نسبت موش با سینما

۱۲م فروردین, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

موش سرآشپز
نویسنده: جیم کاپوبیانکو
کارگردان: برد بِرد
محصول: ۲۰۰۷ کمپانی والت دیسنی پیکسار
Disney-Pixar
داستان:
رستوران معروف گوستیو در پاریس که رزرو جا برای صرف غذا در آن هفتگی است، به دلیل مقاله یکی از منتقدان و در عین شایستگی‌های فراوان صاحب آن که اثری به‌نام کتاب آشپزی گوستیو را نیز به نگارش درآورده است، با مشکل مواجه می‌شود و یکی از ستاره‌های خود را از دست می‌دهد و گوستیو نیز پس از افسردگی ناشی از این شکست از دنیا می‌رود.
از سوی دیگر یک موش به‌نام رمی که استعداد چشمگیری در آشپزی دارد و می‌خواهد به دور از روش و شیوه خانواده و هم‌نوعان خود به کار آشپزی در میان انسان‌ها بپردازد، به این رستوران راه پیدا می‌کند و به‌صورت اتفاقی در تهیه یک نوع سوپ دخالت می‌کند و ازقضا طعم این سوپ به ذائقه مشتریان خوش می‌آید و همه آن را سفارش می‌دهند.
در این میان تنها یک فرد که مدتی کوتاه در رستوران به‌عنوان مسئول زباله استخدام شده بود، حین دخالت موش در تهیه سوپ، آن را می‌بیند و در حالی که خودش از آشپزی هیچ بهره‌ای نبرده است، طی توافقی با موش، دستورات سرآشپز رستوران را که فردی حسود و کینه‌توز و مخالف سرسخت لینکوئینی یا همان مسئول زباله است به اجرا درمی‌آورد و خود را به عنوان یک آشپز ماهر مطرح می‌کند.
موش به همراه لینکوئینی خود را به‌عنوان عنصر موثر جا می‌زند و قابلیت‌های خود را در میان انسان‌ها شکوفا می‌بیند و حتی به شریک کاری خود در احقاق حق مسلمش که وارث رستوران گوستیو است نیز کمک می‌کند؛ چراکه طی یک نامه و یادداشت، این موش بوده است که از توطئه سرآشپز کینه‌توز علیه لینکوئینی مطلع می‌شود و لینکوئینی فرزند گوستیو را از موقعیتش آگاه می‌سازد.
در پایان داستان وقتی تمام کارکنان رستوران متوجه می‌شوند که این هنرنمایی در آشپزی، ریشه در عملکرد یک موش دارد، بسیار شگفت‌زده و ناراحت می‌شوند و آنجا را ترک می‌کنند و لینکوئینی به همراه موش و خانواده‌اش به کمک هم در اداره رستوران دست به یک اقدام جمعی می‌زنند و رضایت سرسخت‌ترین منتقد رستوران گوستیو را ازطریق پختن غذای نمونه ایده‌آل برای وی، جلب می‌کنند.
اگر چه رستوران به دلیل وجود موش و ازطریق اداره بهداشت بعدا بسته می‌شود، ولی شخصیت‌های داستان که وجود موش را در پروسه آشپزی پذیرفته بودند، محل دیگری علم می‌کنند و به آشپزی می‌پردازند و حتی منتقد سرسخت آشپزی هم از مشتریان ثابت غذاهای موش داستان ما می‌شود.
چند نکته:
با دیدن این فیلم انیمیشن و یا به‌عبارت عامیانه‌تر کارتون، تنها کافی است تصور کنیم که موش موردنظر داستان، داستان و سرگذشت یک یهودی در جهان امروز است. آنگاه اگر اطلاعی از سرگذشت و تاریخ یهود داشته باشیم، باور این نکته که فیلم مورد نظر کاملا صهیونیستی است، برای ما مشکل نیست. به‌ویژه اینکه دیالوگ‌های مطرح در بطن فیلم این تصور را سریعاً به ذهن متبادر می‌کند.
شخصیت اصلی این داستان یا همان رمی – موش موردنظر- همان یهودایی است که با پشت سرگذاردن بحران اسیمیلیشن یا تطبیق با غیریهودیان نمی‌خواهد که همچون موش‌های دیگر که در داستان، پست و کثیف و دزد معرفی می‌شوند، باشد.
او همچون سایر موش‌ها بر روی دو دست و دو پای خود راه نمی‌رود؛ چرا که دستش کثیف می‌شود و به همین علت راه رفتن انسان‌ها را اختیار می‌کند. او می‌گوید اگر ما به‌غیر از دزدی کار دیگری بلد نیستم (که واقعا هم بلد نیستند) حداقل باید غذای خوب و تمیز را بدزدیم، آن هم نه از سطل زباله، بلکه از آشپزخانه و محل انبار غذاها.
قهرمان فیلم معتقد است که نباید همچون گذشته جدا از دیگران، در خفا و محله‌های کثیف زندگی کنیم. ما به واسطه هنرمان!!! می‌توانیم به راحتی درمیان دیگران و با موقعیت مقبول و عالی زندگی کنیم، حتی اگر عده‌ای مخالف آن باشند. (همچون انتهای داستان) رمی در خلال داستان می‌فهمد و همچنین می‌فهماند که به‌دلیل ماهیت وجودی موش‌ها بالاخره عده‌ای از آنان متنفرند، ولی می‌توان در کنار این احساس، برای عده‌ای دیگر اثبات کرد که این موجود منفور در برخی مواقع نیز می‌تواند محبوب باشد.
دیدگاه‌های هاسکائی، یهودی موش‌نمای این قصه، اگرچه از منظر عموم یهودیان موردقبول نیست و همواره یهودیان خود را تافته‌ای جدابافته فرض می‌کنند و به دلیل اعتقادی و رفتاری، مورد تنفر غیریهودیان قرار گرفته‌اند، ولی کلیت یهود به این مهم توجه دارد که استیلا و سلطه، حداقلی از مشروعیت و محبوبیت را ولو با تبلیغات نیاز دارد. به‌ویژه که این تبلیغات در مسیر مفید نشان دادن موجودیت یهود برای جوامع بشری باشد.
پیام غیرمستقیم این داستان، به اشتباه رفتن و در اشتباه بودن جوامع بشری در مورد موجوداتی است که از آن دوری می‌گزینند، در عین اینکه آن موجودات نه تنها هیچ گناهی ندارند، بلکه به حال بشریت مفید هم هستند!! و تمام تصورات منفی ما اعم از دزد و کثیف و منفور بودن آنها بی‌اساس و حتی اصلاح شدنی است.
نکته حائز توجه در داستان این فیلم پیش بردن اهداف و آمال موش داستان، به کمک عده‌ای انسان بی‌هنر و سست‌عنصر و مطیع است. و در مقابل دشمنی کورکورانه و مخالفت غیرعقلایی عده‌ای دیگر که تنها از این موجود متنفرند و هیچ وقت بابت این تنفر عقل را مقدم بر احساس و پیشداوری خود نمی‌کنند.
توهین به عقل و شعور غیریهودیان در فیلم که در لفافه‌ای از طنز و کنایه به مخاطب عرضه می‌شود، مایه نگرانی و تاسف است و تاسف‌بارتر اینکه مسئولان صدا و سیما مبهوت و شیفته لفافه شده‌، از اصل ماجرا در عین تذکرهای فراوان غافلند و به راحتی هر چه تمام‌تر، این اهانت آشکار را ازطریق رسانه ملی تعمیم می‌دهند و مسیر تبلیغی صهیونیسم فرهنگی و هنری را تکمیل و مساعدت می‌کنند.
آیا می‌توان روزی به حضور کارشناسان در عرصه هنر و سینمای این مرز و بوم امید داشت تا حداقل مانع از هزینه‌کرد نظام برای تبلیغات صهیونیستی شد؟
به‌واقع تا کی باید شاهد رخنه موجودات کثیف و دزد در عرصه فرهنگ و هنر این مملکت بود که ذره ذره عقل و احساس کودکان و نوجوانان ما را می‌جوند و آنها را بی‌مایه و تهی برای اهداف خود به‌کار می‌گیرند و همچون مصرف‌کنندگان بی‌پشتوانه از فرهنگ و تمدن اسلامی، دستگاه پول‌سازی رباخواران تاریخ را روغنکاری می‌کنند.
والسلام


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر


6 + = 7