حاکمیت فرهنگی

۱۹م فروردین, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

لااله الا الله

وقتی بحث نظری و معارفی پیش می‌آید، تقریبا همه می‌دانیم که اسلام براساس توحید بنا شده و توحید هم یعنی این‌که خداوند احد واحد قادر متعال ازلی ابدی، خالق همه جهان است و همه چیز زیر سیطره قدرت بی‌چون و چرای اوست و او عین لطف و رحمت است و نعمت‌های بسیار به ما عطا کرده است و همه این معانی در عبارت کوتاه و زیبا و عمیق لا اله الا الله مستتر و مندرج است؛ که همه اله‌ها و الهه‌ها را نفی و فقط الله را اثبات می‌کند.

اما آیا در زندگی عملی، فردی و اجتماعی، در دنیای سیاست و اقتصاد، در جهان فرهنگ و هنر هم این شعار و آن معنی سلطه دارد؟

آیا ما به‌عنوان فردی مسلمان چنین هستیم که در هر کارمان فرق اله و الله را بدانیم و آن را نفی کنیم و این را انتخاب؟

آیا توجه داریم که در میان صدها و هزاران اله و الله و بت و طاغوت، «بدترین بت‌ها، بت نفس است» و هوای نفس و غرایز و خودخواهی‌های ما صحنه گردان بسیاری از رفتارها و ایده‌آل‌های ماست؟

آیا می‌دانیم که تقوی و تزکیه یعنی دهنه زدن به اسب سرکش نفس و کنترل کردن هیجان، غریزه، آرزو، حرص، طمع، خشم و شهوت؟

آیا در نظام اقتصادی و سیاسی و قواعد اجتماعی، این جهت‌گیری را رعایت می‌کنیم؟

لا اله الا الله و استغفرالله

چهره و سابقه و کار کردن آن جاسوس اسرائیل در تلویزیون(۱) و مطبوعات، با آن حال و هوا و تخصص و روابط و ذکر این نکته که اولین نقطه نفوذ او استفاده مالی بوده است، به‌جای خود؛ اما این سوال به ذهن می‌آید که مدیران و مسئولان و کارشناسان ما، چقدر در مقابل وسوسه‌های مالی، حساسیت دارند؟ در همین ایام گروه پانزده، بیست نفره فساد مالی را هم داشتیم(۲) که در سطحی وسیع و با جسارت اقدام به تحریف و تحریک و جوسازی کردند- لااقل تا همین مقداری که اعلام شده- که بازهم عنصر اصلی تحریکشان پول و ثروت بادآورده بود؛ و شهرام جزایری و امثال اینها و این‌که گاهی مسئولان قضایی می‌گویند دهها از این پرونده‌ها در دست بررسی و تحقیق و اقدام دارند؛ نیز بوده و هست.

آیا می‌دانیم که این فرهنگ پول‌پرستی و ثروت‌اندوزی و حرص به مال دنیا، بیش از همه گروه‌ها و نحله‌ها در فرهنگ یهودی ریشه دارد؟ و اگر امروز، دنیای غرب تحت سیطره یهود است و یهود با ثروت فوق‌العاده، نگاه و اندیشه و فکر و فرهنگ خود را به همه تلقین می‌کند، آیا واقعا این خطر را نباید جدی گرفت؟

لابد دلیل و برهان می‌خواهید. با قرآن کریم شروع می‌کنیم:

سوره بقره، آیه ۹۶: یهودی‌ها را حریص‌ترین مردم به زندگی می‌یابی…

سوره آل عمران؛ آیه ۷۶: بعضی از آنها کسانی‌اند که اگر دیناری به آنها امانت دهی به تو برنمی‌گردانند مگر این‌که بالای سرشان بایستی. اینها همان یهودی‌ها هستند که از در غرور، معتقدند که هیچ ملتی بر آنها حقی ندارد و نمی‌تواند به آنها اعتراض کند…

سوره توبه، آیه ۳۴: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بسیاری از احبار (علمای یهود) و رهبان، اموال مردم را به باطل می‌خورند و از راه خدا جلوگیری می‌کنند.

سوره نسا، آیه ۱۶۱: با وجود آن‌که از رباخواری نهی شده بودند، اما به آن می‌پرداختند و می‌پردازند.

سوره طه، آیات ۸۸ تا ۹۰: سامری برایشان گوساله طلایی درست کرد و آن را «اله» قوم و «اله» موسی معرفی کرد و آنها را به پرستش آن دعوت نمود و آنها هم پذیرفتند.

و آیات بسیار دیگری که نشانه شدت مادیگری و پول‌پرستی و دنیاطلبی یهود است. علت این امر هم به سبب حسادت(۳)، بی‌اعتقادی به معاد(۴)، نژادپرستی(۵)، قساوت قلب(۶)، قتل انبیا(۷)، مغضوب و ملعون(۸) بودن و کینه داشتن به اهل حق و عدالت(۹) و فساد در ارض(۱۰) است.

همین جا دو نکته را هم تذکر بدهیم:

اول این‌که کسانی ممکن است بلافاصله، مخالفت با یهود را روحیه نفرت نژادی و ضدیت با یهود (آنتی سمیستیم) و از این قبیل تلقی کنند در حالی‌که یادشان باشد که آنچه نقل کردیم، آیات الهی از کلام الله مجید است نه عبارات بشری. علاوه بر این‌که اسلام – و عقل آدمی هم- با نژاد و ژن و کروموزوم کاری ندارد که آن از عهد انسان خارج است؛ بلکه مطلب بر سر اعتقاد و عمل است. هرکه دنیاطلب و رباخوار و قسیّ‌‌القلب و مفسد فی‌الارض و شهوت‌پرست باشد، ملعون و مطرود است چه یهودی باشد و چه به هر دین و اعتقاد و مسلک دیگری. «و هرکه به خدا و معاد اعتقاد داشته باشد و عملی صالح کند ان‌شاالله اهل نجات است»(۱۱) اگر هم یهودی باشد.

دوم ای‌نکه مادیت و پول‌پرستی یهود فقط در اسلام و قرآن گفته نشده بلکه اروپایی‌ها هم در این زمینه به تفضیل تحقق و بررسی کرده‌اند و یک مورد آن – که بسیار جالب است- ورنر سومبارت، محقق آلمانی است که در سال ۱۹۱۱ کتابی نوشته است به‌نام «یهودیان و حیات اقتصاد مدرن»(۱۲) که بسیار خواندنی است و کاملا هم به شیوه تحقیق علمی- اروپایی و در جواب کتاب «پروتستان‌ها و مناسبات سرمایه داری» ماکس وبر است.

کسانی که به محض انتقاد از یهودی‌ها، مورمورشان می‌شود و یاد کوره‌های آدم‌سوزی می‌افتند. آثار ماکس وبر را می‌شناسند، اما اسم سومبارت را اصلا نشنیده‌اند و بعضی‌هایشان اصلا تحریک هم نمی‌شوند که بروند ببینند این کتاب چیست و چه نوشته است.

سومبارت در کتاب خود به تفصیل و با دقت و با دلایل علمی و شواهد دقیق نشان می‌دهد که اقتصاد و سرمایه‌داری و ربا و بانک و بورس و فروشگاه های زنجیره‌ای و سوپرمارکت و تبلیغات تجارتی و… همگی حاصل عشق و علاقه یهود به پول و طلا و سرمایه است.

سومبارت هم هیچ کاری با نژاد یهود ندارد، بلکه عادت‌ها و تربیت و آموزش و فرهنگ و فهم و نگاه یهودی را تجزیه و تحلیل می‌کند و توضیح می‌دهد. و برای ما نزدیک یک قرن بعد از تألیف این کتاب، این همه شباهت فرهنگ اجتماعی دلال‌منش رایج در روزگار ما با این کتاب، شگفت‌آور است و البته بیش از آن دردآور و شرم‌آور و زجرآور.

اقتصاد و فرهنگ اسلامی، اساسش رضایت از نعم الهی و قناعت و صبر و اسراف نکردن است در حالی که اقتصاد یهودی سرمایه‌داری برمبنای پرخوری، حرص، طمع، لذت‌جویی و اسراف است.

فرهنگ اسلامی برای هر حرکتی، نیت قربه الی‌الله را لازمه کار می‌داند، اما فرهنگ شهوت‌پرست مصرف‌گرا، بیشتر خوردن و بیشتر لذت بردن و هیچ اعتنایی به خدا و پیغمبر و دین نکردن است.

فرهنگ اسلامی، همراه قناعت و صبر و رضایت و ممنوعیت اسراف، بیکاری و مفتخوری را ممنوع می‌کند به همین علت همه باید در حد توان کار کنند- که عبادت است و مرگ در این راه شهادت- اما باید از اسراف پرهیز کرد و قانع بود. تحصیل مال مفت هم ممنوع است، چه پیدا کردن پول باشد، چه رباخواری و حقه‌بازی و قماربازی که همه اینها ممنوعیت و حرام بودنش به سبب کار نکردن و پول مفت و مجانی به دست آوردن است.

ما امروز در جامعه‌ کدام یک از این دو شیوه را داریم؟

آنچه در جامعه اسلامی باید رعایت شود، بیش از همه «عدالت» است. چرا گاهی مسئولان ما برای راضی نگهداشتن مردم، دم از «رفاه» می‌زنند؟ آن هم رفاه در حد زیادتر خوردن و زیادتر کیف کردن؛ و نه بهداشت بیشتر و آموزش و پرورش کامل‌تر و امنیت زیادتر. امروز در میان ما رفاه به معنی هر چه بیشتر تلذذ و تمتع است. آیا عبارت «مرفهان بی‌درد» یادمان رفته؟ چرا سلیقه مرفهان و رفاه‌طلبان بیشتر مورد نظر و توجه قرار گرفته است؟

معمولا در مقابل چنین سوالی زود پاسخ داده می‌شود که: «چقدر مردم باید زجر بکشند؟ بگذارید کمی هم راحت باشند؛…» در حالی‌که این سخن مغلطه است. در تمام دوران ۳۰ ساله انقلاب و درست در بحبوحه هشت سال جنگ، هرگز گرفتار زجر و قحطی و ناراحتی نبوده‌ایم، اما دستگاه‌های تبلیغاتی ما – و خصوصا صدا و سیما- هیچ‌گاه نتوانسته‌اند این مفاهیم را درست مطرح کنند. بطور مدام گفته می‌شود که یارانه نان و آب و بنزین و… را حذف کنید؛ اما نتیجه‌ای ندارد. تازه اینها مواردی است که به بن‌بست خورده‌ایم. والا تا قبل از، ازکار افتادن توربین‌های مولد برق، پیشینه مصرف برق ما چگونه بود؟ هنوز هم بنزین؛ آب تهران؛ نان؛ مصرف قند و شکر در شیرینی فروشی‌ها؛ و… و… و…. و اینها همه در فرهنگ مصرفی افراطی سرمایه‌داری است.

صدا و سیما به بهانه نداشتن بودجه، پول تبلیغات را از «سرمایه‌داران» می‌گیرد؛ سرمایه دار هم پول تبلیغات را روی قیمت جنس می‌کشد و از جیب مردم درمی‌آورد و تبلیغات چه می‌گوید؟: زیاد بخورید؛ زیاد بپوشید؛ زیاد لذت ببرید؛ زیاد مصرف کنید؛ و….

و یادمان باشد که خرج زیاد صدا و سیما به علت تعدد شبکه‌ها بعد از پایان جنگ تحمیلی شروع شد و قرار بود برای جلوگیری از خطر روی آوردن مردم به ماهواره و ویدئو، شبکه‌ها را افزایش بدهیم و دادیم. آیا حل شد؟ آیا امروز دیگر از دام ماهواره و ویدئو و سی‌دی و تلفن همراه و تصاویر مستهجن و فیلم‌های آنچنانی رستیم؟ یا ۸ شبکه را یکی پس از دیگری رد می‌کنیم و می‌بینیم در همه‌اش دو نفر نشسته‌اند صحبت می‌کنند! و آن را خاموش می‌کنیم و می رویم سراغ کامپیوتر و سی‌دی و…؟

آیا اگر دو تا از شبکه‌ها را تعطیل کنیم، یا حتی ۳ تا ۴ تا را واقعا حادثه‌ای رخ می‌دهد؟

آیا از احتیاج به پول آگهی آزاد نمی‌شویم؟ و از شر برنامه‌های بی‌محتوای تکراری و بی‌مزه؟

آیا کسی هست که به این حرف‌ها گوش بدهد؟

لا اله الا الله

و آیا این قلم گناهکار دارد به خدمتگزاران اسلام و مسلمین توهین می‌کند و مسئولان را تضعیف می‌نماید؟ و در مقابل زحمات فراوان مدیران مسلمان، کفران و ناسپاسی می‌کند؟

بانک‌های ما تبلیغ می‌کنند که ۱۲ درصد، ۱۵ درصد، ۱۷ درصد بهره می‌دهند و برای این‌که ربای حرام نباشد، هزار اسم و عنوان دیگر برایش می‌گذاریم، اما آیا واقعا از دست نزول‌خواری جسته‌ایم؟ همین بانک‌ها با همین بهره‌ها، ساختمان‌های غول‌پیکر می‌سازند و هر چند وقت دزدی‌های عجیب و غریبی که همین پول‌های مفت و حرام و حرص و آز ایجاد می‌کنند و با تبلیغ‌های فراوان خصوصا ۱۰۰ ماشین سواری، بعد ۲۰۰ تا… تا ۱۷و تا…

و این ماشین‌ها که معلوم نمی‌شود آیا به برندگان داده می‌شود یا نه! اما تبلیغاتش و مفت و مجانی به دست آوردنش، تصادفی و به قرعه و با سپرده‌های اندک به آن رسیدن، با فرهنگ ما چه می‌کند، آیا کسی به فکرش هست؟

واقعاً نظام اقتصادی سرمایه داری یهودی، با اعتقاد و دین و اسلام و قرآن و قناعت و صرفه‌جویی و رضایت چه می‌کند، کسی به فکر هست؟

به ماشین‌ها هم توجهی بکنیم تا معانی پشت پرده آنها را هم بیشتر بفهمیم.

الان شیک‌ترین و بهترین اتومبیل‌های «ملی» و «وطنی» ما پژوست. پژوی پارس و جی‌ال‌ایکس و ۵۰۴ و ۶۰۲ و… (از باب ملی بودن به همین اسم‌ها توجه بفرمایید!)

کارخانه پژوی فرانسه متعلق به یهودی‌هاست و در زمان شاه معدوم، نمایندگی آن در ایران از آن «صالح چیتایات» بود که هم یهودی بود و هم فرماسون و هم روابط فراوان با صهیونیست‌ها داشت و هم تفضیل حال و روزش را در کتاب سه‌جلدی مفصل اسماعیل رائین؛ «فراموشخانه و فراماسونری در ایران»، با عکس و تفصیلات می‌توان ملاحظه کرد.

این آدم، نمایندگی پژو در ایران را با نام و طرح «شبدیز» نام‌گذاری و مشخص کرده بود و ما هم بعد از مدت‌ها کش و قوس و به‌جای پیکان –که همان هیلمن انگلیسی و آن‌هم متعلق به جهودهای انگلیس بود- جایگزین کردیم و با تفاخر، خط تولید برایش ساختیم و بهترین مدل و فریبنده‌ترین شکل و قیافه را با نام نامی «سمند» نامگذاری کردیم. مقایسه کنید سمند را با شبدیز و به این سوال پاسخ دهید که چرا این شباهت ایجاد شده است؟ اگر به جوابی نرسیدید و یا اگر مثل بعضی‌ها حالت پرخاش به‌خود گرفتید که: ای آقا؛ شماها گرفتار تئوری توهم توطئه هستید؛ همه چیز را خائنانه و سیاه می‌بینید؛ و… لطفا در همین حال شور و حرارت به سئوال دیگر هم پاسخی در خور بفرمایید:

علامت ماشین‌های پژو، شیری است که بر روی دوپا ایستاده و از نیمرخ ترسیم شده که بر عقب و جلو همه ماشین‌هاست. این علامت چه معنی دارد؟

جواب عجیبی که لابد سخت برآشفته‌تان می‌کند: علامت سلطنت داود. یعنی در آینده دنیا تحت حکومت شاه داود یهودی‌ها قرار می‌گیرد و این علامت از حالا این مژده را می‌دهد.

بازهم می‌توان گفت: خوب که چی؟ یعنی یهودی‌ها الان بر ایران حاکم شده‌اند؟

اگر گفته بودید: آیا صهیونیست‌ها بر ایران حاکم شده‌اند؟ بلافاصله عرض می‌کردم: غلط کرده‌اند! مگر به خواب ببینند! آنها اگر می‌توانند خود را از کابوس حزب‌الله لبنان و حماس و غزه نجات دهند. اما اگر صحبت یهودی‌ها باشد و در بخش فرهنگ، آن وقت با این قاطعیت و با این راحتی نمی‌توانستم رجز بخوانم و جوابتان را بدهم.

امروز یهودی‌ها در ایران ظاهرا حدود ۸۰۰۰ نفرند اما در مجلس شورای اسلامی یک نماینده دارند.

نماینده کنونی یهودی‌ها فقط با ۲۴۰۰ رای وارد مجلس شده است در حالی که بقیه مردم ایران باید به یک نماینده، ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار رای بدهند تا او بتواند وکیل مجلس شود. آن وقت این آقای وکیل مجلس یهودی وارد یکی از کمیسیون‌ها می‌شود، در جلسات سری مجلس شرکت می‌کند و از همه سیر تا پیاز مملکت خبردار می‌شود؛ آیا مطمئن هستیم که این اخبار را به اسرائیل نمی‌رساند؟

وکیل قبلی یهودی‌ها- موریس معتمد- در حالی که وکیل مجلس شورای اسلامی بود، در سفر مسکو علیه قانون قطعی مملکت اعلام می‌کرد: اسرائیل واقعیتی است که نمی‌توان آن را انکار کرد. یهودی‌های ایران بدون هیچ مانعی می‌توانند به خارج و حتی به اسرائیل سفر کنند. دو تن از خاخام‌های ایرانی قبلا به اسرائیل رفته‌اند؛ و ما چنان محو، مسحور و دل‌بسته دموکراسی و حقوق بشریم که اینها را می‌بینیم و مراقبیم که از گل نازک‌تر به یک یهودی رباخوار یا جاسوس نگوییم؛ که مبادا وجدان بشری لکه‌دار شود. اما از آن سو، یک یهودی وقیح و باادب در مقابل رئیس جمهور یک مملکت می‌ایستد و بی‌ادبانه و زشت اعتراض می‌کند که چرا درباره هولوکاست صحبت کرده‌اید و چرا درباره آن سوال کرده‌اید؟ و این سخن بی‌منطق و اهانت‌آمیز را در مطبوعات چاپ می‌کند. همین «آدم»! می‌شود مشاور فیلم‌ساز و سریال‌ساز ما تا فیلمی بسیار خوش‌ساخت و تاثیرگذار اما دروغ ساخته شود. تعجب نکنید: دروغ! خود آقای فیلم‌ساز دلیل می‌آورد که بخشی از وقایع فیلم، داستان‌پردازی است برای جالب شدن و توجه را برانگیختن و…

حالا ممکن است لطفاً بفرمایید که پس «تحریف» یعنی چه؟ آیا این از مصادیق تحریف هست یا نه؟

آیا تحریف از تخصص‌های یهودی‌ها در سراسر تاریخ هست یا خیر؟ آیا قرآن کریم تحریف را به یهود – و فقط به یهود- نسبت می‌دهد یا نه؟(۱۳) آیا شهید مطهری نمی‌گوید که «یهودی‌ها قهرمانان تحریف در طول تاریخند»؟(۱۴)

همین آقای فیلم‌ساز هنرمند زحمت کشیده –درحالی‌که کمترین حساسیت به اسلام و جمهوری اسلامی ندارد، اما کاملا به یهودی‌ها و صهیونیست‌ها حساس است – همزمان با آن سریال، سریال دیگری هم می‌سازد درباره زن و مرد به روایت تورات و نه با نگاه اسلامی. زن جوانی به نام هستی، مرد میانسالی را اغوا می‌کند و از راه به در می‌برد و او را بیچاره می‌سازد. همه اجزا یهودی و توراتی و مدیران ما با اصرار این مفاهیم را به خورد مردم می‌دهند و بعد هم با مصاحبه و نظرسنجی و تکرار می‌کوشند حرف خود را به کرسی بنشانند و همه ای کار، را هم به نام اسلام و مسلمانی انجام می‌دهند و…..و لا اله الاّ الله.

یهودی‌ها که ناز شصتشان! خوب برنامه‌های خود را دارند پیش می‌برند و لائیک‌ها و روشن‌فکران هم که حرجی بر آنها نیست، اما آقایان مدیر و مسئول و کارشناس مسلمان آیا به‌راستی فرق اله و الله را می‌دانند؟ آیا اله را لا می‌کنند تا به الله برسند؟ آیا اساسا این‌گونه حرف‌ها را هم داخل موضوع اله و الله می‌دانند؟

آیا در دانشگاه‌های ما، نه بین استادان روشنفکر و معترض و لائیک، در میان مسلمانان غیرتمند و عالم و متعهد، کسانی هستند که به این مسائل بپردازند؟ آیا می‌توان تحقیقی، رساله‌ای، پایان‌نامه‌ای، مقاله‌ای، درسی، درباره این مسائل از سراسر دانشگاه‌های ما در تمامی ایران به دست آورد و دید؟

نکند این حرف‌ها به درد مملکت نمی‌خورد؟! نکند دیگر گرفتاری ما اسرائیل نیست؟! نکند مشکل ما اله و الله نیست؟! نکند قرآن و اسلام را برای همان ۱۴ قرن قبل گذراشته‌‌ایم یا برای دعا و استخاره و تیمّن و تبرک؟!

لا اله الا الله

پی نوشت‌ها:

——————————–

۱-  گزارش خبری درباره علی اشتری جاسوس اسرائیل در اخبار و تحلیل‌های شبکه‌های تلویزیون در روزهای ۱۰ و ۱۱و ۱۲ تیرماه ۱۳۸۷

۲-    پالیزدار و همراهانش

۳-    بقره، ۱۰۹

۴-    جمعه، ۷

۵-    بقره، ۲۴۷ و مائده ۱۸

۶-    بقره، ۷۴ و مائده ۱۳

۷-    آل عمران، ۲۱ و ۱۱۲- بقره ۶۱ و ۹۱

۸-    مائده، ۶۰ – نسا، ۵۲ – آل عمران، ۱۱۲

۹-    آل عمران، ۲۱

۱۰-بقره، ۶۰، اعراف، ۱۴۲- اسرا ۴ – ۸، مائده، ۶۴

۱۱-بقره، ۶۲ و مائده، ۶۹

۱۲-ترجمه علیرضا قاسمیان؛ نشر ساقی و روایت فتح؛ سال ۱۳۸۴

۱۳-نسا؛ ۴۶ و مائده ۱۳ و ۱۴

۱۴-   تحریفات عاشورا


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر