مبانی دشمنی مشترک آمریکا و اتحادیه اروپا با ایران اسلامی(۵)

۱م اردیبهشت, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

کابوس سلاطین پنهان

نسیم قدس: ریشه و منشا نگرانی، هراس، پریشانی و سردرگمی حاکمان نظام جهانی کجاست؟

محمدتقی تقی پور: سیر رویدادها و حوادث پی‌درپی منطقه، در دو سه دهه‌ی اخیر ازطریق رصدخانه‌های مطالعاتی، سیاسی و اطلاعاتی امپراتوری صهیونیسم کاملا رصد و ثبت شده و مورد بررسی و ارزیابی دقیق قرار گرفته است. آن‌ها دقیقا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که آن چه نفوذ و سیطره‌ی صهیونیسم را در جهان امروز، از ایالات متحده آمریکا تا «اروپای واحد» با تهدید و خطر روبه‌رو کرده، امواج بیداری و آگاهی ناشی از نهضت اسلامی مردم ایران است. امروز دیگر نه فقط شماری از متفکران، نخبگان، روشنفکران، فرهیختگان، استادان دانشگاه‌ها و دانش‌پژوهان دنیا، بلکه عموم مردم، به ویژه در آمریکا و اروپا، خواستار آمریکا و اروپای مستقل عاری از نفوذ و سلطه‌ی یهود هستند.

برخلاف غوغاسالاری، هیاهوی تبلیغاتی و تحلیل‌های انحرافی و فریبکارانه‌ی گسترده و آشکار رسانه‌های نظام سلطه، امروز، واقعیت‌های دیگری درپس پرده وجود دارد که فقط نظام اقتصادی و پولی آمریکا یا موقعیت و موجودیت کارتل‌ها، کانون‌ها و بنیادهای وابسته به امپراتوری صهیونیسم، از مراکز مالی، تجاری و بازار بورس لندن و نیویورک تا ثروت‌های انباشته شده‌ی افسانه‌ای سلاطین پول در خزانه‌های بانک‌های سوئیس را تهدید نمی‌کند. بلکه فراتر و مهم‌تر و بزرگ‌تر از همه، با برنامه‌ریزی‌ها، بلوک‌بندی‌ها و سمت‌گیری‌های عرصه‌‌ی سیاست جهانی در مسیر تعقیب استراتژی «سلطنت جهانی» یک قوم و یک اندیشه‌ی واحد، کاملا در چالش و در تعارض است.

تئوری‌سازان، نظریه‌پردازان، سیاست‌پیشگان و برنامه‌نویسان کهنه‌کار ماسونی و صهیونی بنیادها، مراکز و کانون‌های مخفی و نیمه‌مخفی اروپا و آمریکا، امروز بیش از همه از گسترش اندیشه‌ای، هراسان و پریشان هستند که در گفتمان نهضت اسلامی و بیداری مردم ایران آن را جستجو کرده و یافته‌اند.

از نظر آن‌ها، این پدیده‌ی فکری جدید، آمریکا و اروپای آزاد و مستقل عاری از سلطه‌ی صهیونیسم و سیطره‌ی سلاطین صهیونی پول را به مردم آن سامان نوید می‌دهد.

بنابراین، چگونه می‌توان از این واقعیت روشن غافل بود که آن‌ها حتی با تعلیق فعالیت‌های تمامی مراکز و تاسیسات هسته‌ای ایران و بلکه توقف و تعطیلی مجموعه‌ی فعالیت‌های مطالعاتی و پژوهشی در حوزه‌های مختلف علمی و صنعتی ایرانیان، بازهم دست از سر مردم ایران برنخواهند داشت. زیرا موضوع و مساله‌ی اصلی، از دید آن‌ها چیز دیگری است. هم تجربه گواهی می‌دهد و هم واقعیت‌های موجود اثبات می‌کند که آن تعداد از اشخاص و دولت‌های طرف مذاکره با مقامات ایرانی، نه اختیار کافی برای مذاکره دارند و نه از استقلال و اقتدار لازم برای حل مسائل ادعایی مورد اختلاف برخوردارند.


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر