تیغ تیز در کف زنگی مست

۳م اردیبهشت, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

گزارشی از وضعیت سلاح‌های کشتار جمعی (اتمی، شیمیایی و بیولوژیک) رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی در مقایسه با همسایگانش بسیار کوچک است و مساحت آن از ایالت نیوجرسی آمریکا نیز کمتر است. به عبارت دیگر، یک جنگنده متخاصم حتی با سرعتی کمتر از سرعت صوت می‌تواند فاصله میان رود اردن تا دریای مدیترانه را در عرض ۴ دقیقه طی کند.(۱)

همچنین رژیم صهیونیستی نمی‌تواند در مقایسه با کشورهایی که در مقابلش قرار دارند، نیروهای آماده به رزم داشته باشد و باید بیشتر بر نیروهای ذخیره خود متکی باشد. جمعیت اندک رژیم صهیونیستی عامل دیگری است که آسیب‌پذیری آن در جبهه داخلی و نیردهای نظامی را بیشتر می‌کند. از این رهگذر، رژیم صهیونیستی برای جبران آسیب‌پذیری‌های خود در حوزه‌های کمی، بایستی تا آنجا که ممکن است در مولفه‌های کیفی برتری داشته باشد. برای نمونه، نیروی دفاعی اسراییل (IDF) کوچک بودن خود را با انعطاف‌پذیری و قدرت مانور بالا، قدرت آتشبار و اتکا به اطلاعات قوی جبران می‌کند. در مورد توازن نظامی هم، رژیم صهیونیستی بیشتر متکی به تسلیحات راهبردی و نامتعارف است. از این رو، گزارش حاضر تحلیلی بر جایگاه تسلیحات نامتعارف در دکترین (رهنامه) راهبردی اسرائیل است.

۱) سلاح‌های کشتار جمعی در رهنامه راهبردی رژیم صهیونیستی

رهنامه امنیت ملی اسرائیل بر این بنیان استوار است که این رژیم نمی‌تواند و نباید در جنگی شکست بخورد. چراکه اولین شکست آن، آخرین شکست خواهد بود. از این رو، بهترین راه جلوگیری از نابودی این است که جنگی با قابلیت تهدیدات امنیتی و راهبردی برای این رژیم روی ندهد. راهبرد صهیونیستی با حفظ وضعیت بازدارندگی مطلق و اقتدارگرایانه آغاز می‌شود. از این رو، میل به اجرای عملیات نظامی پیشگیرانه در آن نمایان است. در مرحله بعد، اگر بازدارندگی شکست بخورد. رژیم اشغالگر بایستی درصدد جلوگیری از تصاعد بحران باشد و نیز برون‌داد جنگ را به سرعت و قاطعانه به نفع خود تغییر دهد. همچنین بایستی از ورود دشمن به قلمرو خود ممانعت و سریعاً جنگ را به قلمرو دشمن منتقل کند.(۲)

رژیم صهیونیستی تسلیحات هسته‌ای را در همه مراحل این دستورالعمل به عنوان قابلیتی تهدیدآمیز به کار می‌گیرد. مجموع ذخایر هسته‌ای این رژیم در برگیرنده چند صد بمب و کلاهک از انواع مختلف است که شامل بمب‌های هسته‌ای غنی شده، بمب‌های نوترونی، رادیواکتیو ضعیف شده و نیز کلاهک‌های قابل حمل با موشک است. رژیم صهیونیستی به طور راهبردی قادر به استفاده از موشک‌ها، هواپیماهای با قابلیت حمل تسلیحات اتمی و زیردریایی‌هایی با تجهیزات پرتاب موشک‌های کروز در حملات و نبردهای متعارف و نامتعارف است.

با این حال رژیم صهیونیستی، رهنامه روشنی در حوزه تسلیحات هسته‌ای ندارد و به قول «آونر کوهن» (Avner Cohen) کارشناس مسائل نظامی، اسرائیل تابع راهبردی «ابهام هسته‌ای» است. در این راهبرد، موضع شفافی درقبال بهره‌مندی یا استفاده نکردن از تسلیحات هسته‌ای ابراز نمی‌شود. این راهبرد، رژیم صهیونیستی را قادر ساخته است تا از مزایای بازدارندگی یک کشور دارای تسلیحات هسته‌ای بهره‌مند شود، بدون این‌که از انعکاس بین‌المللی تایید زرادخانه‌های هسته‌اش دچار دردسر شود. این رژیم همچنین میل شدیدی به جلوگیری از اتمی شدن رقبای خود در منطقه دارد. همان گونه که در حمله هوایی ۱۹۸۱ این رژیم به تاسیسات اتمی اوزیراک عراق و در حمله سپتامبر سال گذشته به سوریه، آن را به اثبات رساند.(۳)

رژیم صهیونیستی همیشه تجهیزات دوربرد خود را به موازات تسلیحات هسته‌ای خود گسترش داده است. چراکه معمولا دشمن قدرتمند آن در فاصله دورتری از مرزهای اشغالی است. به عنوان مثال، سامانه پرتاب موشک جریکو-۲ که قبل از دهه ۸۰ مستقر شد با هدف پاسخگویی و بادارندگی در برابر تهدیدات احتمالی شوروی سابق طراحی شده بود زیرا در آن زمان شوروی تهدید اتمی اسرائیل به شمار می‌رفت. مفروض سران رژیم صهیونیستی این بود که هیچ کشور عربی بدون کمک شوروی نمی‌تواند به این رژیم حمله کند. مضافا این‌که خرید پنجاه فروند هواپیمای جنگنده اف۴ از آمریکا در سال ۱۹۶۸ رژیم صهیونیستی را قادر می‌ساخت بمب‌های اتمی‌اش را تا مسکو حمل کند. به علاوه این رژیم شدیدا در پی کسب اطلاعات نظامی شوروی بود تا این‌که در سال ۱۹۷۹ ایالات متحده موافقت خود را با دسترسی مقامات صهیونیست به تصاویری با کیفیت بالا که توسط ماهواره جاسوسی KH-11 گرفته شده بود، اعلام کرد. به این ترتیب، رژیم صهیونیستی قادر به رصد اهداف موردنظر خود در غرب روسیه شد. همین اطلاعات بود که بعدها زمینه موفقیت رژیم مذکور در حمله به اوزیراک عراق را نیز فراهم کرد.(۴)

شایان ذکر است که راهبرد امنیت ملی رژیم صهیونیستی، گزینه هسته‌ای را تنها عامل اتکای این رژیم در تأمین امنیت ملی خود نمی‌داند بلکه برعکس، رژیم صهیونیستی را بر آن می‌دارد تا در پی تفوق بی‌چون و چرا درزمینه توانمندی‌های نظامی متعارف در مقابل کشورهای متخاصم باشد.(۵)

۲) فرایند دستیابی رژیم صهیونیستی به تسلیحات هسته‌ای

روند دستیابی رژیم صهیونیستی به تسلیحات کشتار جمعی، پیچیده، پرفراز و نشیب و به دقت برنامه‌ریزی شده است. در این قسمت، سعی در شناخت روندها، بازیگران و نتایج حاصل از تلاش پنجاه ساله رژیم صهیونیستی در مسیر دستیابی به سلاح‌های راهبردی خواهیم داشت.

با گذر از مراحل مخفیانه دستیابی به فناوری هسته‌ای و سرقت اطلاعاتی جاسوسان این رژیم از مراکز اتمی آمریکا، تاسیس کمیسیون انرژی اتمی رژیم صهیونیستی (IAEC) در سال ۱۹۵۲ گام دیگری به جلو برداشت. ارنست دیوید برگمن (Ernest David Bergman) رئیس این سازمان در حمایت از ساخت «بمب اسرائیلی» به روشنی اعلام کرد: «دیگر اجازه نخواهیم داد ما را مانند بره قتل عام کنند»(۶) برگمن رئیس بخش مطالعات دفاعی و پشتیبانی وزارت دفاع رژیم صهیونیستی (EMET) هم بوده است. تحت ریاست برگمن، فاصله میان نهادهای IAEC و EMET بسیار کاهش یافت و این دو نهاد، طرح ماخون چهار (Machon4) را به طور مشترک اجرایی کردند. تا سال ۱۹۵۳، طرح ماخون چهار، نه‌تنها به فرایند استخراج اورانیوم از منطقه نقب منجر شد، بلکه روش جدیدی نیز برای تولید آب سنگین ابداع کرد و بدین ترتیب رژیم صهیونیستی توان تولید مهم‌ترین اجزای سلاح هسته‌ای را به دست آورد.(۷)

رژیم صهیونیستی برای طراحی و ساخت رآکتور به کمک فرانسه نیاز داشت. همکاری هسته‌ای این دو به سال ۱۹۵۰ یعنی همکاری آن‌ها در ساخت رآکتور آب سنگین نیروگاه ۴۰ مگاواتی فرانسه و تاسیسات شیمیایی در مارکوله (Marcoule) بازمی‌گشت. فرانسه و اسرائیل منافع یکسانی در این زمینه داشتند، چراکه هر دو، از گزینه استقلال هسته‌ای به عنوان ابزاری برای افزایش توانمندی‌های نظامی خود در محیط دو قطبی دوره جنگ سرد استفاده می‌کردند. در پاییز ۱۹۵۶، فرانسه موافقت خود را با ایجاد رآکتور تحقیقاتی ۱۸ مگاواتی در سرزمین‌های اشغالی اعلام کرد. اما بحران کانال سوئز مسیر همکاری‌ها را تغییر داد. در پی بسته شدن کانال سوئز به دستور جمال عبدالناصر رئیس‌جمهور مصر، دولت‌های فرانسه و انگلیس و رژیم صهیونیستی، تصمیم به حمله به مصر گرفتند. در این حال، تهدید شوروی به این کشورها، نه‌تنها باعث ترغیب رژیم صهیونیستی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای شد، بلکه رهبران فرانسه را هم به تقویت هم‌پیمان منطقه‌ای خود با تسلیحات هسته‌ای متقاعد کرد. البته نقش یهودی دوستی سیاست‌مداران فرانسه و لابی‌های قدرتمند صهیونیستی را نمی‌توان نادیده گرفت. در همین زمینه، گای موله (Guy Mollet) نخست‌وزیر فرانسه در سخنرانی محرمانه‌ای گفت: «فرانسه، به اسرائیل، بمب اتم بدهکار است».(۸)

در ۳ اکتبر ۱۹۵۷، فرانسه و رژیم صهیونیستی توافقنامه‌ای را امضا کردند که به موجب آن فرانسه متعهد می‌شد یک رآکتور ۲۴ مگاواتی در اراضی اشغالی بسازد. در حالی که به گفته کارشناسان، سامانه خنک‌کننده و سایر تاسیسات برای سه برابر این ظرفیت طراحی و نیز پروتکلی محرمانه برای ایجاد تاسیسات شیمیایی امضا شده بود. این مجتمع به طور مخفیانه و دور از چشم بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، با تلاش تکنسین‌های اسرائیلی و فرانسوی در صحرای نقب و زیر نظر مینز پرات (Manes Pratt) از فرماندهان ارتش صهیونیستی ساخته شد. سپس، سازمان اطلاعاتی جدیدی باعنوان اداره ارتباطات علمی لخم (LEKEM) با دو هدف کسب اطلاعات و ایجاد امنیت برای طرح ایجاد شد. مسئولان فرانسوی در توجیه نقل و انتقال اجزای بزرگ رآکتور، مانند تانکر آب سنگین، اعلام کردند که این اجزا به منظور ساخت تاسیسات نمک‌زدایی از آب دریا که در آمریکای لاتین احداث شده است منتقل می‌شوند و نیز پس از خرید آب سنگین از نروژ، نیروی هوایی فرانسه ۴ تن آب سنگین را مخفیانه به فلسطین اشغالی منتقل کرد.

اما در ماه می ۱۹۶۰، در پی فشار فرانسه بر رژیم صهیونیستی برای آشکارسازی فعالیت‌های هسته‌ای این رژیم، روابط آن‌ها به تیرگی گرایید. دوگل رئیس‌جمهور وقت فرانسه از این مسئله نگران بود که همکاری کشورش با رژیم مذکور، بخصوص درزمینه تاسیسات شیمیایی، پیامد منفی بر موقعیت فرانسه در صحنه بین‌الملل داشته باشد. در همین زمینه، دوگل در ملاقات با دیوید بن – گوریون نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، پیشنهاد فروش هواپیماهای جنگنده را در ازای توقف تاسیسات هسته‌ای این رژیم ارائه کرد اما در حالی که به نظر می‌رسید رژیم صهیونیستی این پیشنهاد را پذیرفته است، مقامات صهیونیستی تصمیم گرفتند که رآکتور خود را بدون کمک فرانسه تکمیل کنند.(۹)

در سال ۲۰۰۵ شبکه BBC با ارائه اسنادی از آرشیو ملی انگلیس گزارش داد که انگلیس در سال ۱۹۵۸ حدود ۲۰ تن آب سنگین را در ازای دریافت یک و نیم میلیون پوند به رژیم صهیونیستی فروخته است. جالب آن‌که امضاکنندگان این قرارداد درصدد مخفی نگهداشتن این معامله از آمریکا بوده‌اند. در سال ۱۹۶۱، رژیم صهیونیستی تقاضای خرید مقادیر دیگری آب سنگین از انگلیس را مطرح کرد که به سبب افشای فعالیت‌های مخفی این رژیم در دیمونا و ترس انگلیس از واکنش افکار عمومی، با این تقاضا مخالفت شد.

آمریکا برای اولین بار در سال ۱۹۵۸ توسط عکس‌های هواپیمای U-2 از وجود دیمونا آگاه شد، اما تا دو سال گمان نمی‌برد که دیمونا یک نیروگاه هسته‌ای باشد! مقامات رژیم صهیونیستی در پاسخ به پرسش آمریکا آن را تاسیسات ذوب آهن گزارش کرده بودند. تا این‌که بن- گوریون در سال ۱۹۶۰ اعلام کرد مجتمع دیمونا یک مرکز تحقیقات هسته‌ای است که برای مقاصد صلح‌آمیز احداث شده است!(۱۰) البته به نظر می‌رسد که آمریکا از ابتدا در جریان فعالیت‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی قرار داشته است. شاهد این مدعا جاسوسان هسته‌ای رژیم صهیونیستی و عکس‌های هوایی است. به ویژه آن‌که واکنش آمریکا بعد از آشکار شدن مسئله، نه‌تنها بازدارنده نبود بلکه خود در ساخت سلاح هسته‌ای این رژیم به مشارکت پرداخت. در تاریخ ۸ دسامبر ۱۹۶۰، سیا گزارشی را درباره پیامدهای منفی دستیابی اسرائیل به سلاح هسته‌ای بر تضعیف پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای منتشر کرد. ماموران سیا در تل‌آویو در اواسط دهه ۱۹۶۰ اعلام کردند: برنامه هسته‌ای اسراییل تکمیل شده و برگشت‌ناپذیر است.(۱۱) بازرسان آمریکایی در دهه ۱۹۶۰، هفت بار از دیمونا بازدید کردند، اما نتوانستند از فعالیت‌های درون آن اطلاعات دقیقی ارائه کنند. چرا که رژیم صهیونیستی کنترل شدیدی بر زمان‌بدی و دستور کار بازدیدها اعمال می‌کرد. بازرسان اعلام کردند که رآکتوری با این حجم برای تحقیقات و استفاده صلح‌آمیز توجیه‌پذیر نیست اما با این حال مدارکی دال بر انحراف به سوی تسلیحات نیافته‌اند. به‌رغم این ابهام هسته‌ای و احتمال قوی مبنی بر انحراف فعالیت‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی، آمریکا برای ممانعت از فعالیت آن هیچ اقدامی نکرد. گواه این بی‌اعتنایی آمریکا، سخنان «والورق باربور» (Walworth Barbour) سفیر اسبق این کشور در اراضی اشغالی است که در سال‌های حساس برنامه هسته‌ای اسرائیل، عهده‌دار این مقام بوده است. وی در زمان حضور خود در اراضی اشغالی، گفت: «رئیس جمهور مرا اینجا نفرستاده است که برایش مشکل درست کنم.»(۱۲) نقش باربور در هسته‌ای شدن رژیم صهیونیستی زمانی پررنگ‌تر می‌شود که می‌بینیم وی بعد از جنگ ۱۹۶۷، جمع‌آوری اطلاعات نظامی درباره دیمونا را ممنوع کرد. به علاوه در سال ۱۹۶۶ که رژیم اشغالگر، موشک‌های دوربرد خودرا به کلاهک اتمی مجهز کرد، وی با استفاده از اختیارات خود باعث شد این مسئله، در گیرودار بوروکراسی اداری معطل شود و اقدامی صورت نگیرد. در سال ۱۹۶۸، سیا گزارشی را منتشر کرد که اعلام می‌داشت اسراییل با موفقیت اقدام به تولید سلاح کرده است. اما این ارزیابی مبتنی بر مصاحبه غیررسمی «کارل دوکت» (Carl Duckett) رئیس دایره علوم و فناوری سیا با «ادوارد تلر» (Edward Teller) پدر بمب هیدروژنی بود. تلر در این مصاحبه گفته بود: «اسراییل توانسته سلاح هسته‌ای بسازد و آمریکا نباید منتظر آزمایش هسته‌ای باشد چراکه هرگز چنین اتفاقی روی نخواهد داد.»(۱۳)

۳) ارزیابی وضعیت سلاح‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی:

حجم واقعی زرادخانه رژیم صهیونیستی به طور دقیق تعیین نشده و موضوع ارزیابی‌های متفاوت بوده است. در سال ۱۹۶۷ ارزیابی‌ها حاکی از وجود دو بمب در زرادخانه این رژیم بوده است که در طی جنگ شش روزه، «لوی اشکول» نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی دستور داد آن‌ها را مسلح کنند. همچنین در جنگ یوم کیپور در اکتبر ۱۹۷۳، ترس از نابودی، رژیم صهیونیستی را مجبور کرد تا ۱۳ بمب ۲۰ تنی را مسلح کند. در سال ۱۹۷۴ «دوکت» در ارزیابی خود عنوان کرد که رژیم صهیونیستی ۲۰ بمب هسته‌ای دارد. در سال ۱۹۸۶ توضیحات و تصاویر تهیه شده توسط «مردخای وانونو» افشاگر مسائل هسته‌ای اسراییل که در نشریه ساندی تایمز به چاپ رسید، نشان می‌داد که رژیم صهیونیستی حداقل ۱۰۰ تا ۲۰۰ سلاح هسته‌ای مختلف دارد. در اواسط دهه ۱۹۹۰ ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا حاکی از این بود که رژیم اشغالگر قدس ۷۵تا ۱۳۰ سلاح هسته‌ای دارد و درنهایت گزارش محرمانه آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد، گویای برخورداری رژیم صهیونیستی از ۶۵ الی ۸۰ بمب هسته‌ای است.(۱۴)

زرادخانه رژیم صهیونیستی شامل کلاهک‌های قابل حمل با موشک‌های جریکو۱ و جریکو۲ و نیز بمب‌های قابل حمل با هواپیماهای فالکن اف۱۶ آی و اف ۱۵ به همراه مقدار چشمگیری از انواع سلاح‌های تاکتیکی است. رآکتور دیمونا منبع اصلی تأمین پلوتونیوم سلاح‌های اسراییل است و میزان سلاح‌های هسته‌ای اسراییل را می‌توان برمبنای حجم انرژی این رآکتور حدس زد. اطلاعاتیکه وانونو در سال ۱۹۸۶ افشا کرد حاکی از تولید سالانه ۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده بود. بر این اساس کارشناسان، ظرفیت این نیروگاه را ۱۵۰ مگاوات تخمین زده‌اند که دو برابر ظرفیتی است که در دهه ۱۹۷۰ پیش‌بینی شده بود. رآکتور دیمونا به طور متوسط ۲۰۰ تا ۳۰۰ روز در سال فعال است و می‌تواند به ازای هر روز حدود ۹/۰ تا یک گرم پلوتونیوم تولید کند. رژیم صهیونیستی برای هر سلام اتمی خود ۴ تا ۵ کیلوگرم پلوتونیوم مصرف می‌کند. با ارزیابی این اطلاعات می‌توان حجم کلی زرادخانه اتمی رژیم صهیونیستی را میان ۲۵۰ تا ۳۷۵ سلاح تا سال ۲۰۰۸ تخمین زد.

تصاویر دریافتی از ماهواره IKONOS و نیز تصاویر محرمانه ماهواره جاسوسی CORONA حاکی از این است که بین سال‌های ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۰، برج خنک‌کننده جدیدی در دیمونا احداث نشده است.(۱۵) باتوجه به این عوامل سرعت تولید پلوتونیوم رژیم صهیونیستی ۲۰ کیلوگرم در سال است. برخی ارزیابی‌ها هم حاکی از این است که این رژیم به فناوری‌هایی دست یافته که می‌تواند کارآیی برج‌های خنک‌کننده را بدون نیاز به ساخت برج جدید افزایش دهد. با فرض ثابت بودن توان نیروگاه دیمونا و با استفاده از محاسبه رگرسیون، حجم زرادخانه و توانمندی هسته‌ای اسراییل را تا سال ۲۰۱۰ می‌توان حدود ۱۲۵ سلاح هسته‌ای تخمین زد، ولی در صورت افزایش حجم دیمونا و ملاک قرار دادن ارزیابی‌ها، این میزان تا حداکثر ۲۵۰ سلاح قابل افزایش است.

 سایر تاسیسات رژیم صهیونیستی که در برنامه سلاح‌های اتمی استفاده می‌شود عبارتند از: پایگاه «ایلابون» که محل انبار سلاح‌های اتمی تاکتیکی است، کارخانه «تویاکوو» که محل ساخت موشک‌های جریکو با توان حمل کلاهک هسته‌ای است، دو کارخانه تولید کیک زرد که توان تولید ۳۰ تا ۶۰ تن از این ماده را دارند، «ریهووت»، مرکز تولید آب سنگین، «کفار زاخاریا» که محل نگهداری کلاهک‌های اتمی در بانکرهای زیرزمینی است، «ناحال سوریق» که نیروگاه تحقیقاتی و آب سبک است و «یودفات» که کارخانه تسلیحات‌سازی است.(۱۶)

به عنوان تحلیل سیاست هسته‌ای این رژیم می‌توان گفت: تا سال ۱۹۸۸، رژیم صهیونیستی به سیاست ابهام هسته‌ای پایبند بود، اما تغییرات عرصه بین‌المللی و قضایای جنوب آسیا و «بمب اسلامی» که پاکستان آزمایش کرد، این رژیم را به ارزیابی مجدد سیاست‌های پیشین خود واداشت. لیکن در ژوئیه ۱۹۹۸ شیمون پرز وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی آشکارا اعلام کرد که اسراییل به توانایی ساخت تسلیحات هسته‌ای دست یافته است.(۱۷) مدت‌ها بعد آزمایش ایران بر روی موشک شهاب ۳ – که توان ضربه زدن به اسراییل را دارد- عامل دیگری شد تا این رژیم تهدید به تجدیدنظر در سیاست ابهام هسته‌ای و تمایل به سیاست «نمایش هسته‌ای» تهدید کند. منابع حکومتی و پارلمانی رژیم صهیونیستی در اواخر ژوئن ۱۹۹۸ تهدید کردند که این رژیم به طور رسمی در سیاست ابهام هسته‌ای خود تجدیدنظر می‌کند.(۱۸) اظهارات اولمرت در سال ۲۰۰۷ مبنی بر اعتراف ضمنی به بهره‌مندی از سلاح هسته‌ای و انکار آن طی روزهای بعد نیز در زمره تهدیدات مذکور بود.

تغییر دیگر در رهیافت‌های تدوین سیاست هسته‌ای رژیم صهیونیستی عبارتست از: طرح ضربه پیشگیرانه، اگرچه سیاست بازدارندگی هسته‌ای کماکان در دکترین امنیت ملی رژیم صهیونیستی مهم است، اما ایجاد و توسعه توان ضربه پیشگیرانه بسیار ضروری است، چراکه این رژیم به علت محدودیت قلمروی اشغالی نمی‌تواند مدت زمان طولانی درگیر جنگ باشد. اسحاق موردخای در زمان تصدی وزارت دفاع رژیم صهیونیستی اعلام کرد که مقامات حکومتی را زیر فشار گذاشته است که به ارتش اجازه دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن، متوسل به تلافی هسته‌ای شود.(۱۹)

۴) ارزیابی تسلیحات شیمیایی

رژیم صهیونیستی تحقیقات در مورد سلاح‌های شیمیایی را از سال ۱۹۴۸ آغاز کرده است. فعالیت‌های شیمیایی و بیولوژیک رژیم صهیونیستی با تاسیس موسسه مطالعات بیولوژیک در سال ۱۹۵۲ در «نس تونا» (Nes ona) وارد مرحله جدیدی شد. در سال ۱۹۸۲ گزارشی درباره ساخت تاسیسات تولید گاز اعصاب و خردل در منطقه‌ای نزدیک دیمونا تکذیب شد. اما طبق گزارش‌های دیگر، این رژیم به تولید سایر گازهای قابل استفاده در بمب‌ها و راکت‌ها دست یافته بود.(۲۰)

در ۴ اکتبر ۱۹۹۲ هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ متعلق به شرکت هواپیمایی العال رژیم صهیونیستی در جنوب آمستردام سقوط کرد و به کشته شدن ۴۳ نفر از ساکنان محلی منجر شد. طی تحقیقات مشخص شد که این هواپیما حامل ۵۰ گالون «دیمتیل متیل فوسفونات» بوده است که از آن در ساخت گاز اعصاب استفاده می‌شود. این ماده از موسسه تولید مواد شیمیایی سولکاترونیک (Solkatronic) در آمریکا خریداری شده و به مقصد موسسه تحقیقات بیولوژیک رژیم صهیونیستی حمل می‌شد. طبق گزارش‌ها، این مقدار فقط بخشی از [حدود یک سوم] قرارداد بوده و بقیه در پروازهای مشابه به فلسطین اشغالی حمل شده بود. رژیم صهیونیستی در ابتدا منکر این مسئله شد اما بعدها اعلام کرد این موارد برای آزمایش ماسک‌های گاز خریداری شده‌اند.(۲۱)

رژیم صهیونیستی کنوانسیون مربوط به سلاح‌های شیمیایی را در تاریخ ۱۳ ژانویه ۱۹۹۳ امضا کرد اما هرگز به تصویب کنست نرساند. طبق ارزیابی سازمان‌های جاسوسی در سال ۱۹۹۸، این رژیم توانمندی‌ها و تاسیسات خود ازجمله مؤسسه مطالعات بیولوژیک در «نس تونا» را گسترش نداده است، چراکه از پیامدهای آن بر جمعیت ساکن در منطقه هراس دارد اما ممکن است پایگاه جدیدی احداث و فعالیت‌هایش را به جای دیگری منتقل کرده باشد.(۲۲)

در اکتبر ۱۹۹۷ موساد تلاش کرد خالد مشعل رهبر سیاسی جنبش مقاومت حماس را با استفاده از نوعی گاز سمی به قتل برساند. اما اولین عملیات شیمیایی عوامل این رژیم با شکست مواجه شد و عوامل موساد در اردن دستگیر شدند. در همین سال یک تاجر اسراییلی به فروش عناصر سلاح‌های شیمیایی ازجمله گاز خردل و اعصاب به برخی کشورهای منطقه متهم شد.(۲۳)

درباره تحلیل توان شیمیایی رژیم صهیونیستی باید به چند نکته اشاره کرد: اول این‌که رژیم صهیونیستی توانایی کامل برای تولید حداقل دو نوع از سلاح‌های شیمیایی را دارد و بی‌شک برای تولید نسل‌های جدید سلاح‌های شیمیایی مطالعه می‌کند. رژیم صهیونیستی در جهت افزایش توان دفاعی خود، به توسعه سامانه‌های دفاع شیمیایی شامل ادوات حفاظتی صنایع شالون، سامانه رایانه‌ای البیت (Elbit) مخصوص کشف و شناسایی گاز و سامانه حفاظت هوایی بزال (Bezal) که سامانه‌ای برای محافظت ازکارکنان نیروی هوایی است، اقدام کرده است. هزینه‌های دفاع در برابر حملات شیمیایی تاکنون حجم عمده‌ای از منابع مالی را از آن خود کرده است. برای مثال طی جنگ اول و دوم خلیج‌فارس ماسک‌های گاز بسیاری تولید، انبار و به صورت همگانی در اختیار مردم قرار داده شد.(۲۴)

رژیم صهیونیستی در حوزه تهاجمی، توان پرتاب سلاح‌های شیمیایی را دارد و می‌تواند از بمب‌ها، راکت‌ها و موشک‌های دوربرد استفاده کند. اما بنا به نظر کارشناسان تاکنون توان مسلح کردن موشک‌ها با کلاهک شیمیایی را به دست نیاورده است. البته گزارش تایید نشده‌ای در ۴ اکتبر ۱۹۹۸ در ساندی تایمز منتشر شد که براساس آن هواپیماهای اسراییلی قابلیت حمل سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیک را به دست آورده‌اند.(۳۵) با این حال منابع صهیونیستی منکر وجود زرادخانه شیمیایی در سرزمین‌های اشغالی‌اند.

۵) ارزیابی سلاح‌های بیولوژیک:

تحقیقات زیادی درباره تسلیحات بیولوژیک و دفاع در برابر حملات بیولوژیک انجام می‌شود اما درباره حجم و جزئیات برنامه تسلیحات بیولوژیک در جهان اطلاعات اندکی موجود است. بنا به ارزیابی سازمان اطلاعات نظامی آمریکا، رژیم صهیونیستی آمادگی ساخت سریع سلاح‌های بیولوژیک را دارد اما شواهدی مبنی بر تلاش‌های عملی برای تولید آن دیده نشده است.(۲۶)

سابقه فعالیت‌های بیولوژیک اسراییل به آوریل ۱۹۴۸ بازمی‌گردد که بن- گوریون دستور تحقیق در این حوزه را صادر کرد و مرکزی به نام همد بیت (Hemed Beit) در این زمینه ساخته شد، اما هیچ وقت فعالیت در زمینه سلاح‌های بیولوژیک تایید نشد. براساس گزارش‌ها، همد بیت در سال ۱۹۵۲ جای خود را به موسسه تحقیقاتی سلاح‌های بیولوژیک در مرکز مطالعات بیولوژیک نس تونا در ۱۲ کیلومتری جنوب تل‌آویو داده است. این موسسه شبکه امنیتی و حفاظتی فوق‌العاده‌ای دارد. کارمندان آن را حدود ۳۰۰ نفر و دانشمندان آن را ۱۲۰ نفر تخمین زده‌اند. احتمالا رژیم صهیونیستی توان تولید ویروس سیاه‌زخم، توکسین برتولینوم، تولارمیا، طاعون و تب کیو (Q) را دارد.(۲۷)

مقامات آمریکایی اعلام کرده‌اند که رژیم صهیونیستی را در فهرست کشورهای دارای تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک، قرار داده‌اند. به نظر آن‌ها این رژیم حداقل، انباری از تسلیحات مرتبط با گاز اعصاب دارد و توانسته است به فناوری خشک کردن و ذخیره‌سازی مواد بیولوژیک در شکل میکرو پودرها (Micropowder) دسترسی پیدا کند.(۲۸) اما هنوز به طور رسمی مواضعی اتخاذ نشده است و به نظر می‌رسد، سیاست ابهام در این حوزه نیز به کار گرفته می‌شود.

نتیجه‌گیری

توان هسته‌ای رژیم صهیونیستی و تلاش‌های این رژیم در جهت گسترش تسلیحات کشتار جمعی، از سری‌ترین و محرمانه‌ترین برنامه‌ها و پیشرفت‌های نظامی است. اما حساسیت‌ها باعث شده گزارش‌های رسمی و غیررسمی و نیز اسناد طبقه‌بندی شده مختلفی حول و حوش آن وجود داشته باشد. بسیاری از ارزیابی‌ها از برنامه تسلیحات هسته‌ای اسراییل به ارزیابی‌های دهه‌های گذشته بازمی‌گردد و این رژیم هیچ داده یا گزارش رسمی و قابل اعتمادی درباره توانایی، راهبرد، اهداف، شبکه‌‌ها و پیشرفت‌ها ارائه نمی‌کند. ارزیابی‌ها حاکی از این است که به احتمال بسیار زیاد، رژیم صهیونیستی تسلیحات هسته‌ای کافی در اختیار دارد و توانایی ذخیره و نگهداری و کاربرد آن علیه شهرها، جمعیت‌ها و مناطق نظامی موردنظر را به دست آورده است. از آنجا که جمعیت رژیم صهیونیستی اندک، متمرکز و قلمروی اشغالی آن کوچک است، طبیعی است که پاسخ رژیم صهیونیستی به حمله موشکی یا هسته‌ای، در قالب «انتقام گسترده» – کاربرد سلاح هسته‌ای در مقیاس گسترده- خواهد بود. البته رژیم صهیونیستی در تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی – با کاربرد محدود – هم قابلیت‌هایی دارد. سامانه تحویل یا سامانه‌های موشکی که قادر باشند تسلیحات اتمی و بیولوژیک را به مقصد کشورهای همسایه و ایران حمل کنند نیز توسعه یافته‌اند.

برنامه بیولوژیک رژیم صهیونیستی در آغاز به بهانه اهداف دفاعی طراحی شد، اما تعقیب برنامه‌های دفاعی، دستیابی رژیم صهیونیستی به توان تولید سلاح را نیز امکان‌پذیر ساخت. کاربرد رژیم بعثی عراق از تسلیحات شیمیایی در جنگ علیه ایران باعث شد، رژیم صهیونیستی که خود را در معرض تهدید رژیم بعث می‌دید، به مطالعات و پژوهش‌های گسترده بیوتکنولوژیک با هدف ساخت پادزهر و کسب آمادگی دفاعی بپردازد و کمی بعد معلوم شد که این رژیم از ابتدا در پی تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک بوده است.

در وضع حاضر به نظر کارشناسان، رژیم صهیونیستی می‌تواند به هر کشور عربی منطقه و ایران با موشک‌های دوربرد خود که مسلح به کلاهک شیمیایی و بیولوژیک هستند، حمله کند. در پایان می‌توان گفت رژیم صهیونیستی که به گواه تاریخ مؤلفه‌های عقلانی محدودی در رفتار راهبردی خود دارد، به انبار خطرناک‌ترین سلاح‌های کشتار جمعی تبدیل شده است و این امر به مثابه «نهادن تیغی تیز در کف زنگی مست» است که صلح و امنیت منطقه و جهان را تهدید می‌کند.

منابع:

۱- CIA fact Book, 2008- www.cia.org/cia/pulication

2- www.Isayeret.com

3-Avner Cohen,Israeland the Bomb (New York: Columbia University Press, 1998), P.5

4- Ibid, p.6

5- اسماعیل عبداللهی و مهدی زیبایی، برآورد استراتژیک اسرائیل، موسسه ابرار معاصر تهران: ۱۳۸۱، ص۵۲۰

۶- Avner Cohen, Ibid, p.12 Press, 1998), P.12

7- Ibid, P.20

8- www.globalsecurity.org

9- Ibid

10- Avner, Cohen, op.cit, p.30

11- Ibid

12-Symor Hersh,Israel’s Nuclear Arsenal and American Foreign Policy, (New York: Randon House, 1991)

13- Ibid, p.120-150

14- U.S. Defence Intelligence Agency, The Decades Ahead, July, 1999, p.38 & Anthony Cordesman, Israeli Weapons of Mass Destruction, CSIS, 2008.

15- www.globalsecurity.org

16- سعیده لطفیان، زرادخانه اتمی اسرائیل، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره ۱۱۵ و ۱۱۶ سال ۷۴، ص ۸۰

۱۷-Israelwire, July 14,1998

18- Steve Rodan, Israel Mulls Stance Amid new Threats, Defence News, 29 June 1998, p.3

19- اسماعیل عبداللهی و مهدی زیبایی، همان، صص ۵۳۰ تا ۵۵۲

۲۰- Anthony Cordesman, Israeli weapons of Mass Destruction, CSIS, 2008. p.6

21- اسماعیل عبداللهی، همان، ص ۵۵۰

۲۲- اسماعیل عبداللهی، همان، ص ۵۳۰

۲۳- همان

۲۴- Anthony Cordesman, op. cit,p.7

25- Uzi Mohnami, Israel Jets Equipped for chemical warfare, Sunday Times, October 4, 1998

26- Anthony cordesman, op.cit,p.6

27- اسماعیل عبداللهی، همان، ص ۵۳۲

۲۸- Anthony Cordesman, op.cit,p.7


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر