ماتریکس؛ یک اکشن خوب یا مبلغ صهیونیست

۷م شهریور, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

تبلیغات دینی در دنیای امروز شکل جدیدی پیدا کرده و از حالات سنتی و قدیمی خارج شده است. بدیهی است که شکل این تبلیغات، لحظه به لحظه پیشرفته‌تر می‌شود تا بیشترین اثر را بر روی مخاطب خود بگذارد. یکی از راه‌های بی‌بدیل در این زمینه که اتفاقاً بسیار موثر واقع شده است، سینماست.

در جهان امروز نیز شخص، گروه، کشور، ایدئولوژی و.. که از این حربه استفاده می‌کند بیشترین تاثیر را بر روی مخاطبان خود می‌گذارد.

متأسفانه به عکس دنیای اسلام که هیچ تلاش قابل ذکری در این زمینه نکرده است، صهیونیسم جهانی، قدم‌های بسیار محکم و استواری برداشته که تحت سلطه داشتن صنعت سینمای آمریکا (هالیوود) نشان‌دهنده این مطلب است.

از کمپانی‌هایی که در آمریکا در زمینه فیلمسازی فعالیت می‌کنند و صاحبان آن صهیونیست هستند می‌توان به: والت دیسنی، برادران وارنر، دریم ورک و کلمبیا اشاره کرد.

همچنین با نگاهی اجمالی به آثار ساخته شده در سینمای آمریکا می‌توان آثار بسیاری را در حمایت از تفکر صهیونیسم یافت که از میان آنان می‌توان به: آرمگدون، روز استقلال، روز بعد از فردا، جنگ دنیاها، فهرست شیندلر و سه گانه ماتریکس اشاره کرد.

در همه این آثار، مظلومیت صهیونیست به شدت خودنمایی می‌کند و در آثار جدیدتر مانند ماتریکس و جنگ دنیاها بیشتر از مظلومیت آنان، شقاوت و سنگدلی دشمنانشان موردتوجه قرار گرفته است. با کمی تفکر می‌توان دریافت که در عرصه جهان کنونی دشمن قسم خورده و شماره یک صهیونیسم، تفکرات اسلامی است و می‌توان به این نتیجه رسید که در این آثار، دین سراسر لطف و عطوفت اسلام به بدترین شکل ممکن نمایش داده شده است و در کنار آن تعالیم صهیونیستی به عالیترین شکل در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد، مخاطبی که پابه‌پای قسم‌دیدگان فیلم گریسته و به قدر کافی از دشمنان آنان متنفر شده است. فروش قابل توجه آثار ذکرشده حتی در سالن‌های خارج ایالات متحده گواه این مطالب است.

سه‌گانه ماتریکس در میان این آثار به علت فضای نو و رمزآلود آن اهمیت ویژه‌ای دارد. این اثر سه قسمتی به واقع تکمیل کننده تلاش‌ کارگردان‌های پیشین درزمینه معرفی و دفاع از مکتب صهیونیسم است و آنچه آن را از پیشانیش متمایز می‌کند، ادبیات بی‌پروا و صریح آن است که شاید در آثار هم‌وزنش کمتر دیده می‌شود.

در این نوشته سعی شده است ابعاد مختلف این اثر بررسی شود، البته شایان ذکر است این مطالب نگاهی مذهبی و سیاسی به این فیلم است نه نقد و بررسی آن که استادان اهل فن را می‌طلبد.

سه‌گانه ماتریکس اثر اندی ولاری واچوفسکی (کارگردانان یهودی لهستانی تبار) در سال ۱۹۹۹ با نمایش نسخه اول آن در سینماهای جهان مورد استقبال عمومی قرار گرفت و نسخه‌های بعدی آن ماتریکس (بازگشت)، ماتریکس (انقلاب) و همچنین یک نسخه انیمیشن تحت عنوان انیماتریکس تا سال ۲۰۰۳ به نمایش عمومی گذاشته شد.

داستان کلی فیلم به این صورت است که آخرین بازماندگان نسل بشر در سال ۲۱۹۹ درگیر جنگی ۱۰۰ ساله با ماشین‌های هوشمند هستند و در شهری در اعماق زمین تحت نام zion (صهیون) زندگی می‌کنند و عده‌ای از آنان اعتقاد به افسانه‌ای دارند که منجر به ظهور موعود بشریت و پایان جنگ می‌شود. ازطرفی، ماشین‌ها برای تامین انرژی موردنیاز خود مزارعی ایجاد کرده اند که در آن انسان پرورش می‌دهند، انسان‌هایی که در خواب مصنوعی در کپسول‌هایی شبیه رحم بدون هیچ حرکتی قرار دارند و مغز آنان در یک برنامه کامپیوتری با نام ماتریکس در سال ۱۹۹۹ زندگی می‌کند، درواقع این افراد محیط مجازی ماتریکس را محلی واقعی می‌دانند و هیچ یک از زندگی واقعی اطلاع ندارند.

داستان فیلم از قسمتی شروع می‌شود که انسان‌های ساکن zion در داخل ماتریکس به دنبال شخصی با نام zion می‌گردند که اعتقاد دارند همان موعود بشریت است، جریان کلی فیلم از یک کشتی پیشرفته انسان‌ها به نام بنوکدالنصر (بخت النصر) روایت می‌شود که یک فرمانده به نام مورفیوس دارد و افراد تحت فرماندهی او به نام‌های Trinity، سایفر، سویچ، ایپک و… هستند و هدف آنها آزاد کردن مغز Neo از ماتریکس است. زمینه‌های صهیونیستی فیلم از این قسمت به تدریج خودنمایی می‌کند.

نماد ماتریکس در این فیلم کدهای سبز رنگی است که به صورت عمودی از بالا به پایین صفحه را می‌پوشاند، با کمی دقت به این کدها متوجه می‌شویم، رنگ آنها سبزی است که برای مسلمانان رنگ مقدس محسوب می‌شود ولی در این فیلم نماد شیطان و شرارت معرفی شده است. در واقع اولین نکته ضداسلامی فیلم در این قسمت خودنمایی می‌کند.

نکته بعدی نام آخرین شهر بقایای نیل بشر است، شهر Zion. چرا Zion؟ چرا نام دیگری انتخاب نشده است؟ چرا از افرادی که در Zion متولد شده‌اند در قسمتی از فیلم تحت عنوان ـ فرزند حلال‌زاده Zion ـ یاد می‌شود جالب آن‌که این افراد نمی‌توانند وارد ماتریکس شوند، چون پایانه‌های ورود نرم‌افزار در مغز آنها وجود ندارد، مسئولیت آنها در فیلم سنگین‌تر جلوه داده می‌شود و این افراد مهم‌تر نمایش داده می‌شوند.

معنی این بخش کاملاً واضح است، همه انسان‌ها به غیر از طرفداران صهیونیست حتی انسان نیستند و اگر هم پذیرفته شوند، نمی‌توانند مانند بقیه زندگی کنند، حتی در لفاف، لفظ حرام‌زاده به آنها اطلاق می‌شود.

سوال اینجاست که چرا موعود از بین انسان‌های واقعی انتخاب نمی‌شود؟ جواب این سؤال در قسمت‌های انتهایی بخش سوم به صورت کاملاٌ واضح بیان می‌شود.

نکته جالب توجه دیگر نام بعضی از افراد است که در مورد آن بحث خواهیم کرد. در فیلم با دختری به نام Trinity آشنا می‌شویم معنی این اسم خیلی واضح است: تثلیث یا سه‌خدایی عقیده‌ای، که مسیحیت پروتستان حامی و ایجادکننده اصلی صهیونیسم آن را با تلاش کشیشی به نام پاولس (فانوس) قدیس به فرقه کاتولیک تحمیل کرد.

حرکات رزمی این کاراکتر نیز صلیب مسیحیت را به یاد می‌آورد. این فرد در همه لحظات فیلم حامی اصلی NEO یا همان موعود است درواقع حامی اصلی موعود صهیونیست، همان‌گونه که در جهان امروز مشاهده می‌کنیم، دانشگاه الهیات پروتستان صهیونیسم در شهر دالاس تگزاس است.

نام دیگری که جلب توجه می‌کند ایپک است، مردی که در لحظات نقش فاعل را دارد و بسیار خشک، منطقی و مجری عمل فوق‌العاده است که یادآور لابی صهیونیستی آمریکا است. با همین خصوصیات می‌توان لابی ایپک را مشاهده کرد، مجری تفکرات صهیونیست در جهان و بی‌رحم و بسیار منطقی (البته منطق صهیونیست).

در کنار نام افراد، نام مکان‌ها و اشیا نیز جالب توجه است، از میان آنها به دو مورد اشاره می‌کنم:

- نبوکدالنصر یا بخت‌النصر نام کشتی جنگی نمایندگان بشری که به جنگ با ماشین‌ها می‌پردازد. همان گونه که در تاریخ آورده شده، بخت‌النصر پادشاه بابل (۶۵۲- ۶۰۵ ق م)، فرزند نبوپولانتار، بنیانگذار امپراتوری بابل بود و یهودیان کنعان جنوبی به پایتختی اورشلیم را به اسارت درآورد. حال مشاهده می‌شود برای آنکه چهره‌ای هرچه منفورتر از مسلمانان ترسیم شود، این پادشاه منفور آیین یهود را به مسلمانان ترجیح می‌دهند و یکی از ابزار جنگی موجود در فیلم که از قضا نقش تعیین کننده دارد، به نام وی نامگذاری شده است.

Zionیا صهیون کوهی در نیمه شرقی بیت‌المقدس است که برای پیروان صهیونیست اعم از یهودی یا مسیحی بسیار مقدس است این کوه در فیلم ماتریکس به عنوان آخرین محل تجمع نسل بشر شناخته می‌شود. سعی سازندگان فیلم بر این است که قداست هرچه بیشتر این محل را به رخ مخاطب بکشد و این مطلب را یادآور شود که اگر قرار باشد مکانی محل نجات نسل بشر از بدی مسلمانان باشد، آن محل صهیون است.

تاکنون در هیچ یک از ساخته‌های هالیوود که در طرفداری از تفکر صهیونیست ساخته شده، ادبیاتی این‌چنین واضح به کار نرفته است و از اهالی مورد حمایت صهیونیست به این صراحت نام برده نشده است. فیلم ماتریکس با هدف معرفی چنین ادبیاتی ساخته شده است.

سخن در مورد فیلم ماتریکس بسیار زیاد است و می‌توان گفت بخش بسیار مهمی از تفکرات صهیونیسم جهانی در جریان فیلم به مخاطب القا می‌شود که در مقالات آینده از آن سخن خواهیم گفت. از نمایش آخر ماتریکس درحدود ۵ سال می‌گذرد. شاید این فیلم از غبار زمان پوشیده شود، ولی تفکرات آن همچنان وجود دارد.

 زاهد احمدی زارع


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر