مبانی دشمنی مشترک آمریکا و اتحادیه اروپا با ایران اسلامی(قسمت۶ و پایانی)

۸م اردیبهشت, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

 ما و دکترین سلطنت صهیونی

نسیم قدس: به عنوان آخرین سوال بفرمایید چاره و تکلیف چیست و براساس کدام اصول، مبانی و دیدگاه می‌توان سیاستگذاری و برنامه‌ریزی کرد و بر پایه‌ی کدام شیوه و معیار باید تصمیم گرفت تا از اصل عزت، حکمت و مصلحت نظام نیز پاسداری شود؟

محمد تقی تقی‌پور: نکته‌ی بسیار مهم دیگر در این مساله، معادلات و معیارهای سیاسی، حقوقی، اخلاقی و رفتاری حاکم بر نظام کنونی جهان است که نه تنها با تعالیم انسانی، الهیات مسیحی و یا موازین اسلامی سازگاری ندارد که حتی با قوانین بین‌المللی موجود در عرصه‌ی روابط و مناسبات جهانی نیز منطبق و هماهنگ نیست.

ادبیات سیاسی، شیوه‌های رفتاری و روانی، و نیز منطق گفتمان حاکم بر نظام سلطه، کاملا مطابق و منطبق با معیارهای صهیونی و دکترین جهودی است. یعنی: «هرکس از تو و با تو نیست؛ غریبه و دشمن توست» پس: «جنگ را به خانه دشمن ببر و اولین ضربه را تو وارد کن».

تئوری و تاکتیک مبتنی بر «ارعاب»، «تهدید»، «جنگ روانی» ایجاد تزلزل و تشتت در درون و خانه‌ دشمن به منظور تسلیم او و سپس؛ خدعه و نیرنگ در عهد و پیمان، با هدف شکست دشمن، یک معیار صهیونی نهادینه شده در سیاست‌ها و شیوه‌های رفتاری امپراتوری سلطه در جهان معاصر است.

براساس این تئوری و تعلیمات، تنها یک قوم حق سروری و آقایی بر جهان و جهانیان دارد. چون او «برگزیده» و «برتر» است. او حق دارد از هر وسیله‌ی ممکن در جهت نیل به مقصود بهره‌برداری کند. طرف مقابل او، «دشمن» و «غریبه‌»ای بیش نیست. برای «غریبه» حقی پیش‌بینی نشده است. بنابراین، «غریبه» در برابر «حق نژادی» و «حق تاریخی و موعود» «قوم برگزیده» محکوم است و باید تسلیم شود. از دیدگاه آن‌ها، این یک اصل و قاعده است.

به تصریح مرحوم علامه سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر و تبیین آیه‌ی ۵۷ سوره‌ی آل‌عمران، آن‌ها معتقدند و معترفند:

«کسانی که از نژاد ما نیستند، بر عهده‌ی ما که اسرائیلی هستیم، حقوق لازم‌الرعایه‌ای نخواهند داشت.»

به عقیده‌ی آن‌ها: «یک نفر یهودی نسب به دیگران [غیریهود] هر حکمی که خواهد می‌تواند اجرا کند؛ و آن چه درباره‌ی او اجرا کند، جایز خواهد بود. روشن است، این رویه مودی به آن می‌شود که با غیر یهودی مثل یک حیوان معامله کنند و از هیچ عقوبتی واهمه و ترس نداشته باشند [...]. پرواضح است که اگر چنین روح پلیدی در میان یک قوم و نژاد نفوذ پیدا کند، جز آن که آنان را به فساد در زمین و از بین بردن روح انسانیت و پایمال کردن آثار حاکم آن… در جامعه‌ی بشری… وادار کند، نتیجه‌ی دیگری نخواهد داشت».

به تصریح آیه‌ی ۵۶ سوره‌ی انفال نیز، نقض عهد و پیمان‌شکنی در برابر مسلمانان، یک قاعده‌ی همیشگی، تکراری و یک فرهنگ از سوی این جماعت است.

امروز، فرهنگ و تعلیمات غالب و حاکم بر جامعه‌ی جهانی، از ایالات متحده‌ی آمریکا تا اتحادیه‌ی اروپا، غیر از این نیست. نظام حاکم بر آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا امروز کاملا تحت انقیاد و تاثیر فرهنگ بنی‌اسرائیل و مسیحیت صهیونی است. حتی اگر اشخاص مستقل و آزاداندیش، ولو به تعداد انگشتان دست در میان دولت‌ها، رهبران و دولتمردان یادشده نیز وجود داشته باشند، بازهم فاقد رای، اقتدار و اختیار برای اعلام نظر و اعمال اراده‌ی مستقل خود هستند.

راستی! چرا در دوران معاصر، خبرنگاران و رسانه‌های مشهور و معروف اروپایی و آمریکایی، در مصاحبه با مقامات بلندپایه و درجه‌ی اول ایران اسلامی، بدون استثنا، «موجودیت اسرائیل»، «حقوق و منافع قوم یهود»، «هولوکاست» و مشابه این موضوعات را مرکز و محور گفت‌ و گوی خود قرار می‌دهند؟

چرا رهبران و دولتمردان درجه‌ی اول آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان و…، «امنیت اسرائیل را کلید امنیت جهان» اعلام می‌کنند؟

براساس بررسی‌ها، ارزیابی‌ها، پژوهش‌ها و داده‌های درونی تشکیلاتی بنیادها و موسسات پژوهشی و اطلاعاتی امپراتوری سلطه، امروزصدای چرخش معکوس عقربه‌ها برای آزادی فلسطین و قدس، شنیده می‌شود. این، یعنی محقق شدن روی دیگر همان سکه‌ی «حذف و نابودی اسرائیل از صفحه روزگار» که پرچمدار نهضت اسلامی تصریح کرده بود.

امروز، نهال برومند و هوشیاری در مقابل سیطره‌ی صهیونی و استبداد جهودی حاکم بر جهان، از سیاتل آمریکا تا شمال و غرب اروپا در حال رشد و شکوفایی است و این ثمره‌ی همان بذرهایی است که دیروز پاشیده شد.

خلاصه و ماحصل تحلیل و نتیجه‌گیری آن‌ها این است: ایران اسلامی، «پا روی دم نظام سلطه‌ی صهیونی جهان، گذاشته است.»

این تحلیل و نتیجه‌گیری خطا و اشتباه نیست. البته با این تفاوت که ایران اسلامی، جرم و گناهی مرتکب نشده است. زیرا ملت مسلمان ایران در مسیر انجام تکالیف دینی و پیروی از الهیات رهایی‌بخش اسلامی، درخلال چند دهه‌ی اخیر، هر کجا پا گذاشته، دم دشمن را زیرپای خود مشاهده کرده است. به بیان دیگر، ملت ایران پای خود را در حد و اندازه‌ی گلیم خود دراز کرده است، ولی طرف مقابل، حریم و محدوده‌ی استحفاظی دم خود را معلوم و مشخص نکرده است و این مشکل دم آن‌ها است نه تقصیر مردم ایران!

با یک بررسی، ارزیابی و آسیب‌شناسی قاعده‌مند، باید اعتراف کرد که بزرگ‌ترین نشانه‌ی کاستی بعضی مقامات و طرف‌های ایرانی، طی سال‌های اخیر، آن بوده است که به انگیزه‌ی شفافیت و صداقت خود، بیش از حد و اندازه‌ی لازم و مرسوم جهان، به طرف مقابل خود اجازه داده‌اند، همواره ما را مورد سوال و بازخواست قرار دهد و در محدوده‌ی حریم ما جستجو کند.

رمز و کلید ظفر و نصرت مردم مسلمان ایران تاکنون، پایداری، استقامت و ایستادگی جهت احقاق حقوق حقه‌ی خود دربرابر فزون‌خواهی‌ها، تهاجمات و دسیسه‌های نظام سلطه‌ی جهانی بوده است. آن‌گونه که حضرت امام و رهبری نیز پیوسته بدان تاکید و تصریح داشته‌اند.

ساختار نظام سلطه از بعد روان‌شناختی، کاملا جهودی و صهیونی است. یعنی نه برای طرف مقابل خود احترام، شان و حقوقی قائل است و نه در گفتار و رفتار خود صداقت دارد و یا در عهد و میثاق خود پایبند و وفادار.

از دیدگاه قرآن و تعالیم اسلام، برای احقاق حق دربرابر جماعتی با اصول و مبانی فکری یادشده، هیچ راه و گزینه‌ی اساسی وجود ندارد؛ «… الا مادمت علیه قائما» (آل عمران/ ۷۵). همان گزینه‌ای که رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران و نصرت حزب‌الله در شکست تهاجم وحشیانه و جنون‌آور اسرائیل به لبنان در سال ۲۰۰۶م/ ۱۳۸۵ش، بود که بر افسانه‌ی کهنه‌ی شکست‌ناپذیری و تسخیرناشدنی دژ صهیونیسم جهانی در منطقه، خط بطلان کشید.

 

 


فرستاده شده در گفت و گو | یک نظر


یک پاسخ برای “مبانی دشمنی مشترک آمریکا و اتحادیه اروپا با ایران اسلامی(قسمت۶ و پایانی)”

  1. توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری در مهر ۳, ۱۳۹۷ | پاسخ

    با سلام. احتراما به استحضار میرساند سازمان فرهنگی هنری شهرداری جهت انجام همکاری های فرهنگی هنری در خدمت جنابعالی می باشد .تلفن ۹۶۶۵۳۶۲۳

ارسال نظر


1 + 6 =