شعر مقاومت(۲)

۱۶م اردیبهشت, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

محمد حمزه عنایم

در روستای «باقه‌الغریبه» -طولکرم- در سال ۱۹۴۸ زمان اشغال فلسطین به دنیا آمد. در دبستان و دبیرستان روستا درس خواند و در رشته‌ی عربی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. از سال ۱۹۶۷ در روزنامه‌ی عربی «فی‌الارض المحتله» مشغول به کار شد و ریاست مجله‌ی «لقا» را به عهده گرفت.

شعر زیر از اوست:

و محبوب من

دفن می‌کنم

عاشقانه

صورت پاره پاره‌ام را

در صورتت

دیوانه‌وار

در تو غرق می‌شوم

نظاره‌گر می‌شوم

میلاد کلمات را بر لبانت

می‌گریم، فریاد می‌کنم

تاب می‌آورم

رگبار عذاب را

تا وصال عشق پروردگار

مرا در خود مختصر کن

عشق می‌ورزم

به آب زمین

شب تو

در من پاگرفت

چشمانم در چشمانت گم شد

یکی شدیم

پیشگوی شهر ما را نمی‌شناسد

نسیم عشق یادآور ماست

و

صورت تو، خورشید عشق

بالا می‌آیم

و

در آغوش می‌کشم

رشته‌های نور را

تا بکارم

عشقم را در عشقت

عشق می‌ورزم

بر طعم سنگ صلب تو

و می‌دمم

نی‌هایم را در آن

تو را جاودانه یاد خواهم داشت

در تو خیره می‌شوم

می‌خواهم بر تو بگریم

و رگ‌هایم را در تو بفشارم

آیاتم

را در فجر تو تلاوت کنم

کلماتم را بفشارم

اما

دعاهایم مرا یاری نمی‌کنند

از ستون‌های عذاب بالا می‌روم

در صدایم

فرو می‌ریزم

تگرگ فصل‌هایت را

مغرورم

که با عشق تو می‌میرم

تو

قوی‌ترینی

قوی‌تر

از نفسی که ما را به سوی پروردگار می‌برد


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر