نگاهی به زندگی شهید رنتیسی

۲۷م فروردین, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

عبدالعزیز علی عبدالحفیظ رنتیسی در شمار است که در راه آزادی فلسطین و قدس عزیز جهادگرانه ایستادند و در صف مجاهدان و رزمندان اسلام قرار گرفتند. اوج فعالیت‌های دکتر رنتیسی با حضورش در تأسیس جنبش حماس و رهبری آن رقم خورد. پس از ترور شیخ احمد یاسین، رهبر حماس، به دست گروه ترور صهیونیستی در ۲۲ مارس ۲۰۰۴، دکتر رنتیسی به رهبری و فرماندهس جنبش حماس معرفی و انتخاب گردید.

عبدالعزیز علی عبدالحفیظ رنتیسی در ۲۳ اکتبر ۱۹۴۷ در روستای ینبا (روستایی بین عسقلان و یافا) به دنیا آمد. شش ماهه بود که پس از جنگ سال ۱۹۴۸ خانواده‏اش به نوار غزه پناه بردند و در اردوگاه خان‌یونس سکنی گزیدند. عبدالعزیز در میان ۹ برادر و ۳ خواهر بزرگ شد.

شش ساله بود که تحصیلات خود را در مدرسه‏ای وابسته به سازمان رسیدگی به پناهندگان فلسطینی آغاز کرد و به سبب اوضاع سخت اقتصادی خانواده‏اش مجبور شد همزمان با تحصیل، کار کند.

در سالهای تحصیلی وضعیتی ممتاز داشت. سال ۱۹۶۵ دروس دبیرستان را به پایان برد و به اسکندریه مصر سفر کرد. وی در آنجا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته پزشکی آغاز کرد و در سال ۱۹۷۱ از دانشگاه اسکندریه فارغ التحصیل شد.

دکتر رنتیسی به قصد خدمت به مردم مظلوم فلسطین به نوار غزه برگشت و در بیمارستان “ناصر” در خان یونس به کار مشغول شد. اما به سبب اینکه اداره بهداشت اجازه ادامه تحصیل به کارکنان خود را نمی‏داد، با عده‏ای از همکارانش اعتراض و اعتصاب کردند و سرانجام موفق شد برای ادامه تحصیل به اسکندریه بازگردد و در رشته پزشکی اطفال، درجه تخصص بگیرد.

در سال ۱۹۸۱ جمعیت پزشکان در اعتراض به مالیات گزافی که اشغالگران صهیونیسم وضع کرده بودند، سه هفته اعتصاب کردند. در سازمان‌دهی این اعتصاب، رنتیسی یکی از مهره‏های اصلی به شمار می‏رفت. در همان ایام، مردم غزه هم قیامی را در حمایت پزشکان معترض انجام دادند. مدتی بعد در سال ۱۹۸۲ رنتیسی به سبب امتناع از پرداخت مالیات به اسرائیلی‏ها دستگیر و بازداشت شد.

دکتر رنتیسی در سال ۱۹۸۴ از کار در بیمارستان بر کنار شد. هنگام برکناری وی افسر صهیونیستی که مسئول پرونده او بود چنین نوشت: «این فرد به هیچ وجه اجازه بازگشت دوباره به بیمارستان را ندارد، مگر با حکم کتبی وزیر دفاع اسرائیل.»

رنتیسی در سال ۱۹۸۷ در دانشگاه اسلامی غزه و در رشته‏های علوم پایه، ژنتیک و انگل‏شناسی به تدریس مشغول شد.

حادثه المقطوره که طی آن یک صهیونیست عمدا با کامیون خود به خودرو حامل کارگران فلسطینی زد و همه آنها را به شهادت رساند، جرقه تأسیس جنبش مقاومت اسلامی شد.

رنتیسی در یک سخنرانی افشاگرانه، این حادثه را عمدی و هدف از آن را کشتار ملت فلسطین اعلام کرد که با شعله ور شدن آتش خشم مردم همراه شد. به دنبال این حادثه و راهپیمایی گسترده، اهالی جبالیا در اعتراض به این اقدام تروریستی با رهبران اخوان‌المسلمین در غزه با تشکیل جلسه‏ای به ریاست عبدالعزیز رنتیسی تصمیم گرفتند که انتفاضه را آغاز کنند و در شب نهم ماه دسامبر ۱۹۷۸ از تشکیل جنبش مقاومت اسلامی خبر دادند. با اولین بیانیه این تشکیلات، مبارزات از مسجد آغاز و مرحله‏ای جدید از حیات جهادی آغاز شد.

دکتر رنتیسی در ۱۷/۱۲/۱۹۹۲ به همراه ۴۱۶ مبارز فلسطینی از جنبش مقاومت اسلامی حماس و جهاد اسلامی، از جمله شیخ احمد یاسین به جنوب لبنان تبعید شد. او به عنوان سخنگوی تبعید شدگان با تلاش‏ بسیار، موفق شد تبعید شدگان را به وطن بازگرداند. اما بلافاصله پس از بازگشت به فلسطین در یک دادگاه نظامی اسرائیل به سه و نیم سال حبس محکوم شد.

اقدامات قاطعانه و شجاعانه رینتسی درجهت تجدید حیات جنبش حماس، خوشایند دولت خودگران فلسطین واقع نشد و این بار توسط این دولت دستگیر و در آوریل ۱۹۹۸ روانه زندان شد. این اولین و آخرین باری نبود که دولت عرفات او را دستگیر کرد، او در مجموع ۲۷ ماه زندان چشیده بود.

دکتر رنتیسی در برابر ترور رژیم صهیونیستی چنین می‌گفت: برای اطمینان به شما اعلام می‏کنم که شهادت رنتیسی، زهار، هنیه، نزار ریان، سعید صیام و دیگران، جز بر عشق و همبستگی ما نمی‏افزاید؛ چرا که ما در این دنیا دست در دست هم بر ادامه مقاومت و مبارزه با دشمن عهد کرده‏ایم و فردای قیامت، آن هنگام که در برابر خداوندگار خود حاضر می‏شویم، در کنار همدیگر خواهیم ماند. بنده از شارون و همدستانش می‏خواهم که این خیال باطل را از سر بیرون کنند و بدانند که با وجود مشکلات پیش رو، راه مقاومت همچنان ادامه دارد و شهادت تنها راه منتهی به بهشت است، از همین رو سستی و ضعف را به قلب ما راهی نیست.

رنتیسی یک روز قبل از شهادتش در مصاحبه مطبوعاتی، با به تصویر کشیدن جنایات صهیونیستی اذعان کرد که پیروزی در انتظار ملت فلسطین است. وی با اشاره به اینکه در این سال‌ها ده‌ها هزار فلسطینی متجاوزانه و ناعادلانه قتل‌عام و میلیون‌ها نفر از خانه و کاشانه خود آواره گشته‏اند، گفت: قدرت دشمن نمی‏تواند مانع از تحقق پیروزی شود. چه بسیار کشورهای ستمگری که در اوج قدرت فروپاشیده‏اند. این بلایی است که به سر آلمان و اتحاد جماهیر شوروی سابق آمد و عجیب نخواهد بود که آمریکا و رژیم صهیونیستی در عین قدرتمندی نابود شوند. فکر می‏کنم اراده جوانان فلسطینی، هزاران مرتبه قوی‌تر از سربازان صهیونیست است.

او هنگامی که همراه با شیخ احمد یاسین در سال ۱۹۹۰ در زندان‌های اسرائیل به سر می‏برد، قرآن کریم را حفظ کرده بود. همسر رنتیسی با بیان اینکه قرآن کتابی بود که در زندگی شهید رنتیسی نقش اصلی را داشت، می‏گوید: سعی می‏کرد از وقتش برای مرور محفوظات قرآنی خود استفاده کند. هر چه هم سرش شلوغ بود، قرآن را رها نمی‏کرد و نمی‏گذاشت آنچه را حفظ داشت، از یادش برود.

شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۳ هنوز یک ماه از انتخاب رنتیسی به عنوان فرمانده جنبش حماس نمی‏گذشت که اندکی پیش از اذان مغرب با فرزندش احمد که راننده خودرو وی بود، از منزل خارج شد. احمد پدرش را به مکان مشخصی در غزه می‏رساند و چند دقیقه بعد، اکرم منسی نصار با خودروی دیگری به مکان از پیش تعیین شده آمد و دکتر سوار بر آن ماشین شد. خودرو که با تمام سرعت دکتر را به پناهگاهش می‏رساند، هدف موشوک‏های آپاچی قرار گرفت.

شهید رنتیسی بر خلاف تبلیغات سوء دستگاه‌های شایعه‌پراکنی‌های آمریکا و اروپا، یک زندگی کاملاً ساده و معمولی داشت. محمد، پسرش می‌گوید: روز شهادت، وقتی خواست از منزل خارج شود، به کتاب اشعار اسلامی تفأل زد و شعری با این مضمون آمد «خدایا، همه آرزویم شهادت است». پدرم رو به مادرم کرد و گفت: این بهترین و والاترین شعری است که در زندگی دوست دارم. عبدالعزیز عبدالحفیظ رنتیسی پس از سال­ها مجاهدت و مبارزه در راه اعتلای حق و آزادی فلسطین از چنگال صهیونیسم به فیض شهادت نایل آمد و با وجود تبلیغات مسموم استکبار جهانی و صهیونیسم، بیش از ۱۱۴ شخصیت و سازمان بین‌المللی، ترور او را محکوم کردند. دکتر رنتیسی با شهادت خود خون تازه‌ای در رگ‌های جنبش حماس بخشید.


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر


4 + 3 =