یهود در صدر اسلام۲

۲۳م خرداد, ۱۳۹۶ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

یهود در اوایل اسلام

 

از بعضی قبایل عرب نقل شده که گفته اند:

«سبب مسلمان شدن ما، صرف نظر از توفیق ربّانی، این بود که قبل از اسلام ما مشرک و بت پرست بودیم و یهودیها اهل کتاب. هنگام نزاع و جنگ، هر گاه که ما بر آنان پیروز می‌شدیم به ما می‌گفتند: زمان بعثت آن پیغمبری که در آخرالزّمان مبعوث می‌شود نزدیک شده و ما، در رکاب او شما را مانند عاد و ارم می‌کشیم.

چون رسول خدا (ص) به نبوت مبعوث شد و دانستیم که آن پیغمبری که یهودیها به آمدن او ما را تهدید می‌کردند، همین پیغمبر است، پیش دستی کرده و به آن حضرت ایمان آوردیم؛ ولی خودِ یهود کفر ورزیده و ایمان نیاوردند.

یکی از بزرگان یهود شام، به نام «ابن هیبان»، چند سال قبل از ظهور اسلام به مدینه کوچ کرد و در آن شهر رحل اقامت افکند. زمانی که مرگش نزدیک شد گفت: «ای گروه یهود، هیچ می‌دانید من برای چه از سرزمین پربرکت شام دست کشیده و به این زمین خشک و سوزان آمدم؟ من در این سرزمین (مدینه)، چشم به راه آمدن پیغمبری بودم که این شهر محل مهاجرت او خواهد بود. ای گروه یهود بدانید که زمان آمدنش نزدیک شده است؛ مبادا کسی در ایمان آوردن به او بر شما سبقت جوید. «یهودیها» علیرغم آن همه پیش گوییها و انتظار، پس از بعثت حضرت محمّد (ص) و ظهور اسلام، نسبت به این دین الهی کافر شدند و به دشمنی با پیامبر خاتم (ص) برخاستند.

آن گونه که قرآن می‌گوید:

«و هنگامی که از جانب خدا، کتابی (قرآن) آمد که تأیید می کرد آن چه ]کتاب آن ها[ را و از پیش هم ]با استناد به آن[ بر کفار پیروزی می جستند، ولی همین که بر ایشان آمد، با آن که به آن شناخت داشتند، انکارش کردند. پس لعنت خدا بر کافران.»

(بقره ۸۹؛ ترجمة الهی قمشه ای)

پیامبر (ص) پس از هجرت به مدینه، میان مؤمنان و مسلمانان اخوت اسلامی برقرار نمود و به اختلافات و درگیریهای کهنه قبایل مختلف خاتمه بخشید. ساختن مسجد به عنوان پایگاه مرکزی فعالیت مسلمانان در شهر مدینه در همان آغاز هجرت و استقبال وصف ناپذیر جوانان انصار و اکثریت مردم قبیله «اوس» و «خزرج» از پیامبر (ص) و یاران مهاجر آن حضرت، روح تازه ای در جامعه نوپای اسلامی در مدینه دمیده بود.

تمرکز مسلمانان در مدینه فصل جدیدی در زندگانی پیامبر پدید آورد. او قبل از ورود به مدینه، فقط درصدد جلب قلوب مردمان و تبلیغ آیین خود بود ولی اکنون می‌باید بسان یک سیاست مدار کارآزموده موجودیّت خود و هواداران خود را حفظ کرده و نگذارد دشمنان داخلی و خارجی در آن نفوذ کنند. در این میان او با سه مشکل بزرگ روبرو بود:

۱- خطر قریش و عموم بت‌پرستان شبه جزیره عربستان.

۲- یهودیهای مدینه، که در داخل و خارج شهر زندگی می‌کردند و ثروت و امکانات زیادی داشتند.

۳- اختلافی که میان هواداران او (دوطایفه) «اوس» و «خزرج» وجود داشت.

ایجاد برادری میان مهاجران و انصار و رفع اختلافات کهنه بعضی قبایل عرب مدینه، یکی از مشکلات مسلمانان در مدینه را از بین برد؛ اما دو مشکل دیگر یعنی مشرکان و یهود همچنان وجود داشت.

یهود مدینه، در داخل و خارج شهر اقتصاد و تجارت آن سامان را قبضه کرده بود.

پیامبر اسلام (ص) به خوبی آگاه بود که تا اوضاع داخلی سر و سامان پیدا نکند و یهودیها را با خود متّحد و هماهنگ نسازد، و وحدت سیاسی در مقرّ حکومت به وجود نیاورد، هرگز نهال اسلام پرورش نخواهد یافت و هیچ گاه نخواهد توانست به بت پرستان شبه جزیره، مخصوصاً قریش بپردازد. و تا هنگامی که در مقرّ فرماندهی، امن و امان حکم فرما نباشد، دفاع در مقابل دشمنان خارجی امکان پذیر نخواهد بود.

لذا در آغاز ورود پیامبر به مدینه، با زحمت و تدبیر دقیق آن حضرت، بین مسلمانان و یهودی از جهاتی تفاهم ایجاد شد. از یک طرف دیگر، میان مسلمانان مهاجر و انصار پیمان وحدت امضاء و دو قبیله اوس و خزرج همراه و همدل شدند.

یهودیهای «بنی‌قریظه» و«بنی‌نضیر» و«بنی قین قاع» نیز به طور جداگانه با پیامبر (ص) پیمان بستند و تعهّد دادند که علیه مسلمانان اقدامی نکنند.

دربارة این پیمان نوشته اند که این سه گروه یهودی تعهد دادند که هرگز علیه پیامبر اسلام و یاران وی قدمی برندارند و به وسیله زبان و دست ضرری به او نرسانند و مرکب سواری در اختیار دشمنان پیامبر نگذارند و هرگاه بر خلاف متن این قرارداد عمل کنند، پیامبر در ریختن خون آنها و ضبط اموالشان و اسیر کردن زنان و فرزندان آنها دستش باز خواهد بود. سپس«حی ابن اخطب» از طرف گروه بنی‌نضیر و «کعب بن اسد» از جانب بنی‌قریظه و «مخیریق» از ناحیه بنی قین قاع این پیمان را امضاء کردند.

پیمان شکنی یهود

تعالیم روح بخش اسلام و اخلاق و سلوک نیکوی پیامبر (ص) قلبها را یکی پس از دیگری تسخیر می‌کرد و شمار مسلمانان رو به فزونی می‌گذارد. پیشروی اسلام و گسترش و افزایش قدرت مسلمانان موجب هراس دشمنان و مخالفان شد.

بعضی سران قبایل یهود که در دل، کینه و دشمنی خود را با پیامبر (ص) و دین مبین اسلام حفظ و پنهان کرده بودند، کارشکنی و توطئه‌گری خود را آغاز کردند.

آنها در ابتدا با پیش کشیدن سؤال‌های پیچیده سعی می‌کردند تا در اعتقادات مسلمانان تزلزل و در صفوف یکپارچة آنان تفرقه ایجاد کنند و عاقبت هم گروهی از مردم مدینه را که هنوز مسلمان نشده و یا به ظاهر اسلام آورده بودند با خود همدست کردند، این همدستان یهود، همان مردم منافقی بودند که برای حفظ مال و جان خود مسلمان شده ولی در باطن به دین پدران مشرک خود می‌زیستند و با یهودیهایی که مخالف رسول خدا (ص) بودند جلسات سری و رفت ‌و‌آمدهای مخفیانه داشتند.

سران جاه طلب یهود به تدریج مخالفت خود را علنی کرده و برای سست کردن عقیده مسلمانان، با سؤالات ظاهراً علمی و مذهبی به خیال خود می‌خواستند آن حضرت را با زانو درآورده و مسلمانان را متفرّق سازند ولی خدای تعالی به وسیله وحی، پیامبر گرامیش را یاری کرده و پاسخ سؤالات آنها را می‌داد.

البتّه مجادلات و سؤالات پیچیدة یهود و پاسخ های کامل حضرت رسول، نه تنها عقیده مسلمانان را نسبت به پیامبر خود تحکیم می‌کرد بلکه سبب می‌شد که مقام علمی و اطلاعات غیبی وی بر همه روشن و آشکار شود و در سایه همین بحثها، دسته های مختلفی از بت پرستان و یهود به اسلام گرایش پیدا کنند.

به طوری که نوشته‌اند این مجادلهها اگرچه بر عناد و لجاج سران یهود می‌افزود، امّا در عین حال موجب شد تا بعضی از دانشمندان آنها، مثل «مخیریق» به پیامبر ایمان بیاورند.

به هر حال، یهودیها به طور علنی و مخفی اقدامات شیطنت آمیز خود را علیه پیامبر اسلام و مسلمانان افزایش و گسترش دادند به گونه‌ای که نه فقط آتش جنگ میان مسلمانان و کفّار را برافروختند ـ مثل جنگ احد و احزاب ـ بلکه خود نیز به طور مستقل جبههها و جنگهای دیگر را دامن زدند که سرانجام موجب حذف حضور و موجودیت آنها از مدینه و جزیرِةالعرب شد.۱

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱. در این مقاله از دو کتاب زیر استفاده شده است:

زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام؛ تألیف ابن هشام (سیرۀ ابن هشام)؛ ترجمۀ آیت الله سیدهاشم رسولی؛ انتشارات کتابچی.

فروغ ابدیت؛ تألیف آیت الله سبحانی؛ دفتر تبلیغات اسلامی قم؛ چاپ ۱۵؛ سال ۱۳۷۷.

 


فرستاده شده در مقالات تخصصي | بدون نظر

ارسال نظر