یهودی کیست؟(قسمت۱۰ و پایانی)

۱۲م اردیبهشت, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

۶-اصولا در مذهب یهود، شوخ‌طبعی و لطیفه‌گویی به شدت نهی شده است؛ مگر لطیفه‌هایی که علیه مذاهب دیگر گفته شود. هجو کردن ربی‌ها و رهبران جوامع یهودی هرگز، حتی ذره‌ای – آن گونه که در مسیحیت لاتین وجود داشت- به یهودیت راه نیافت.۹

۷-از یک نکته بسیار مهم در نقد پرسش‌ها و پاسخ‌های رد و بدل شده بین «لئو روستن» و «خاخام کرتزر» نباید غفلت کرد. لئو روستن هم یهودی است.۱۰ به دیگر معنا در کتاب «فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریکایی» این یهود است که به تحلیل مذاهب دیگر می‌پردازد. برای نگارنده این سطرها بسیار جای تعجب شد که چرا نه ناشر و نه مترجم به یهودی بودن «روستن» نپرداخته‌اند؟! آیا نباید به یهودی بودن نویسنده در چنین متنی که اتفاقاً موضوع آن دین یهود نیز هست، توجه خوانندگان را جلب می‌کردند؟

۸-خاخام کرتزر در بیان دیدگاه‌های خود، تعریف از یهودی به دست می‌دهد که کاملاً محل تأمل است. او می‌گوید: «یهودی، اسرائیل را سرزمین اجدادی اسلافش می‌داند که خاستگاه دین و کتاب مقدس اوست. یهودیان پس از تحمل مصیبت‌ها، پریشانی‌های وحشت‌زا، قتل‌عام‌ها و زنده سوزانده شدن در اردوگاه‌های نازی که در مجموع سبب شد تا چهل درصد از جمعیت خود را در سراسر جهان از دست بدهند، اکنون اسرائیل را مامنی می‌دانند برای تقریبا سه میلیون یهودی که در آن گرد آمده‌اند. پس اگر اسرائیل برای یهودیان سراسر عالم، معنایی خاص و باشکوه دارد، جای تعجب نیست.»۱۱

به این ترتیب در معنا کردن واژه «یهودی» در روزگار ما، دو عنصر جدید که دو دروغ بزرگ بیش نیست، به طور جدی وارد فرهنگ‌های لغت می‌شود! یکی لزومِ داشتن نگاهی «خاص و باشکوه» به اسرائیل و دیگر، باور داشتن به قتل عام شش میلیون یهودی و ترویج آن.

به نظر نگارنده این افزایش معنایی درباره تعریف هویت یهودی رخ داده است. البته در این میان ما باید مواظب رفتار خودمان هم باشیم.

بدون تردید هر کس، هر نهاد و ارگان و سازمانی که در نکوداشت اسرائیل و واقعی دانستن ماجرای دروغین قتل عام شش میلیون یهودی کمترین قدمی بردارد، همان اندازه «یهودی» شده است. این موضوع استثنابردار نیست و به عنوان قاعده‌ای عمومی همه ما را دربر می‌گیرد.۱۲

۹- خاخام موریس کرتزر می‌گوید: در آیین یهود، مهربانی به حیوانات ناب‌ترین شکل احسان دانسته شده۱۳ زیرا این عمل به امید هیچ پاداشی انجام نمی‌گیرد.۱۴

وی در تلاش خود به منظور ترسیم چهره‌ای مهربان از دین یهود می‌گوید: «یهودیت بر این موضوع پای می‌فشارد که بهره بردن از فیض ربانی تنها در عبادت نیست. شفقت و مهربانی و اعمال خیر و حسنات نیز در محضر خداوند اهمیتی همسنگ دعا و نماز دارند». از خاخام اسرائیل سالانتر داستان شیرینی نقل می‌کنند که او در یکی از شب‌های عید یوم کیپور نتوانست در مراسم نیایش شرکت کند. جماعتی که در کنیسه منتظرش بودند به خشم آمدند، زیرا برایشان تصورنشدنی بود که خاخام محبوبشان در چنان شبی که از مقدس‌ترین لیالی است، حاضر نشود. سرانجام پس از تجسسی طولانی او را در طویله همسایه‌ای مسیحی یافتند و چون از حالش پرسیدند، دانستند که خاخام در راهش به کنیسه متوجه می‌شود گوساله همسایه مسیحی در میان بوته‌ها و خار و خس گرفتار شده؛ زبان‌بسته را از بند می‌رهاند و به طویله‌اش باز می‌گرداند. او این عمل خیر را با عبادت مقدس‌ترین شب برابر می‌گیرد.۱۵

حال به چشمه دیگری نیز از شفقت و مهربانی که یهود نه با گوساله همسایه غیریهودی خود، بلکه با چنین همسایه‌ای نشان داده است و می‌دهد، نظر می‌افکنیم. اسرائیل شاهاک می‌گوید:

«من در اورشلیم به چشم خود دیدم که یک یهودی مذهبی افراطی، مانع شد که در یک روز سَبَت از تلفن او استفاده کنند تا آمبولانسی را برای یک همسایه غیریهودی که در اثر حمله‌ای از پا درافتاده بود خبر کنند. به جای این که خبر این رویداد را خیلی ساده از طریق مطبوعات منتشر کنم، با دادگاه خاخامی اورشلیم گفت و گویی را درخواست کردم. این دادگاه مرکب از ربیونی (خاخام‌هایی) است که دولت اسرائیل آنان را منصوب کرده‌‌اند. من از آنان پرسیدم که آیا این شیوه رفتار با تفسیر آنها از مذهب یهود سازگار است. به من پاسخ دادند که یهودی مزبور رفتاری صحیح و حتی مومنانه داشته است و مرا به بخشی از خلاصه قوانین تلموذی که در قرن ما گردآوری شده است، ارجاع دادند.۱۶

شاهاک می‌افزاید:

«بی‌حرمتی به سَبَت – یعنی انجام دادن کاری که طبق اصول در روز شنبه ممنوع است- به صورت فریضه‌ای درمی‌آید، اگر این امر برای نجات جان یک یهودی ضروری باشد. تلموذ نجات جان یک بیگانه در روز سَبَت را به صورت مسئله محوری درنمی‌آورد، چراکه این امر حتی طی هفته ممنوع است؛ با وجود این، این نکته به دو علت اساسی، به موشکافی‌های بی‌پایانی دامن زده است.

نخست: اگر گروهی از اشخاص در یک روز شنبه در خطر مرگ باشند و شاید (حتی اگر این امر قطعی نباشد) دست‌کم یک یهودی میان آنان وجود داشته باشد، آیا باید سَبَت را برای نجات آنان بی‌حرمت کرد؟ این مسئله‌ای است که در عمل مطرح  و به آن پرداخته شده است. شولهان عاروخ که از مراجعی کهن‌تر، ازجمله ابن‌میمون و خود تلموذ الهام گرفته است، مواردی از این نوع را طبق قانون احتمالات حل و فصل می‌کند. مثلا فرض کنیم که نه بیگانه و یک یهودی در ساختمانی زندگی می‌کنند. یک روز شنبه این ساختمان فرومی‌ریزد یکی از ده نفر – که معلوم نیست کدام‌یک- در آن زمان غایب است، اما نه تای دیگر در زیر آوارها به سر می‌برند. آیا باید آوارها را کنار زد و سبت‌ را بی‌حرمت نمود، حال آن که آن یهودی شاید همان کسی باشد که غیبت کرده است؟ شولهان عاروخ می‌گوید که باید به پاکسازی پرداخت، بی‌تردید از این رو که به احتمال قوی (نه در برابر یک) آن یهودی زیر آوار است. اما اکنون فرض کنیم که نه نفر خارج شده‌اند و تنها یکی – در این جا هم، معلوم نیست کدام یک- در خانه مانده باشد. در این حالت اجبار به کار وجود ندارد، احتمالا از این رو که این بار، احتمال قوی وجود دارد (نه در برابر یک) که یهودی همان شخصی نباشد که زیر آوار گیر کرده است. به همان ترتیب: اگر دیده شود که یک کشتی که یهودیانی را حمل می‌کند در خطر است، وظیفه هر کسی است که سَبَت را برای نجات او نقض نماید. با وجود این، بنا بر تفسیری از خاخام عاکیوایگو (متوفی سال ۱۸۳۷)، این قاعده فقط زمانی اعتبار دارد که بدانند یهودیانی در عرشه کشتی هستند. اما [...] اگر از هویت مسافران چیزی ندانند، [سبت] نباید نقض گردد، زیرا که [...] بیش‌تر آدم‌های دنیا از زمره بیگانگان و غیریهودیان هستند.۱۷ بدین ترتیب، از آن جا که احتمال بسیار کمی وجود دارد که کسی از مسافران یهودی باشد، باید گذاشت که غرق شوند.

دوم آن که، سَبَت دامنه آمادگی و اختیار را برای تجویز نجات یا مداوای یک بیگانه، به منظور جلوگیری از واکنش‌های خصمانه، محدود می‌سازد. طی هفته، آن یهودی که از او درخواست می‌شود بیگانه‌ای را یاری کند، تا حدی ناچار به اطاعت است: اقرار به این که، طبق اصول، مجاز به نجات جان یک بیگانه نیست، خصومت برخواهند انگیخت. روز شنبه به جای رعایت سَبَت می‌تواند به عنوان بهانه‌ای موجه به یاری خوانده شود. یک مورد که در تلموذ مفصلاً مورد بحث قرار گرفته است، مورد آن مامای یهودی است که از او درخواست کرده‌اند، یک زن غیریهودی را بزایاند. چنین برمی‌آید که این ماما می‌تواند در یک روز هفته «از ترس دشمنی» به یاری زن برخیزد، اما در روز شنبه باید خودداری ورزد، زیرا که می‌تواند عذر بیاورد و بگوید: «ما مجاز نیستیم که سبت را جز برای کسان خود، که آن ها نیز آن را تقدیس می‌کنند، نقض نماییم؛ اما برای کسان شما، که آن را رعایت نمی‌کنند، این مجوز را در اختیار نداریم.» آیا توضیحی منطقی درکار است یا عذر و بهانه‌ای محض؟ ابن‌میمون به روشنی عقیده دارد که این بهانه‌ای ساده است که می‌توان بدان توسل جست، حتی اگر کاری که از ماما خواسته شود، نقض سبت را ایجاب ننماید. حتی در این حالت، عذر پذیرفته خواهد شد، بی‌تردید از آن رو که در قاعده کلی، بیگانگان از نوع دقیق و مشخص کارهایی که روز شنبه بر یهودیان ممنوع است، آگاه نیستند. در هر صورت، ابن‌میمون چنین حکم می‌دهد: «حتی در برابر دستمزد، نباید به یک زن غیریهودی که روز سَبَت در حال زایمان است یاری رساند، از خصومت نیز نباید بیمی به دل راه داد، حتی زمانی که [با چنین کمکی] بی‌حرمتی به سَبَت در کار نباشد.»۱۸

محمّد طیّب

پی نوشت‌ها:

۹- فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریکایی، صص ۴۵۶ و ۴۵۷٫

۱۰- متاسفانه موارد متعددی را در وسایل ارتباط جمعی این آب و خاک می‌توان برشمرد که به تبلیغ و ترویج خواسته‌های یهودیان سلطه‌جو پرداخته است و همچنان می‌پردازد.

۱۱- به این ترتیب، باتوجه به توانمندی یهودیان برای ایجاد و ترویج تشکل‌های رسمی و غیررسمی، معلوم می‌شود که چرا سگ‌های اروپا برای ادامه حیات بیش‌تر مورد توجه هستند تا سیاهان قاره آفریقا! مبالغی که صرف رسیدگی به غذا و بهداشت حیوانات خانگی در اروپا و امریکا می‌شود، کاملا گویای این معناست.

۱۲- فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریکایی، ص ۴۳۹٫

۱۳- همان، صص ۴۵۵ و ۴۵۶٫

۱۴- تاریخ یهود – مذهب یهود، بار سنگین سه هزاره، ص ۳۰٫

۱۵-ر. عاکیوا ایگر، مفسر شولهان عاروخ، همان جا. ایگر نیز می‌افزاید که اگر نوزادی را در شهری که عمدتاً بیگانگان ساکن آنند رها شده است، بیابند، باید به یک خاخام مراجعه کنند تا معلوم شود که آیا این کودک را باید نجات داد یا نه. / پانوشت از اسرائیل شاهاک/

۱۶- تاریخ یهود – مذهب یهود، بار سنگین سه هزار ساله، صص ۲۰۷- ۲۰۴٫


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر