یهودی کیست؟ (۸)

۲۹م فروردین, ۱۳۹۷ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

بخش سوم

معنای «یهودی» در آمریکا

درباره این‌که چه کسی را می‌توان یهودی دانست، وضعیت در آمریکا به گونه‌ای دیگر است.

شماری از خاخام‌های اصلاح‌طلب ایالات متحده آمریکا، مقوله جدید «نسب پدری» را مطرح کردند. آنان بر این امر حکم دادند که اگر یکی از والدین بچه، یهودی باشد، فرزند یهودی است.۸

دکتر موریس ان. کرتزر خاخام آمریکایی و از مدیران «کمیته یهودی آمریکا» در همراهی با «لئوروستن» در پاسخ به این پرسش وی که «به چه کسی یهودی می‌گویند؟» می‌نویسد: «پاسخ به این سوال درقالب تعریفی کلی دشوار است. همان طور که یکی از عالمان برجسته اظهار داشته، پیچیده‌ترین جنبه هویت یهودی آن است که مطمئن نیستیم آیا یهودی بودنش ریشه در اوضاع محیطی داشته یا در اعتقادی راسخ.

یهودی به کسی می‌گویند که یهودیت را می‌پذیرد. این تعریفی مذهبی است و نیز یهودی کسی است که جدا از پیوستگی ظاهری دینی، تعلیمات آئین یهود، اخلاقیات، شیوه‌های تفکر و ادبیات آن را متعلق به خود می‌داند. این تعریفی فرهنگی است که می‌توان درباره یک یهودی گفت و باز یهودی به کسی می‌تواند اطلاق شود که هم او خود را یهودی بشمارد و هم جامعه وی. این تعریفی عملی و واقعی از یک یهودی است. به عبارت دیگر، یهودی بودن می‌تواند ریشه در اوضاع محیطی، اعتقاد و شیوه رفتار داشته باشد.»۹

او در پاسخ به این پرسش که: «آیا یهودیان معتقدند که یهودیت تنها دین واقعی است؟ می‌نویسد: «یهودیان اجازه چنین قضاوتی را در مورد پیروان هیچ دینی به خود نمی‌دهند. کتاب‌های دعایمان می‌گویند: «پرهیزکاری همه امت‌ها ارزشی جاودانه دارد.» ما یهودیان می‌دانیم که سلسله جبال ایمان، قله‌های فراوان دارد که همه می‌خواهند سر به ثریا بسایند.»۱۰

کرتزر همچنین در پاسخ به این سوال که: آیا یهودیان سعی می‌کنند افراد غیریهودی را به آیین خود درآورند؟ می‌گوید: خیر، یهودیت جدید، توجهی به تبلیغات دینی ندارد. قرن‌هاست که یهودیان هیچ فعالیت تبلیغی جدی ندارند.

یهودیان از همه کسانی که با ایمانی استوار یهودیت را می‌پذیرند، پیوسته به گرمی استقبال می‌کنند. آیین ما بین یهودی‌زاده و آن که در اصل یهودی نبوده هیچ تمایزی نمی‌گذارد.

امروزه بسیار کسان به دین یهودی درمی‌آیند و این امری نامتعارف نیست. من خود در یهودی شدن تعدادی از پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها شرکت داشته‌ام.

در سال‌های اخیر رشد قابل چشمگیری در روی آوردن به یهودیت وجود داشته است. ناگفته نماند که برخی از خاخام‌ها سعی می‌کنند، تا اقدامات تبلیغی کهن را به صورتی تازه برای جذب غیریهودیان ازسرگیرند.»۱۱

وی در جای دیگر می‌افزاید: «از آن جا که هویت یهودی به ایمانش است نه در رنگ پوست، قرن‌های متمادی است که یهودیان سیاه پوست وجود دارند. قبیله فالاشاز (Falashas) در حبشه، یهودیانی هستند که اصل و نسبشان را به سلیمان نبی، پادشاه یهود، می‌رسانند. اینان همچنین تمام اصول دین یهودی را مراعات می‌کنند. در ایالات متحده هزاران یهودی سیاه‌پوست و بیش از ده کنیسه وجود دارد که خاخام‌هایشان سیاه‌پوستند.»۱۲

یافته‌های تحقیق حاضر، ابدا آن چه را خاخام کرتزر در پی القای آن است، تایید نمی‌کند.

اصولا در نگاهی عمیق‌تر سخن از این است که آیا مرام یهودیان را می‌توان به معنای دقیق کلمه «دین» نامید؟ اگرچه در حقوق اسلامی با یهودیان و مسیحیان یکسان رفتار می‌شود و هر دو گروه از اقلیت‌های دینی محترم شمرده می‌شوند؛۱۳ اما تفاوت مهمی میان این دو وجود دارد: برخلاف مسیحیان و مسلمانان، یهودیان نمی‌توانند کسی را که با ایشان پیوند خونی ندارد به دین خود بیاورند. به معنای دیگر مطابق تعالیم دینی یهود، غیریهود را هرگز نمی‌توان یهودی ساخت.

«دین یهود، دین تبلیغی نیست، بلکه دینی است بسته و غیرتبلیغی. زیرا یهودیان خود را برترین ملت‌ها و نژاد عبری را بهترین نژادها می‌شمارند. از این رو معتقدند که فقط نژاد یهود باید پیرو دین یهود باشد. بنابراین تعداد یهودیان همیشه منحصر به قوم یهود و از این جهت کم بوده است.۱۴»۱۵

تحسین حلبی نویسنده و پژوهشگر فلسطینی در شرح این موضوع می‌نویسد:

«هزاران سال است که تورات و تلمود مبانی فکری دین یهود را تشکیل می‌دهند. دینی که با ویژگی قبلیه‌ای و عشیره‌ای محدود خود متمایز است و برخلاف مسیحیت و اسلام، اعتقادی به فراگیر بودن دین ندارد و اساسا به آن فرانمی‌خواند.

دین یهود، دین کسی است که از مادری یهودی زاده شده باشد. این امر، دین یهود را در گروهی نسبی که اساس و مبنای آن مادر یا مادربزرگ است، محصور می‌کند. براین اساس، کسی که حامل خون مادری یهود نباشد، نمی‌تواند یک یهودی باشد.

برخلاف مسیحیت و اسلام که بدون در نظر گرفتن هیچ تبعیضی، دارای اندیشه دعوت عمومی برای همه است، دین یهود چنین دعوتی را نمی‌پذیرد و اساس و مبنای اندیشه‌هایش، اندیشه‌ای برای دعوت بشری نیست.

درواقع اصولا دین یهود بر این باور است که در جهان فقط دو نوع بشر وجود دارد: یکی یهود یا فرزندان اسرائیل و دیگری غوییم یا ملت‌های غیریهودی (ملت‌هایی که به نسل اسرائیل مرتبط نیستند)، یعنی تمام کسانی که یهودی نیستند.

این تقسیم هنوز هم در شریعت یهودی برگرفته از تورات و تلمود وجود دارد و به طور کلی آراء و افکار یهودیان در حال حاضر و آینده براساس آن استوار خواهد بود.

بنابراین یهودیت به عنوان یک دین، شریعت و اعتقاد چیزی نیست که انسان آن را کسب کند و یهودی شود، بلکه یک فرد زمانی یهودی قلمداد می‌شود که مشخصاً از مادری یهودی (بدون درنظر گرفتن پدر) زاده شده باشد. این چیزی است که شریعت یهود از هزاران سال پیش تاکنون آن را اعمال می‌کند و با آن همزیستی دارد.

اگر در اصطلاحات و تعابیر عبرانی کلماتی مثل «هامارا» یا «هاگیور» (یهودی‌سازی) دیده می‌شود، به معنی یهودی ساختن دیگر انسان‌ها نیست؛ بکله به معنی یهودی کردن فرزندی است که از مادری یهودی متولد شده، ولی با تربیت دینی یهود پرورش نیافته است و یا به معنی یهودی کردن فرزند پدری یهودی است که از مادری غیریهودی زاده و مقرر شده است که یهودی شود. همچنین به معنی یهودی کردن یک غیریهودی است که با زنی یهودی ازدواج کرده است.

البته شایان ذکر است که این دو مورد اخیر استثنایی هستند، زیرا علمای دینی یهود، ازدواج زن یهود با مرد غیریهودی یا بالعکس را کاملا حرام می‌دانند، به ویژه اگر مردی یهودی با زنی غیریهودی ازدواج کند.۱۶

آنان چنین ازدواجی را کاملا به زیان یهود می‌دانند، زیرا فرزندان این زن غیریهودی، نمی‌توانند یهودی شوند؛ حال آنکه یهودی کردن فرزندان یک مرد غیریهود که از مادری یهودی زاده شده باشند، امکان دارد.»۱۷

اینجا لازم است به ذکر نکاتی چند از یک محقق معتبر یهود یعنی نویسنده کتاب مهم «تاریخ یهود، آیین یهود (سابقه سه هزارساله)»، «اسراییل شاهاک»۱۸ در نقد اظهارات کرتزر بپردازیم.

پیش‌تر در معرفی شاهاک خوب است توجه داشته باشیم که:

-اسرائیل شاهاک، استاد ممتاز شیمی آلی در دانشگاه عبرانی اورشلیم، متولد ۱۹۳۳م. است و در ورشو (لهستان) به دنیا آمده است.

- در سال ۱۹۴۵م. به فلسطین وارد شده و از ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳م. در ارتش اسرائیل خدمت کرده است.

- فوق دکترای خود را در سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳م. در دانشگاه استانفورد (کالیفرنیا) دنبال کرده است.

- از ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰م. به عنوان رییس اتحادیه اسرائیلی حقوق مدنی و انسانی فعالیت داشته است.

ادوارد سعید، پژوهشگر نامدار فلسطینی او را یکی از برجسته‌ترین مردان خاورمیانه معاصر می‌خواند و می‌گوید: «به یاد می‌آورم که تقریبا پانزده سال پیش۱۹ او را مرده اعلام کرده بودند و حال آن که زنده بود! «واشنگتن پست» در مقاله‌ای مرگ او را اعلام کرده بود اما حتی پس از دیداری که او از دفتر این روزنامه کرد تا ابراز کند، نمرده است، این خبر اصلاح نشد! (او برای دوستانش این دیدار را با شادمانی حکایت کرده است). بدین ترتیب برای بعضی از افراد او همچنان مرده است و این موضوع نشان می‌دهد او تا چه حد برخی «دوستان اسراییل» را ناراحت می‌کند.

این نکته را نیز باید خاطرنشان کرد که شیوه حق‌گویی او همواره قاطع و به دور از مصالحه بوده است.»

ادوارد سعید پس از آن که از شاهاک با عنوان «بزرگ‌ترین فاضلی که تاکنون شناخته‌ام» یاد می‌کند، می‌نویسد: «گستره معلومات او در موسیقی، ادبیات، جامعه‌شناسی و به ویژه در تاریخ، بنا بر تجربه من، بی‌نظیر است. اما او به‌عنوان متخصص یهودیت است که بر بسیاری از دیگران پیشی می‌گیرد، چه این یهودیت است که نیروی او را به‌عنوان دانشمند و فعال اجتماعی از آغاز به سوی خود کشیده است.»۲۰

ادوارد سعید به نکته دیگری نیز درباره فعالیت‌های شاهاک اشاره می‌کند که بسیار مهم است. او می‌نویسد: «شاهاک در طول سال‌ها، خدمات بزرگی به دوستان و هوادارانش در خارج ارائه داده است. او از این عقیده درست آغاز کرده است که مطبوعات اسراییلی در مقایسه با رسانه‌های عربی یا غربی به گونه‌ای غیرمتعارف به حقیقت نزدیک‌تر۲۱ و از اطلاعات سرشارترند؛ از این رو بی‌وقفه به ترجمه، حاشیه‌نویسی، تکثیر و ارسال هزاران مقاله مطبوعات عبری زبان مبادرت ورزیده است. چنین خدمتی را نباید دست‌کم گرفت.»۲۲

محمد طیّب

پی نوشت‌ها:

۸٫ هفت آسمان (فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب)، سال دوم، شماره هشتم: زمستان ۱۳۷۹، ص ۳۰۴٫

۹٫ فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریکایی، لئو روستن، محمد بقائی (ماکان)، انتشارات حکمت، تهران: بهار ۱۳۷۶، ص ۴۳۷٫

۱۰٫ فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریکایی، ص ۴۳۹٫

۱۱٫ فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریکایی؛ ص ۴۴۱٫

۱۲٫ فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریکایی؛ صص ۴۵۰ و ۴۵۱٫

۱۳٫ به عنوان مثال در اصل سیزدهم قانون اساسی می‌خوانیم: «ایرانیان زردشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت‌های دینی شناخته می‌شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی برطبق آیین خود عمل می‌کنند».

۱۴٫ کم بودن جمعیت یهودیان، عوامل دیگری نیز دارد. شاید از مهم‌ترین این عوامل را باید در نوع نگاه فرهنگی یهود به «زن» و «خانواده» یافت. لذت‌جویی‌های دنیایی، زمینه‌ای برای تشکیل خانواده‌های پرجمعیت باقی نمی‌گذارد.

۱۵٫ سیر تحولی دین‌های یهود و مسیح، یوسف فضائی، موسسه مطبوعاتی عطائی، تهران: ۱۳۶۱؛ ص ۱۷۴٫

۱۶٫ البته باید توجه داشت مجموعه‌ای از احکام دین یهود هست که با در نظر گرفتن اهمیت حفظ جان یهودیان، دچار تغییر و تبدل شده است.

۱۷٫ فصلنامه مطالعاتی پژوهشی نهضت، سال دوم، شماره ۸؛ تهران: زمستان ۱۳۸۰؛ صص ۱۴۱ و ۱۴۲ (بخشی از مقاله «شکاف‌های داخلی اسراییل: اختلاف میان صهیونیسم و یهودیت»).

۱۸٫IsraelShahak

19. یعنی حدود سال ۱۹۸۱م.

۲۰٫ معلومات ارائه شده درباره شاهاک از این منبع نقل شد:

تاریخ یهود- مذهب یهود، بار سنگین سه هزاره (گامی در تبیین ایدئولوژی یهودی)، اسرائیل شاهاک، ترجمه مجید شریف، انتشارات چاپخش، صص ۲۸-۱۵ (پیش‌گفتار ادوارد سعید).

۲۱٫ باید توجه داشت که «زبان عبری» زبانی است ویژه یهود که نوعی حاشیه امن برای ایشان محسوب می‌شود. فرض بر این است که اگر کسی عبری می‌داند و به روزنامه‌های اسراییل نیز دسترسی دارد، پس صلاحیت حفظ حرف‌های درگوشی را هم دارد.

۲۲٫ تاریخ یهود- مذهب یهود؛ بار سنگین سه هزاره، ص۲۲٫


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر