«ایادی اسرائیل»؛ سلطان بی تاج و تخت ایران(قسمت ۲)

۲۰م بهمن, ۱۳۹۶ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

بهائیت با گسترش سلطه خود بر کشور، ایران را ملک مطلق خود می دید. در چگونگی تعمیق و توسعه سیطرۀ بهائیت بر ارکان قدرت، سیاست و اقتصاد کشور از طریق عبدالکریم ایادی، همچنین تصریح شده است:

«بهائیت جهانی تصور داشت که ایران همان ارض موعودی است که باید نصیب بهائی ها شود و لذا برای تصرف مشاغل مهم سیاسی در این کشور منعی نمی دیدند. بهائی ها [...] واقعاً احساس ایرانیت نداشتند و این کاملا محسوس بود و طبیعتاً این افراد جاسوس بالفطره بودند. محمدرضا [نیز] نه تنها نسبت به نفوذ بهائی‌ها، حساسیت نداشت، بلکه خود او صراحتاً گفته بود که افراد بهایی در مشاغل مهم و حساس مفیدند، چون علیه او توطئه نمی‌کنند»۱۵

عناصر بهائی، مطابق برنامه و مشی تشکیلاتی سازمان جهانی بهائیت، از طریق هم پوشانی و هم افزایی به طور بی وقفه و در عین حال گسترده، برای قبضه اقتصاد و منابع پولی کشور در تلاش و تکاپو بودند.

برای مثال هژبر یزدانی یکی از برجستگان بهائی، تحت حمایت دکتر ایادی نه فقط اراضی بسیار وسیعی را در نقاط گوناگون کشور، تصرف و تصاحب کرده بود، بلکه با اعمال نفوذ در ماجرای خرید «بانک ایرانیان» با تمام ساختمان و سرمایه و امکانات آن و همچنین خرید «بانک توسعه کشاورزی» از راه زور و قلدری، به موقعیتی دست یافت که ارتشبد سابق حسین فردوست در خاطراتش اذعان کرد: « به هر حال هژبر یزدانی با حمایت ایادی به قدرتی تبدیل شد و اراضی وسیعی را در باختران [کرمانشاه و غرب کشور] و مازندران و اصفهان و غیره، در اختیار گرفت و برای من معلوم شد که تمام این وجوه متعلق به بهائیت است و این معاملات را یزدانی برای آنها ولی به نام خود انجام می دهد.» ۱۶

خود ایادی نیز با همین پوشش نام و موقعیت شخصی خود، مشاغل، منابع، امکانات و ظرفیت‌های وسیعی را در حوزه‌های مختلف در اختیار گرفته بود که در پشت پردۀ آن، سازمان جهانی بهائیت قرار داشت.

در گزارش های طبقه بندی شدۀ سرّی و خیلی محرمانه سفارت آمریکا در ایران، اطلاعات و اسناد فراوانی وجود دارد که نقش و نفوذ بهائی ها، از جمله عبدالکریم ایادی را در دستگاه سلطنت نشان می‌دهد. در یک گزارش اطلاعاتی وزارت دفاع آمریکا با موضوع «بهایی ها» [در ایران] آمده است:

«از نظر تعداد، بهائی گری [در ایران] قابل افزایش است. در سطح تصمیم‌گیری در دولت ایران، بهائیت در حال اعمال نفوذ است. از اعضای [برجسته] بهائی گری می‌توان از سرهنگ تمام عبدالکریم ایادی پزشک شخصی شاه ایران و سرهنگ تمام فرویدن جم (بازنشسته) و سفیر ایران در اسپانیا و معلّم پیشین فرزند شاه [رضا پهلوی] اشاره کرد.»۱۷

علاوه بر هژبر یزدانی مقامات فراوانی دیگری در سطوح بالای حکومتی بودند که بهائی و یا دست نشانده و ایادی مستقیم و یا گماشتۀ شخص ایادی بودند. در یکی از سناد طبقه بندی شدۀ ساواک، به تاریخ ۱۹/۸/۱۳۴۴ از سپهبد، عطاء اله خسروانی وزیروقت کار، همسرش خانم ملیحه نعیمی (فرزند عبدالحسین نعیمی بهائی و جاسوس اینتلیجنس سرویس) و بعضی مقامات و مسؤولان بلند پایۀ این وزارتخانه با نام و نشان یاد شده که همگی به ترتیب از ایادی دستور می گرفتند و به کار تبلیغ مبادرت می ورزیدند و دستورات صادره از سوی عبدالکریم ایادی رادر مسیر ترویج بهائیت اجرا می کردند. در این سند همچنین از سرلشکر پرویز خسروانی معاون ژاندامری کُلّ کشور و همسرش که از سردمداران بهائی بودند،۱۸ یاد شده است. در منابع دیگر از تیمسار خادمی بهائی رئیس هواپیمایی ملی، سرهنگ فاتح از نیروی هوایی و بعدها هواپیمایی ملی و خواهر سرهنگ فاتح در ادارۀ حفاظت هواپیمایی ملی نام برده شده است۱۹ که همگی اینها از گماشتگان عبدالکریم ایادی بودند و بر اساس برنامۀ بهائیت، دستورات او رادر مسیر اهداف و منافع این تشکیلات اجرا می کردند.

البته شخصیت های مرموز دیگری بودند که مأموریت و نفوذشان با فعالیت عبدالکریم ایادی هم خوانی و هم پوشانی داشت و به موازات هم برای اربابان پشت پرده بود. یک نمونه دیگر از این قبیل افراد، می توان از یک دوست مرتبط با ایادی یاد کرد که درباره او نوشته اند: «فلیکس آقایان بهترین رفقا را در رده های بالای تشکیلات خفیّه سیا و اف. بی. آی و مافیا به دست آورده بودند و در تشکیلات سرّی اجتماعی آمریکا در بالاترین رده ها دست داشت و عضو بلند پایۀ مافیای آمریکا بود. او بزرگترین سازمان مخفی کانگستر را در ایران اداره می کرد و در قاچاق مواد مخدر، روی دست اشرف خواهر شاه زده بود. در عین حال فلیکس آقایان از نزدیکترین دوستان محمدرضا بود و در اکثر ساعات فراغت او حضور داشت.»۲۰

یک نمونه مشابۀ دیگر، امیر هوشنگ دولو از دوستان خوب ایادی و از خانواده قاجار ، مشهور به «سلطان خاویار ایران» بود.

دولو یک کار چاق کن حرفه ای در نظام سلطنت پهلوی و دربار محمدرضا شاه بود. فردوست پس از اشاره به انواع مفاسد و هرزگی های او اضافه کرده است: امیرهوشنگ دولو «از روزی که پیدا شد بلافاصله به اتاق خواب محمدرضا راه یافت [...] و تمام درخواست‌ها را مستقیماً در اتاق خواب محمدرضا به اطلاعش می رساند و بدون استثناء همه تصویب می‌شد [مورد موافقت شاه قرار می گرفت]، لذا همه [مقامات برای حل مشکل شان] به او روی می‌آوردند. ایادی هم با او خوب بود و حسادت نمی‌کرد، چون صبح ها هر دو با هم به اتاق خواب محمدرضا می‌رفتند و ایادی او را رقیب خود نمی‌دانست.»۲۱

از آنجا که موضوع و مقصود این نوشتار، بررسی نقش و تبیین کارنامۀ بهائیت و بهائی ها در دوران پهلوی نیست، از ورود به عملکرد صدها کارگزار و مقام بلند پایه و ذی نفوذ بهائی و اثر گذاری آنها در مناصب مهم و حساس کشور، پرهیز شده است. بنابراین در این مقال، به ذکر چند مورد، به صورت اختصار و به عنوان نمونه، اکتفا شده است. در یکی از اسناد طبقه بندی شده سفارت آمریکا در تهران، به حضور ۰۰۰/۴۰۰ بهائی در ایران اشاره و تصریح گردیده که ۰۰۰/۷۵ نفر آنها در تهران و شمار قابل توجهی در مراکز حساس و کلیدی کشور حضور و نفوذ دارند. ۲۲

در این اسناد، اگر چه به طور صریح، نسبت به تنفر و انزجار مردم مسلمان ایران از این فرقۀ منحرف و پیروان آن اعتراف شده، اما به جایگاه کم نظیر «دکتر عبدالکریم ایادی به عنوان یکی از برجسته ترین نزدیکان شاه و «سایر برجستگان بهائی» تاکید شده است.۲۳ در سند طبقه بندی شدۀ دیگری، دفتر مرکزی اطلاعات سیاسی (مدیریت جاسوسی – اداره تحقیقات) سفارت آمریکا در تهران، دربارۀ عناصر نفوذی در نظام سلطنت پهلوی، چنین تصریح شده است:

«حلقه داخلی شاه بیشترین نفوذ را بر وی دارد و طرق ارتباط با بخش های مهم جمعیّت را فراهم می کند [...] دکتر عبدالکریم ایادی پزشک مخصوص شاه، ظاهراً مجری اصلی مداخلۀ شاه در امور بازرگانی است. گفته می شود ایادی حتی در سفر ماه عسل شاه با ثریا را همراهی می کرد. گزارش دیگراین است که وی نیابت شاه رادر شیلات جنوب بر عهده دارد. ناظران مطلع، فعالیت [شیلات] راترکیبی از ناکارایی و فساد وصف کرده اند که هیأت مدیرۀ آن مملو از تیمسارهای بازنشسته [وابسته به ایادی] بود. افتضاح این فعالیت ظاهراً آن قدر عظیم بود که تمام شرکت دوباره سازماندهی شد و تحت مدیریت دیگری [باز هم تحت امر ایادی] قرار گرفت. ایادی بهائی است. یک ناظر وی را ازکسانی خواند که این فرقه را از تعقیب مسلمانان متعصب حفظ خواهد کرد»۲۴

در گزارش یاد شده، عبدالکریم ایادی از جملۀ ۱۸ نفری است که از آنها به عنوان اعضای «حلقۀ داخلی شاه» یاد شده است. البته بااین تفاوت که او را استثناء شمرده و گزارش کرده اند:

«ایادی یکی از اعضای خارج از خانواده سلطنتی است که بیشترین نفوذ را در دربار و در هر نوع فعالیت اقتصادی دارد»۲۵

در مجموع بر اساس مستندات و مدارک موجود، ایران عصر پهلوی جولانگاه بهائیت بود و عناصر بهائی در همۀ ارکان قدرت و مراکز حساس برنامه ریزی و سیاست گذاری حکومت حضور و نفوذی شگفت آور داشتند. طبق خاطرات فردوست: «در زمان حاکمیت ایادی بود که بهائی ها در مشاغل مهم قرار گرفتند و در ایران بهائی بیکار وجود نداشت. در دوران قدرت ایادی تعداد بهائی های ایران به ۳ برابر رسید. بسیاری بهائی ها در مقابل مذهب می نوشتند «مسلمان» و حال آنکه بهائی بودند. یک بار حرکت مردم علیه  بهائی ها اوج گرفت و سخنرانیهای فلسفی (واعظ مشهور) سبب شد که حضیره القدس – محل مقدس آنها در تهران – تخریب شود. در اثر این حرکت تعدادی از بهائی ها از ایران رفتند و ایادی نیز به دستور محمدرضا ۹ ماه به ایتالیا رفت، ولی این حرکت دنبال نشد »۲۶

جریان مخفی بهائیت

البتّه همۀ آن چه یادآوری شد، بخشی از حضور و نفوذ اسرار آمیز ایادی بهائی و همکیشان او در ارکان سیاست و حکومت پهلوی بود، زیرا به گفتۀ حسین فردوست اطلاعات موجود یک هزارم از نفوذ؛ حضور، عملکرد و کارنامۀ عبدالکریم ایادی است.

اشخاص تأثیرگذار و ذی نفوذ دیگری در ارکان حکومت پهلوی یکه تازی می کردند که بهائی گری و کیش ضالۀ خود را پنهان می کردند. یعنی علی رغم ادعای حیله گرانه و فریبکارانه مرکزیت بهائیت، مبنی بر این که بهائیان در اعلام وابستگی خود به این فرقه صراحت دارند و کیش خود را پنهان نمی کنند، مستندات فراوانی در تاریخ معاصر مشاهده شده است که علاوه بر وجود یک جریان مخفی در تشکیلات بهائیت که پنهانی فعالیت می کند، بهائیان فراوانی بوده اند که با پنهان کاری و مخفی کردن هویت، خود را غیر بهائی و یاحتی مسلمان جا زده و معرفی کرده اند.

ارتشبد سابق حسین فردوست در خاطرات خود در این باره تصریح کرده است، آنها طبق اوامر مرکزیت بهائیت و یا در موقعیت و شرایطی که منافع تشکیلاتی آنها اقتضا و ایجاب می کرد، معمولاً، خود را به عنوان «مسلمان» معرفی می کردند. آنها در فرم های [استخدام] ارتش و نیروهای انتظامی خود را همیشه «مسلمان» معرفی می کردند.۲۷

در میان سران و مقامات بلند پایه و درجه اوّل سلطنت پهلوی، اشخاص بهائی فراوانی وجود داشتند که همگی، آنان را به عنوان «مسلمان» می شناختند و هیچ کس از باور و وابستگی آنها به فرقه بهائیت اطلاعی نداشت. این جریان پنهان و مخفی همواره در میان مسلمانان بر اساس مشی و شیوۀ پیش گفته، نفوذ و حضور داشته است.

مئیر عزری سفیر دولت اسرائیل در دوران پهلوی نیز، در خاطرات خویش، دربارۀ جریان بهائیت مخفی در ایران، چنین تصریح کرده است:

«در سایۀ دوستی با [عبدالکریم] ایادی، با گروهی از سرشناسان کشور آشنا شدم که هرگز باور نمی کردم پیرو کیش بهائی باشند. بسیاری از آنها در باور خود چون سنگ خارا بودند، ولی به خوبی می توانستند در برابر دیگران باور خود را پنهان نمایند، آنها همه دریافته بودند که در برابر من نیازی به پنهان کاری ندارند.» ۲۸

منابع و ماخذ:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۵- ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، ج اوّل، پیشین، ص ۳۷۵٫

۱۶- همان، ص ۳۷۶٫

۱۷- اسنادلانه جاسوسی، کتاب چهارم، جلد سی و هفتم، سند شماره یک، گزارش اطلاعاتی وزارت دفاع، سفارت آمریکا در تهران، ص ۵۷۵٫

۱۸- ر.ک. سند ساواک، مورخ ۱۹/۸/۱۳۴۴، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جستارهایی از تاریخ معاصر ایران، جلد دوّم، پیشین، ص ۳۹۰٫

۱۹- ر.ک: خاطرات علی شهبازی، مأمور مخصوص شاه، انتشارات اهل قلم، جلد ۱، نقل در پایگاه تاریخ معاصر ایران، موسسسات مطالعات و پژوهش های سیاسی.

۲۰- ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، جلد اول، پیشین، ص ۲۶۳٫

۲۱- همان، ص ۲۶۴٫

۲۲- ر.ک: اسناد لانه جاسوسی، کتاب چهارم، جلد سی و هفتم، سند مورخ ۲۸ ژوئن ۱۹۷۹، ص ۵۸۱٫

۲۳- ر.ک: اسناد لانه جاسوسی، کتاب اول، جلد هشتم، سند شماره ۵، مورخ می ۱۹۷۲، ۱۳۴۹ شمسی، ص ۳۶۲٫

۲۴- اسناد لانه جاسوسی، کتاب اوّل جلد، هفتم، گزارش توسط؛ ارنست. آر. اونی، فوریه ۱۹۷۶، ص ۲۴۸٫

۲۵- ر.ک: اسناد لانه جاسوسی، کتاب هشتم، جلد هفتادوهفت، صورت مذاکرات جان. ۱٫ آرمیتاژ با فریدون مهدوی، ۱۴ مه، ۱۹۶۹/ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۸، ص ۷۰۲٫

۲۶- ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، جلد اوّل، پیشین، ص ۲۰۳

۲۷- ر.ک همان ، ص ۳۷۶

۲۸- مئیرعزری، دفتر یکم، پیشین، ص ۳۳۳٫


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر