شعر مقاومت(۹)

۳م تیر, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

برادران عرب

 

برادران عرب بی برادرم کردند

اسیر فاجعه های مکررم کردند

به عمق بیکسی چاه در شبی بی ماه

برای سنگ دل خود کبوترم کردند

چهارسوی گذر را به روی من بستند

شبیه قاعدۀ بازی از برم کردند

مزورانه مرا دست گرگها دادند

برای پیرهن پاره پرپرم کردند

لب سکوت گزیدند وقت خوش رقصی

پیاله لب زده در خون شناورم کردند

فروختند مرا بانفیری از نفرت

و بعد هلهله بر زخم پیکرم کردند

به جای نان و عروسک به جای نرمی خواب

گلوله هدیۀ چشمان خواهرم کردند

برادران عرب مصری از زر و زورند

که مثل خواب بدی دیر باورم کردند

پروانه نجاتی


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر


4 + 9 =