یهودی کیست؟ (۹)

۵م اردیبهشت, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

…اکنون بخشی از اطلاعات استثنایی و بازگو نشده شاهاک را به اتفاق مرور می‌کنیم. شاهاک، بی‌پروا می‌نویسد:

«۱- باید پذیرفت که تلمود و سایر کتب مربوط به آن، جدای از ضدیت با غیریهودیان که در سرتاسر آن به چشم می‌خورد، محتوی اظهارات و احکام اهانت‌آور زیادی به ویژه علیه مسیحیت است. برای مثال، علاوه بر اتهامات جنسی سخیف علیه مسیح در تلمود آمده است که، مجازات مسیح در جهنم فروبردن او در نجاست جوشان است؛ عبارتی که قطعا ارزش تلمود را نزد مسیحیان متدین بالا نخواهد برد. یا می‌توان حکمی را از تلمود نقل کرد که طبق آن یهودیان دستور دارند، حتی‌المقدور در ملاء عام هر نسخه‌ای از انجیل عهد جدید را که به دستشان رسید، بسوزانند (این حکم همچنان معتبر است و عملاً اجرا می‌شود، در ۲۳ مارس ۱۹۸۰ صدها نسخه از انجیل عهد جدید در ملا عام و طی مراسمی در اورشلیم تحت نظارت یک سازمان مذهبی یهود به نام «یادلاخیم» که از وزارت مذهب اسرائیل یارانه دریافت می‌کند، سوزانیده شد.۱

۲-شاهاک مفصل توضیح می‌دهد چگونه آن دسته از یهودیانی که با دقایق تلمود آشنایی داشتند، تحت تاثیر فلسفه مسیحیت ـ با آن ویژگی قدرتمند ارسطویی‌اش ـ قرار گرفتند و به مسیحیت، تغییر مذهب دادند. این دگرگونی سبب شد تا آرام، آرام بر آشنایی و اطلاع مسیحیان از متون محرمانه تلمود افزوده شود. درنتیجه، محتوای توهین‌آمیز تلمود حساسیت مسیحیان را برانگیخت و مسیحیان که قبلا برمبنای کتاب مقدس به یهودیت حمله می‌کردند، از آن پس در حملاتشان به یهودیت به آن چه از مطالب موهن تلمود که به آن دست یافته بودند، اشاره می‌کردند.

بزرگان یهود در برابر این وضعیت برای حفظ تلمود، راه‌کارهایی را برگزیدند. «ساده‌ترین راه، همان سلاح قدیمی ارتشاء و تطمیع بود. در اغلب کشورهای اروپایی خیلی اوقات رشوه کارساز بود. در هیچ کجای اروپا این قاعده کلی به اندازه رم زمان پاپ‌های رنسانس مصداق نداشت.».۲ بزرگان یهود با پرداخت پول به صاحبان نفوذ و قدرت، راه انتشار بدون سانسور متون دینی خود را – بی آن که مورد حمله حاکمان قرار گیرند – همواره می‌کردند.

شاهاک راه‌کار دیگر را «مقاومت پنهانی همراه با موافقت ظاهری» نام می‌برد. در این روش، یهودیان به واسطه فشارهای حکمرانان مسیحی دست به تحریف، و تغییر و تبدیل در واژگان متون مقدسشان می‌زنند و به کتمان جدی باورهای مذهبی خود نزد «غیریهودیان» می‌پردازند. او می‌نویسد:

«کاری که انجام شد، این بود که قسمت‌هایی از اهانت‌آورترین بخش‌ها از کلیه نسخ چاپ شده اروپای بعد از قرن شانزدهم به طور کلی حذف شد. در سایر بخش‌ها تعابیری ازقبیل «غیرکلیمی»، «غیریهودی» و «بیگانه» که در تمام نسخ خطی و چاپی و نیز کلیه نسخه‌های منتشره در کشورهای اسلامی وجود داشت، جای خود را به واژه‌هایی نظیر «بت‌پرست»، «کافر» یا حتی «کنعانی» یا «سامری» داد که نسبت به تعابیر قبلی هم از معنای اصلی دور نبود و هم خواننده غیریهودی آن را بد تعبیر نمی‌کرد.

هرچه حمله بالا می‌گرفت، دفاع نیز شکلی استادانه‌تر می‌یافت. در بعضی از دوره‌ها که سانسور تزاری روسیه شدیدتر می‌شد، حتی مشاهده کلماتی نظیر آنچه در بالا به‌عنوان جایگزین واژه‌های قبلی ذکر شد، موجب گردید که استفاده از آنها نیز ممنوع شود. درنتیجه از آن به بعد مقامات مذهبی یهود، از لغات «عرب» یا «مسلمان» (و در زبان عرب از واژه یشمائیلی که به معنای هر دو است) یا گاهی اوقات از کلمه «مصری» به جای معادل‌های «غیریهودی» استفاده می‌کردند، چون حدس می‌زدند که مقامات تزاری با این سوءاستفاده مخالفتی نخواهند کرد و این حدس درستی بود.

در آن زمان در صفحه اول هر جلد از کتاب مربوط به تلمود یک «انکارنامه» چاپ می‌شد که به طور رسمی و بعضی اوقات همراه با قسم اعلام می‌داشت که منظور از تعابیر خصومت‌آمیز موجود در این کتاب، بت‌پرستان زمان قدیم یا حتی کعنانی‌هایی هستند که در زمان‌های دور می‌زیسته‌اند و امروز اثری از آنان باقی نیست، نه مردمی که ما در سرزمینشان زندگی می‌کنیم. پس از آن که انگلستان، هند را تصرف کرد بعضی از ربّی‌ها بهانه و مفرّ خوبی پیدا کردند و می‌گفتند مراد از تعبیرات موهن در این کتاب، هندی‌ها بوده‌اند. گاهی اوقات هم بومیان استرالیا را آماج این تغییرات موهن در کنار هندی‌ها و دیگران قرار می‌دادند.

ناگفته پیدایست که همه این اینها دروغی حساب شده بود. زیرا پس از تأسیس دولت اسرائیل و به محض آن که ربّی‌ها احساس امنیت کردند، بلافاصله تمام این تعبیرات و واژه‌های اهانت‌آور را در چاپ‌های جدید آوردند.

ربی‌ها با فریب‌کاری، بعضی از عبارات را تحت فشار خارجی، حذف یا اصلاح کردند، اما نه آن چه را این عبارات انجام دادن آن را تجویز می‌کرد و این واقعیتی است که یهودیان حداقل خودشان باید آن را به خاطر بسپارند که قرن‌هاست جامعه استبدادی ما مجموعه‌ای از رسوم غیرانسانی و وحشیانه را برای مسموم کردن افکار مردمش به کار گرفته است و همچنان به این عمل ادامه می‌دهد.۳

۳-شاهاک در ادامه نمونه‌های آشکاری از کتمان اعتقادات واقعی یهودیان، نزد غیریهودیان ذکر می‌کند و ازجمله به بخشی از دیدگاه‌های موسی‌ابن میمون (میمونیدس = Maimonides) می‌پردازد. موسی‌ابن میمون (۱۱۳۵م .- ۱۲۰۴م.) فیلسوف، طبیب و عالم دینی از بزرگ‌ترین افراد جهان یهود محسوب می‌شود. شاهاک پس از آن که کتاب وی «راهنمای سرگشتگان» را «یکی از شاهکارهای فلسفه مذهبی یهود» می‌خواند، درباره بعضی دیدگاه‌های او در این اثر می‌نویسد: «متاسفانه میمونیدس علاوه بر دیدگاهش درباره غیریهودیان به طور اعم، و مسیحیان به طور اخص، نژادپرستی ضد سیاه‌پوست بود. وی به این موضوع می‌پردازد که چگونه گروه‌های مختلف بشر می‌توانند به عالی‌ترین ارزش‌های مذهبی یعنی پرستش واقعی خداوند دست یابند. به نظر وی کسانی که حتی قادر به دست‌یابی به پرستش خداوند هم نیستند؛ عبارتند از: بعضی از ترک‌ها (یعنی نژاد مغول) و عشایر شمال و سیاه‌پوستان و عشایر جنوب و کسانی که خود را با اوضاع اقلیمی ما تطبیق داده‌اند، اما طبیعت آنان مثل حیوان، غیرناطق است. به نظر، اینها در سطح افراد بشر نیستند بلکه سطح آنها در میان کائنات، پایین‌تر از انسان و بالاتر از میمون است، زیرا دارای تصورند و کارهایشان به اعمال انسان شبیه‌تر است تا کارهایی که میمون‌ها انجام می‌دهند.

حال، انسان با مشاهده چنین عبارتی در مهم‌ترین و واجب‌الاطاعه‌ترین منابع یهود چه باید بکند؟ در مشهورترین ترجمه آمریکایی از کتاب «راهنمای سرگشتگان، کلمه عبری «کوشیم» به معنای سیاه‌پوستان به سادگی به «کوشیت» ترجمه شد، واژه‌ای که برای کسانی که از عبری چیزی نمی‌دانستند، یا ربی نبود که شفاهی به آنان توضیح دهد، هیچ معنایی نداشت. در طول این سال‌ها حتی یک کلمه درباره این فریبکاری‌ها اشاره‌ای نشده است.»۴ شاهاک در بیان علت حمایت بعضی یهودیان سرشناس از سیاهان به موضوعی اشاره می‌کند که به هیچ عنوان نباید از آن غفلت کرد: «منافع یهود». سپس توجه خوانندگان را به این مطلب جلب می‌کند: «می‌خواستند برای منافع یهودیان آمریکا و سیاست‌های اسرائیل در مسابقه حمایت از سیاهان، برنده شوند.»۵

۴-شاهاک در ادامه به افشای موردی می‌پردازد که اتفاقا به مولفی که موضوع بحث ماست بازمی‌گردد؛ یعنی به «لئوروستن» که اظهارات «خاخام دکتر کرتزر» را در تالیف خود آورده است. شاهاک توضیح می‌دهد که چگونه «روستن» در اثر دیگرش به نام «شیرینی‌های زبان ییدیش»۶ در پی کتمان باورهای یهودیان، به دروغگویی روی آورده است.

«شیرینی‌های زبان ییدیش»، این اثر سرگرم‌کننده، اولین بار در سال ۱۹۶۸ در آمریکا منتشر شد و بعدا به دفعات از جمله چندین نوبت انتشارات پنگوئن آن را تجدید چاپ کرد. این کتاب در واقع نوعی فرهنگ لغت ییدیش است که غالبا مورد استفاده یهودیان یا حتی غیریهودیان در کشورهای انگلیسی زبان قرار می‌گیرد. در مدخل هر واژه علاوه بر تعاریف مفصل و امثال و حِکَم سرگرم‌کننده، برای نشان دادن موارد کاربرد لغت، ریشه‌شناسی کلمه نیز آمده است یعنی با دقت زبانی را که واژه مزبور از آن وارد زبان ییدیش شده است و معنای اولیه آن را معرفی می‌کند. تنها استثناء واژه «sheygets» است که معنای اصلی آن «پسربچه یا نوجوان غیریهودی» است. در ریشه‌شناسی این لغت به صورت رمزگونه آمده است، اصل این لغت عبری است، بدون آنکه شکل یا معنای ریشه اصلی عبری آن را بیان کند. اما در مدخل واژه «shiksa»، که مؤنث «sheygets» است، مولف ریشه عبری آن یعنی «sheqetz» را (که تلفظ آن در زبان‌های دیگر «sheques» است) می‌آورد و آن را در زبان عبری «صدمه» یا «عیب» معنا می‌کند. این دروغ واضحی است که هر عبری‌زبان آن را می‌فهمد. به معنای صحیح، واژه «sheqetz» در فرهنگ لغت انگلیسی – عبری امروزی «مگیدو» منتشره در اسرائیل، عبارت است از: حیوان کثیف، مخلوق نفرت‌انگیز، پلیدی (که در محاوره «sheygets» تلفظ می‌شود)، بدبخت، پسربچه یا نوجوان سرکش، پسربچه یا نوجوان غیریهودی.»۷

۵-شاهاک یکی دیگر از موارد تکان‌دهنده‌ای را که در بیان دیدگاه یهودیان به غیریهودیان ذکر می‌کند، مربوط به هواداران جنبش «حسیدیم» (Hasidim) است. شاهاک آن را جنبشی می‌داند که هنوز زنده و موجود است با صدها هزار عضو فعال که متعصبانه، گوش به فرمان ربی‌های خود هستند. ربی‌هایی که برخی از آنها در اسرائیل و در میان رهبران اغلب احزاب و حتی بیش از آن در رده‌های بالای ارتش، نفوذ فوق‌العاده‌ای به دست آورده‌اند.

شاهاک کتاب مشهور و اساسی «هاتانیا» (Hatanya) را در بین پیروان این جنبش مثال می‌زند و می‌نویسد: «برطبق این کتاب، غیریهودیان مخلوقانی شیطانی هستند که «در آنها مطلقا چیز خوبی وجود ندارد.» حتی جنین غیریهودی از حیث کیفیت با جنین یهودی فرق دارد. اصولا یک غیریهودی، موجودی «زیادی» است، زیرا تمام کائنات فقط محض وجود یهودیان خلق شده‌ است.»۸

برای دریافت میزان تنفر و انزجار یهودیان نژادپرست از پیروان ادیان و اقوام دیگر عالم – که زیربنای نگاه راهبردی و کلان نظامی یهود را در پهنه بین‌المللی سامان می‌دهد- آشنایی با نوع نگاه ایشان به مقوله دین، لازم است.

یهود، دین الهی را به عنوان یگانه راه نجات ابدی، تنها مخصوص به خود می‌داند و دیگران را به علل نژادی قابل رستگاری نمی‌داند!

معنای این سخن این است که یهودیان سلطه‌جو به گونه‌ای بنیادین برای نابودی یا به زیر سیطره محض درآوردن همه گروه‌های انسانی دیگر، انگیزه کافی دارند و مطلقا برمبنای عواطف انسانی چون رحم و شفقت عمل نخواهند کرد. سابقه عملکردی چنین در گذشته و حال، معلوم است و آینده را نیز به همین ترتیب دربر خواهد گرفت.

خشونت و بی‌رحمی نظامیان رژیم صهیونیستی علیه ملسمانان و حتی مسیحیان پشتوانه دینی دارد.

محمّد طیّب

پی نوشت‌ها:

۱- تاریخ یهود، آیین یهود (سابقه سه‌هزار ساله)، صص ۵۲ و ۵۳٫

۲- همان، ص ۵۳

۳- همان، صص ۵۸- ۵۶(با تلخیص)

۴- همان، صص ۶۰ و ۶۱ (با تلخیص)

۵- همان، ص ۶۲٫

۶- آرتور کُستلر داستان‌نویس و پژوهشگر یهودی می‌نویسد: ییدیش معجون غریبی است که از اختلاط زبان عبری و آلمانی قرون وسطایی و سایر عناصر اسلاوی و غیره پیدا شده و به خط عبری نوشته می‌شود. (خزران، آرتور کُستلر، ترجمه محمدعلی موحد، خوارزمی، تهران: ۱۳۷۴، ص۲۱۷٫)

۷- تاریخ یهود، آیین یهود (سابقه سه‌هزار ساله)؛ اسرائیل شاهاک؛ ترجمه رضا آستانه‌پرست، نشر قطره، تهران: ۱۳۷۸، صص ۴۸ و ۴۹٫

۸- به دو منبع ذیل مراجعه شود:

Who,s Who in World Jewry (A Biographical Dictionary of Outstanding Jews), Chief Editor: I.J. Carmin Karpman, Pitman Publishing Corporation,New york: 1972, vol.3,p. 749.

Encyclopaedia Judaica, Keter Publishing House Jerusalem,Jerusalem: 1996, vol.14,p.321.


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر