود درآورد. از آن تاریخ تاکنون، بیت‏المقدس به عنوان مرکز فلسطین، کانون تحولات، چالش‌ها و درگیری‌هاى بسیار نظامى، سیاسى و اجتماعى میان مسلمانان و صهیونیست‌ها بوده است.

یادکرد بیت‏ المقدس در قرآن‏
بیت ‏المقدس از اعلام غیر مصرّح قرآن است و بیشتر مفسّران، تعابیرى مانند «الْأَرْضِ الَّتی‏ بارَکْنا فیها» (انبیاء/ ۲۱، ۸۱؛ اعراف/ ۷، ۱۳۷)، «الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَة» (مائده/ ۵، ۲۱)، «القَریَة» (بقره/ ۲، ۵۸) و «الارض» (اسراء/ ۱۷، ۴) را بر آن تطبیق کرده‏اند. در آیات مربوط به تغییر قبله (بقره/ ۲، ۱۴۲- ۱۵۰) نیز تلویحاً از بیت‏المقدس یاد شده است‏۲۴؛ همچنین شمارى از مفسرانِ نخستین، آیاتى چون ۱۱۴- ۱۱۵ بقره/ ۲ و ۴۱ ق/ ۵۰ را نیز به بیت ‏المقدس مربوط دانسته ‏اند.۲۵

هجرت ابراهیم(علیه‌السلام)
نخستین یادکرد از بیت ‏المقدس در آیه‏اى است که ماجراى هجرت ابراهیم علیه‌السلام ازبابل را گزارش مى‏کند. حضرت ابراهیم پس از ماجراى شکستن بت‌ها و نجات معجزه‏آسا از آتش نمرودیان به همراه حضرت لوط علیه السلام، خانواده و دیگر پیروانش به سوى سرزمینى روانه مى‏شود که خداوند آن را مایه برکت براى جهانیان خوانده است: «وَ نَجَّیْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتی‏ بارَکْنا فیها لِلْعالَمین». (انبیاء/ ۲۱، ۷۱) مشهور مفسران مراد از این سرزمین را شام و فلسطین دانسته‏اند که مسلماً شهر بیت‌المقدس را نیز در برمى‏گیرد.۲۶

بنی‌اسرائیل در بیت المقدس
یادکرد دیگر بیت‌المقدس که در آیات متعددى مورد اشاره قرار گرفته، در ارتباط با داستان بنى‏اسرائیل و سکونت آنان در سرزمین فلسطین است. بنى‏اسرائیل که در مصر با آزار و شکنجه‏ هاى سخت فرعونیان به ستوه آمده بودند، همواره آرزوى بازگشت به فلسطین را داشتند؛ سرزمینى که نیاکان آن‌ها یعنى یعقوب و فرزندانش، پیش از مهاجرت به مصر آن‌جا ساکن بودند. موسى با فراخوان بنى‏اسرائیل به صبر و پایدارى و یارى جستن از خدا در برابر شکنجه‏هاى فرعونیان، آنان را به بازگشت به سرزمین فلسطین و بیت‏المقدس و زندگى در آن امیدوار مى‏ساخت: «قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اسْتَعینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ…». (اعراف/ ۷، ۱۲۸) بنى‏اسرائیل در پى خروج از مصر و ورود به فلسطین، در شهر بیت‏المقدس با قومى معروف به عمالقه روبه‏رو شدند. موسى علیه السلام از آنان خواست که وارد سرزمین مقدس شده، با عمالقه بجنگند و در غیر این صورت دچار خسران و زیان خواهند شد: «یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتی‏ کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرین». (مائده/ ۵، ۲۱) مشهور مفسران شیعه‏۲۷ و سنى‏۲۸به تبع مفسران نخستینى چون ابن عباس، ابن زید، سدّى و أبى على‏۲۹ سرزمین مقدس یاد شده را شهر بیت‌المقدس دانسته‏اند. برخى نیز دمشق، فلسطین و سرزمین طور و بخشى از اردن را گفته‏اند که چندان با تعبیر «ارض مقدس» سازگار نیست.۳۰
مفسران، قداست این شهر را ناشى از حضور، زندگى و دفن انبیاء و مؤمنان در آن دانسته ‏اند. برخى نیز عارى بودن آن ازشرک و کفر و گناه را سبب تقدسش ذکر کرده‏اند۳۱ که با پیشینه تاریخى این شهر، حضور مشرکان و کافران و فساد بنى‏اسرائیل در آن چندان سازگار نیست.
بنى‏اسرائیل به بهانه نیرومندى و جنگاورى عمالقه و هراس از آنان، فرمان ورود به شهر و هشدارهاى موسى را نادیده گرفته، از موسى خواستند که با خداى خود به جنگ آن‌ها رفته، شهر را تسخیر کنند تا آن‌ها وارد آن گردند. (مائده/ ۵، ۲۲-/ ۲۴) در پى این نافرمانى، بنى‏اسرائیل دچار کیفر الهى شده، به مدت ۴۰ سال از ورود به بیت‏المقدس محروم و در «وادى تیه» سرگردان شدند: «قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعینَ سَنَةً یَتیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقین». (مائده/ ۵، ۲۶) پس از ۴۰ سال آنان به فرماندهى یوشع بن نون موفق به فتح بیت‏المقدس گشتند. مفسران آیه ۵۸ بقره/ ۲ را اشاره به این ورود تاریخى بنى‏اسرائیل مى‏دانند: «وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُمْ وَ سَنَزیدُ الْمُحْسِنینَ». بر اساس دیدگاه مشهور مفسران شیعه‏۳۲ و سنى‏۳۳ مراد از «القَریَة» شهر بیت‏المقدس است و بنى‏اسرائیل فرمان یافتند که براى طلب آمرزش نسبت به گناهان و نافرمانی‌هاى پیشین خویش، متواضعانه و خاشعانه از درى موسوم به «باب حطّه» نیز رد شده، جمله‏اى را جهت استغفار بر زبان جارى سازند.
در مقابل، شمارى دیگر از مفسران مانند ابن‏زید، مراد از «القریه» را شهر اریحا گفته‏اند.۳۴ این شهر در وادى اردن به فاصله ۸ مایلى از شمال غربى محل اتصال رودخانه‏اردن با دریاى مرده قرار دارد. اریحا نخستین شهر سرزمین موعود بود که پس از پایان۴۰ سال آوارگى بنى‏اسرائیل و به فرماندهى یوشع، تسخیر و تخریب شد و هنگام تقسیم آن سرزمین میان قبایل دوازده‏گانه، به قبیله بنیامین تعلق گرفت. در زمان حکومت اخاب دوباره بازسازى و بعدها به دست سپاه بخت‏نصر بار دیگر ویران شد. به احتمال زیاد تسخیر اریحا پیش از شهرهاى دیگر، زمینه طرح دیدگاه دوم مبنى بر تطبیق «القریه»بر آن بوده باشد.
در شمار دیگرى از آیات هم پس از اشاره به نابودى فرعونیان، خوش فرجامى بنى‏اسرائیل و سکونت آن‌ها در سرزمین پُرخیر و برکت به عنوان پاداش بردبارى و تحمّل آن‌ها در برابر آزار و شکنجه‏هاى فرعونیان، یادشده است: «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتی‏ بارَکْنا فیها وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنى‏ عَلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ بِما صَبَرُوا…». (اعراف/ ۷، ۱۳۷) برکت مورد اشاره در این آیه و نیز شمار دیگرى از آیات: (انبیاء/ ۲۱، ۷۱، ۸۱؛اسراء/ ۱۷، ۱؛سبأ/ ۳۴، ۱۸) که به سرزمین فلسطین و بیت‏المقدس نسبت داده شده است از سوى بیشتر مفسران به معناى حاصلخیزى، خوش آب و هوا بودن آن سرزمین و فراوانى درختان و میوه‏هاى آن گرفته شده است، چنان ‏که عبارت «مُبَوَّاصدق» که مراد از آن را نیز بیت‌المقدس گفته‏اند، به معناى مسکنى پسندیده و رضایت‏بخش گرفته شده است؛ جایى که در آن‌جا همه نیازمندی‌هاى زندگى براى بنى‏اسرائیل فراهم بود: «وَ لَقَدْ بَوَّأْنا بَنی‏ إِسْرائیلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ رَزَقْناهُم‏…». (یونس/ ۱۰، ۹۳) البته با توجه به حضور شمارى از پیامبران الهى و رفت و آمد فرشتگان به این سرزمین مى‏توان برکت یادشده را اعم از مادى و معنوى دانست. در برخى منابع نیز تنها به بُعد معنوى اشاره شده است۳۵، چنان که کعبه نیز به رغم وجود آب و هواى گرم و سوزان مکه و خشکوبى ‏آب‌ و علف بودن زمینهاى اطراف آن، مبارک خوانده شده است. (آل‏عمران/ ۳، ۹۶)

فسادانگیزی در شهر مقدّس!
مفسران، سرزمین مورد اشاره در آیات آغازین سوره اسراء را نیز بیت‌المقدس دانسته‏ اند. بر اساس این آیات، خداوند در تورات به بنى‏اسرائیل خبر داده است که آنان دوبار در بیت ‏المقدس دست به فسادانگیزى خواهند زد و در هر دوبار، اقوام بیگانه‏اى بر آنان تسلط یافته، بیت‏ المقدس را ویران خواهند کرد: «وَ قَضَیْنا إِلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْن …* فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولی‏ بَأْسٍ شَدید …* … فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبیراً». (اسراء/ ۱۷، ۴- ۷) مفسران در این ‏باره که فسادانگیزى دوگانه بنى‏اسرائیل چه بوده است، اختلاف دارند؛ برخى آن را اشاره به کشتن زکریاى پیامبر و فرزند وى حضرت یحیى دانسته ‏اند۳۶ و برخى دیگر اراده قتل ارمیاى نبى و عیسى مسیح علیه السلام را هم افزوده‏اند۳۷، چنان ‏که هویت کسانى که بر بیت‏المقدس سلطه یافته، آن را تخریب کرده‏اند مورد اختلاف است. برخى تسلط و تخریب نخست را به بخت نصر و مرتبه دوم را به تیتوس، وزیر اسبیانوس (امپراطورروم)۳۸ و بعضى به سنحاریب و جالوت و شمارى نیز به پادشاه پارس (شاپور) و بخت نصر نسبت داده‏اند. گزارش‌هاى تاریخى، دیدگاه اول را تأیید مى‏کند. به خرابى بیت‏المقدس به دست بخت نصر در ذیل آیه «کَالَّذی مَرَّ عَلى‏ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى یُحْیی‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها» (بقره/ ۲، ۲۵۹) نیز اشاره شده است.
به اعتقاد شمارى از مفسران وقتى که عزیر یا ارمیاى نبى از کنار خرابه‏هاى بیت‏المقدس گذر کرده، به یاد رستاخیز مى‏افتد، چگونگى زنده شدن دوباره مردگان براى او مورد سؤال واقع مى‏شود و در پى آن خداوند او را میرانده، پس از ۱۰۰ سال دوباره زنده مى‏کند. طبق گزارش برخى از منابع آیه «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فی‏ خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ» (بقره/ ۲، ۱۱۴) نیز مربوط به خراب شدن بیت‏المقدس به دست بخت نصر و جلوگیرى از ذکر خدا در آن است.

سرزمین مبارک
در داستان حضرت سلیمان و تسخیر باد در دست او نیز از بیت ‏المقدس یاد شده است: «وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ عاصِفَةً تَجْری بِأَمْرِهِ إِلى‏ الْأَرْضِ الَّتی‏ بارَکْنا فیها …». (انبیاء/ ۲۱، ۸۱) برخى از مفسران شیعه و سنى زمین مبارکى را که حضرت سلیمان، باد را به سوى آن به گردش در مى‏آورد، شام و برخى دیگر بیت‏المقدس و شام گفته‏اند. با توجه به پیشینه تاریخى بیت‏المقدس و حکومت حضرت سلیمان در آن و مناطق اطراف و نیز با توجه به اینکه «الَّتی‏ بارَکْنا فیها» در سوره انبیاء/ ۲۱ آیه ۷۱ به صورت و صف بیت‏المقدس ذکر شده، مطمئناً سرزمین مبارک یادشده، بیت‏المقدس را نیز در برمى گیرد.

پناهگاه مریم(علیه‌السلام) و عیسی(علیه‌السلام)
مکانى که حضرت مریم هنگام تولدحضرت عیسى و پس از آن به آن‌جا پناه برد نیز بر اساس دیدگاه مشهور مفسران، بیت‏المقدس دانسته شده است: «وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ آیَةً وَ آوَیْناهُما إِلى‏ رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعین». (مؤمنون/ ۲۳، ۵۰) مفسران با استناد به تعبیر «رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعین» مکان یادشده را سرزمینى خوانده‏اند که در عین مرتفع بودن نسبت به زمین‌هاى اطراف، مسطح، وسیع، و برخوردار از آب جارى و در نتیجه حاصلخیز و پربرکت بوده که همان بیت ‏المقدس است. مکان یادشده بر مصر، کوفه، دمشق یا رمله در فلسطین نیز تطبیق شده است. برخى، دیدگاه نخست را به احتمال، متأثر از کتاب‏ مقدس دانسته ‏اند که بیت ‏المقدس را نزدیک‏ترین نقطه زمین به آسمان خوانده است.

آن آبادی!
درآیه ۱۸ سبأ/ ۳۴ نیز سرزمین مبارک و پیوستگى آن با سرزمین سبأ یادشده است که به دوران آبادانى یمن باز مى‏گردد. ساکنان سبأ در سفرهاى تجارى به فلسطین و بیت ‏المقدس از یک آبادى به آبادى دیگر مى‏رفتند و هرگز ناگزیر به عبور از بیابان‌هاى گسترده و غیرمسکونى نبوده‏اند: «وَ جَعَلْنا بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْقُرَى الَّتی‏ بارَکْنا فیها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فیهَا السَّیْرَ سیرُوا فیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنینَ». (سبأ/ ۳۴، ۱۸) مسافرت از این مسیر براى مسافران، راحت و توأم با امنیت بود که به عنوان نعمت براى ساکنان سبأ از آن یادشده است. بیشتر مفسران شیعه وسنى مراد از «الْقُرَى الَّتی‏ بارَکْنا فیها»را روستاهاى شام و برخى نیز روستاهاى شامات گفته‏اند که مشتمل بر شام، اردن و فلسطین است. شمارى نیز آن‌را خصوص بیت‏المقدس دانسته‏اند که با توجه به ذکر صفت پربرکت بودن براى این مناطق در آیات دیگر منافاتى در جمع آن‌ها نیست.

سرزمین معراج
یکى دیگر از یادکردهاى بیت‏ المقدس در قرآن مربوط به داستان معراج و سیر دادن پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از مکه به بیت‏المقدس و مسجدالأقصى است: «سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذی بارَکْنا حَوْلَه…». (اسراء/ ۱۷، ۱) بیشتر مفسران شیعه و سنى «المسجدالاقصى» را مسجد بیت‏المقدس دانسته‏ اند که در این صورت بى‏شک، «التى برَکنا حَولَهُ» ابتدا شهر بیت‏المقدس و سپس مناطق اطراف آن و فلسطین است که مبارک به حضور انبیا و اولیا و پربرکت به لحاظ درختان و میوه ‏هاست.

کتاب مقدّس و مکان قریب!
برخى از مفسران در آیه «واستَمِع یَومَ یُنادِ المُنادِ مِن مَکانٍ قَریبٍ» (ق/ ۵۰، ۴۱)
«مَکانٍ قَریبٍ»را بر صخره بیت‏ المقدس تطبیق داده‏اند که جبرئیل یا اسرافیل بر آن مى‏ ایستد و در صور دمیده، مردگان را براى رستاخیز ندا مى‏دهد. به احتمال فراوان این گروه از مفسّران، متأثر از کتاب مقدس بوده‏اند که بی ت‏المقدس را نزدیک‏ترین نقطه زمین به آسمان به اندازه ۱۸ میل معرفى مى‏کند. برخى، آیات ۳ فجر/ ۸۹ «۳» و ۱ تین/ ۹۵ را نیز با بیت‏ المقدس ارتباط داده ‏اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱٫ خوانندگان علاقه‌مند، برای مطالعۀ بیشتر می‌توانند به اصل این منبعِ ارزشمند مراجعه نمایند:
اعلام قرآن (از دایرة‌المعارف قرآن کریم)، جلد۳‏؛ گروه نویسندگان مرکز فرهنگ و معارف قرآن (وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)؛ ناشر: مؤسسة بوستان کتاب‏؛ قم؛ ۱۳۸۵ (چاپ اوّل)؛ صص۵۳۰-۵۱۹ (مقالۀ بیت‌المقدس نوشتۀ حسین اترک). [به نقل از لوح فشردۀ شجره طوبی؛ کار مشترکی از «مرکز فرهنگ و معارف قرآن» (وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی» و مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی»]
۲٫ تاریخ اورشلیم، ص ۱۶؛ بیت‏المقدس، ص ۱۸٫
۳٫ الانس‏الجلیل، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۴٫
۴٫ تاریخ اورشلیم، ص ۱۵- ۱۶؛ الموسوعة الفلسطینیه، ج ۳، ص ۵۱۰٫
۵٫ ر. ک: دایرةالمعارف بستانى، ج ۴، ص ۶۲۳؛ قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۸؛ تاریخ اورشلیم، ص ۱۵٫
۶٫ کتاب مقدس، اشعیا ۲۹: ۱٫
۷٫ همان، مزامیر ۷۶: ۲٫
۸٫ همان، داوران ۱۹: ۱۰- ۱۱٫
۹٫ همان، دوم تواریخ ایام ۲۸: ۲۵٫
۱۰٫ همان، مزامیر ۴۶: ۴٫
۱۱٫ همان، ۴۸: ۲٫
۱۲٫ همان، نحمیا ۱۱: ۱۹٫
۱۳٫ قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۸؛ الانس الجلیل، ج ۱، ص ۶٫
۱۴٫ تاریخ اورشلیم، ص ۱۶٫
۱۵٫ تاریخ اورشلیم، ص ۱۶٫
۱۶٫ ر. ک: معجم اللاهوت، ص ۱۲۴؛ دانشنامه جهان اسلام، ج ۵، ص ۹۵؛ الانس الجلیل، ج ۱، ص ۲۴۰- ۲۳۹٫
۱۷٫ تاریخ اورشلیم، ص ۱۷؛ دایرةالمعارف تشیع، ج ۳، ص ۵۵۸؛ الموسوعة العربیه، ج ۱۸، ص ۸۶٫
۱۸٫ ر. ک: بیت‏المقدس، ص ۱۱۶- ۱۶۴٫
۱۹٫ تاریخ اورشلیم، ص ۱۷٫
۲۰٫ همان، ص ۲۵٫
۲۱٫ قاموس کتاب مقدس، ص ۱۲۳؛ تاریخ اورشلیم، ص ۱۰۷٫
۲۲٫ کوروش کبیر، ص ۲۱۶٫
۲۳٫ کتاب مقدس، دو پادشاهان، ۲۵: ۱۱- ۱۲٫
۲۴٫ جامع‏البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۳- ۱۰، ۱۷- ۳۹؛ مجمع‏البیان، ج ۱، ص ۴۱۴- ۴۲۴؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص ۲۶۰- ۲۷۰٫
۲۵٫ جامع‏البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۶۹۵- ۷۰۵؛ مج ۱۳، ج ۲۶، ص ۲۳۵؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۶۱- ۳۶۳؛ ج ۹، ص ۲۲۶؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص ۲۰۴؛ ج ۶، ص ۱۳۱٫
۲۶٫ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۱۹۴؛ تفسیر جلالین، ص ۳۳۰؛ المیزان، ج ۸، ص ۲۲۸٫
۲۷٫ مجمع‏البیان، ج ۱، ص ۲۲۵؛ کنزالدقائق، ج ۱، ص ۲۵۳؛ غریب القرآن، ص ۳۰۸٫
۲۸٫ احکام القرآن، ج ۲، ص ۵۶۱؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۳۲۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۱۰۱٫
۲۹٫ ر. ک: التبیان، ج ۳، ص ۴۸۳؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۳۰۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۱۰۱٫
۳۰٫ ر. ک: التبیان، ج ۳، ص ۴۸۳؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص ۳۳۱؛ احکام القرآن، ج ۲، ص ۵۶۱٫
۳۱٫ ر. ک: التبیان، ج ۳، ص ۴۸۳؛ معانى القرآن، ج ۲، ص ۲۸۸؛ احکام‏القرآن، ج ۲، ص ۵۶۱٫
۳۲٫ مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۴۷؛ الصافى، ج ۲، ص ۲۴۵؛ فتح القدیر، ج ۱، ص ۸۹٫
۳۳٫ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۴۲۶؛ تفسیر قرطبى، ج ۱، ص ۲۷۸؛ غریب‏القرآن، ص ۵۹٫
۳۴٫ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۴۲۶؛ التبیان، ج ۱، ص ۲۶۱٫
۳۵٫ ر. ک: مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۹۹؛ غریب القرآن، ص ۳۰۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۴۴۷٫
۳۶٫ تفسیرجلالین،ص ۲۸۶٫
۳۷٫ الکشاف،ج ۲،ص ۶۴۹٫
۳۸٫ المیزان، ج ۱۳، ص ۴۴؛ ر. ک: نمونه، ج ۱۲، ص ۲۷- ۳۰٫

 

منابع‏
احکام القرآن، جصاص؛ الانس الجلیل فى قصة موسى و فرعون و بنى‏اسرائیل؛ انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، بیضاوى؛ بیت‏المقدس شهر پیامبران؛ تاریخ اورشلیم (بیت‏المقدس)؛ تاریخ جامع ادیان؛ التبیان فى تفسیرالقرآن؛ تفسیرالجلالین؛ تفسیرجوامع الجامع؛ تفسیرالصافى؛ تفسیر غریب القرآن الکریم؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر؛ تفسیرالقمى؛ التفسیرالکبیر؛ تفسیر کنزالدقایق و بحرالغرائب؛ تفسیرنمونه؛ جامع ‏البیان عن تأویل آى القرآن؛ الجامع الاحکام القرآن، قرطبى؛ الجواهر الحسانفى تفسیر القرآن، ثعالبى؛ دائرةالمعارف بستانى؛ دانشنامه جهان اسلام؛ دایرةالمعارف تشیع؛ دایرةالمعارف کتاب مقدس؛ الدرالمنثور فى التفسیر بالمأثور؛ روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم؛ زادالمسیر فى علم التفسیر؛ فتح القدیر؛ قاموس کتاب مقدس؛کتاب مقدس؛ الکشاف؛ کشف الاسرار و عدةالابرار؛ کور و شکبیر (ذى‏القرنین)؛ لغت‏نامه؛ مجمع‏البیان فى تفسیرالقرآن؛ معانى القرآن، نحاس؛ معجم اللاهوت الکتابى؛ الموسوعة العربیة العالمیه؛ الموسوعة الفلسطینیه؛ المیزان فى تفسیرالقرآن. دایرة‌المعارف بریتانیکا.

 


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر