کابالا، ماسون‌ها و آمریکا (قسمت چهارم)

۲۷م بهمن, ۱۳۹۴ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

نظریه توطئه ماسونی عصرجدید: ایلومیناتی

هنگامی که فکر می‏کردم این مقاله را تمام کرده‏ ام از طریق پست الکترونیکی، متن زیر از اورشلیم به دست من رسید.

نمی ‏توانم اطلاعات آن را تأیید یا انکار کنم. فقط آنچه را به من عرضه شده در اختیار خوانندگان می گذارم. منبع این گزارش سرویس اطلاعاتی R&B است و نویسنده آن باری‏چامیش است. من با این سازمان یا فرد آشنا نیستم و همانطور که گفتم نمی ‏توانم درستی ادعا‏های مطرح شده را در اینجا مورد بحث قرار دهم. اما پس از بیان منظور نهایی خود درباره مداخلات و علایق سیاسی ماسونی- که شامل ایلومیناتی نیز می شود- من این متن را بسیار جالب و تفکر برانگیز یافتم.

«بِت شِمِش، اسرائیل، ۱۱ مارس، ۱۹۹۸، ریشه و شاخه: این هفته چه هفتة عجیبی برای تحولات نظم جدید جهانی در اسرائیل بود! بدون شک چیزی به شدت تکان ‏دهنده در فضای جامعه اتفاق افتاده است و ۱۰۰ نفر مقامات مهم اسرائیل از آن اطلاع دارند. نخست وزیر بنیامین‏ نِتان‏یاهو که توسط انجمن سِری ایلومیناتی آمریکا تربیت شده و به قدرت رسیده، در دوم مارس تصمیم گرفت وفاداری خود را به جای این انجمن به انجمن ایلومیناتی اروپا تغییر دهد.

برای کسانی که با روند توطئه مدرن و مشهور به نظریه نظم نوین جهانی نا آشنا هستند، باید گفت دیپلماسی جهان به نحوی سِری توسط گروهی متشکل از مردان بسیار ثروتمند و پر نفوذ کنترل می‏شود که به ایدوئولوژی خلق یک حکومت جهانی معتقدند. (۳۱) در این طرح پشت پرده، دو رقیب وجود دارد. یکی از آنها آنگلوساکسون و دیگری اروپایی است. آنها در هدف مشترکند اما درباره اینکه چه کسی این استبداد جهانی را اداره کند، تفاوت دارند.

مقر نظریه نظم نوین جهانی در آمریکا شورای روابط خارجی (CFR) در منهتن نیویورک است. برای رسیدن به اجماع با بقیه گروه‏های پشت پرده، CFR یک سازمان خواهر خوانده در دهه ۱۹۷۰ ایجاد کرد که کمیسیون سه جانبه نام داشت و به سازمان دیگری به نام بیلدربرگ پیوست که نام خود را از هتلی هلندی گرفته است که افرادی پشت پرده، اولین بار در آنجا جمع شدند تا نظم مورد نظر خود را در کره زمین مستقر کنند.

طراحان نظم نوین جهانی، حکومت‏ های سراسر جهان را به فساد می‏کشند و اگر آن حکومت‏ها از همکاری سر باز زنند، جنگ، تورم شدید، گرسنگی و امثال آن را به راه می‏اندازند تا آن حکومت ‏ها را رام کنند. اسحاق رابین کاملاً در دستان شاخه آنگلوساکسون قرار داشت و شیمون پرز در دستان اروپائیان است. بنیامین نتان یاهو نیز به نظر می‏ آمد که به اربابان آمریکایش وابسته بود تا آنکه هفته اول مارس فرا رسید.

پس از آنکه سه سرباز اسرائیلی در جنوب لبنان در سال ۱۹۹۸ کشته شدند، نتانیاهو (در کابینة اول خود در آن زمان) اولین نخست‏ وزیری بود که اجرای قطعنامه سازمان ملل برای عقب نشینی اسرائیل از منطقه امنیتی لبنان را خواستار شد و اگر این موضوع به حد کافی تکان‏ دهنده نبود، این را نیز بدانید که او از فرانسوی‏ ها دعوت کرد که جانشین اسرائیل در لبنان شوند و طرح امنیتی خود را به این منطقه بیاورند. کمتر از یک روز بعد نتان یاهو از اتحادیه اروپا دعوت کرد که طرح صلح خود را برای این منطقه ارائه کند تا جایگزینی برای برنامه شورای روابط خارجی آمریکا شود که ماه ژوئیه قبل از آن در غالب نیروی ویژه طراحی شده بود، ایده شورای روابط خارجی درباره صلح این بود که اسرائیل به مرز‏های پیش از ۱۹۶۷ در همه مناطق از جمله اورشلیم عقب‏نشینی کند.

طی دو روز اتحادیه اروپا طرح خود را برای شکستن «بن بست در فرایند صلح» اعلام کرد. این خیلی سریع بود. این طرح که در روزنامه ی هاآرتس چاپ شد «شامل عقب‏ نشینی چشمگیر اسرائیل از کرانه غربی، بازگشایی فوری فرودگاه فلسطین در دهانیه، و توقف بی قید و شرط همه شهرک سازی‏ های اسرائیل می‏شد» و اگر فکر می‏کنید چیزی به نفع اسرائیل نداشت «شامل تعهد دو جانبه در اجرای اقدامات امنیتی می‏شد».

در مجموع این به همان بدی بود که شورای روابط خارجی می‏خواست، اما در چهارم مارس نتان یاهو برای نظم نوین جهانی به اروپا رفت. ابتدا او با خوان کارلوس پادشاه اسپانیا، سپس با هلموت کُهل صدر اعظم آلمان، بعد با تونی‏بلر نخست وزیر انگلیس، و در روز آخر با نخست وزیر نروژ ملاقات کرد. من نام فرد آخر را نمی‏گویم زیرا در هیچ یک از گزارش‏های مطبوعاتی اسرائیل، خبرنگاران نام او یا همسرش را که در این ملاقات حضور داشت، نبرده‏ اند.

اکنون باید بپرسیم که چرا اولین توقف نتان یاهو برای ملاقات با پادشاه اسپانیا بود. اصلاً چرا اسپانیا؟ اسپانیا چقدر در خاورمیانه یا حتی در اروپا نفوذ دارد؟

در اینجاست که نوشته‏های مربوط به عملیات پشت پرده واقعاً کمک می‏کند که قطعات را در کنار هم بچینیم. بیایید نگاهی به زندگینامه کوتاهی در کتاب «تِکس مارس» به نام «حلقه دسیسه» بیاندازیم:

«خوان کارلوس مدعی عنوان «پادشاه اورشلیم» است. او همچنین ملقب به «مدافع منافع کاتولیک‏ها در سرزمین مقدس» است. خوان کارلوس پیوندهای نزدیکی با منافع صهیونیسم یهودی دارد. پادشاه اسپانیا به همراه رئیس جمهور وقت اسرائیل حییم هرتزوک به دیدار کنیسه یهودیان مادرید رفت تا این پیوند‏ها را محکم کند… خوان کارلوس نه تنها عضوی از حلقه داخلی ایلومیناتی است، او همچنین عضوی ازOpus Dei به عنوان محفلی قدرتمند و اصرارآمیز در کلیسای کاتولیک است». (۳۲)

شما چنین اطلاعات و سوابقی را در رسانه‏های حاکم نخواهید یافت. پس از انتخاب تونی‏بلر، رسانه‏های افشاگر توطئه سریعاً اعلام کردند که تونی بلر عضو گروه بیلدربرگ بوده و در آخرین جلسه سالانه آن شرکت داشته است. درباره هلموت کُهل نوشته‏های بسیاری منتشر شد که از کنترل او روی مجمع جهانی سوسیالیست‏ها حکایت می کند که هدفش تحکیم اتحادیه‏ اروپا با پول واحد آن به عنوان بخشی از طرح بزرگ حکومت واحد جهانی است.

پس چرا نتان‏یاهو به این سفر رفت؟ نویسنده معتبر در زمینه اقدامات پشت پرده به نام «جوئل بینرمان» نویسنده کتاب «جرائم یک رئیس جمهور» می‏گوید «نتان‏یاهو در زمانی که رهبر مخالفان در اسرائیل بود، به ملاقات میتران (رئیس جمهور وقت فرانسه)، کُهل (صدر اعظم وقت آلمان) و میجر (نخست وزیر وقت انگلیس) رفت و گزارش‏ها و شایعات بسیاری قویاً حکایت از این دارد که او وعده کرد که قرار داد اسلو را پس از انتخاب به نخست وزیری دنبال کند. این اولین باری نیست که او روابط محکم اروپائیش را آشکار کرده است. شاید آمریکایی‏ها تاکنون ارباب او باشند اما او توانایی شورش علیه آنها را دارد».

خیانت به متّحدان در نظم نوین جهانی بسیار احمقانه و مهلک است. در سال ۱۹۹۵، پِرز (نخست وزیر وقت) توسط شاخه آنگِلوساکسون مجبور به ترک شاخه اروپایی شد و مجازات او رشته‏ ای از بمب‏ گذاری‏ های انتحاری خونین و جنگی کوچک اما پر تلفات در لبنان بود. (۳۳)

تغییر متّحدان برای پرز باعث از دست دادن شغلش شد ولی ترک وعده ‏ها درباره نظم نوین جهانی می ‏تواند منجربه مرگ نیز شود چنانکه در مورد اسحاق رابین چنین شد.

به نظر می آمد که نتان‏یاهو در دورة اول نخست وزیری، پیوند خود با واسطه‏ های آمریکایی قدرت را قطع کرده و به حلقه‏ های اروپایی پیوسته است. اگر تاریخ سال‏ های اخیر چیزی را به ما آموخته باشد، اسرائیل باید منتظر تلافی خونین باشد و یا نتان‏یاهو بهتر است مراقب محافظان خود باشد». (۳۴)

نتیجه‏ گیری

آشکار است که ماسون‏ها از تعالیم حکیمانه کابالا بسیار آموخته ‏اند. اما به عقیده من، این نیز آشکار است که کابالای ماسونی شامل بسیاری از عناصر غیر یهودی است. هر چه باشد، هرمی با یک چشم، نمادی نیست که بتوان در منابع کابالایی یهودی یافت. صرف نظر از اینکه ماسون‏ها تحت تأثیر کابالای یهودی یا غیر یهودی بوده ‏اند، این تعالیم، بنیان‏های فلسفی آزادی و حقوق بشر در آمریکا را گذاشته است. گر چه بنیان‏گذاران ایالات متحده بیشترین ارزش را برای آزادی و مساوات داعیه داشتند، کشوری که آنها پایه ‏ریزی کردند به مدتی طولانی در مسیری که آنها تلاش داشتند ایجاد کنند، باقی نماند.

تعصبات ماسون‏ها در سراسر قرن‏ ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ نشان می‏دهد که گرچه ماسون‏ها از نمادهای کابالایی استفاده‏ هایی کردند، آنان قطعاً به آنچه این نمادها ارائه می‏کردند، عمل نکردند. این یک شرمساری بزرگ است.

اینکه چه زمان و چگونه ماسون‏ها راه غلط را رفتند من نمی‏توانم بگویم. شاید ماسون‏ها به جای اینکه محفلی روحانی باشند بیشتر علاقه به سیاست دارند. به نظر می‏آید چنین باشد. دخالت ماسون‏ها در سیاست به وضوح از اینجا مسجل می‏شود که آنان انقلاب استقلال آمریکا را به راه انداختند. همان طور که نشان داده شده، در سال‏های اخیر ماسون‏ها هنوز در مرکز مباحث سیاسی بسیاری قرار دارند. لژ P2 در ایتالیا و ارتباطات منتسب به ماسون‏ها در واتیکان، سیا و مافیا تا چه حد واقعیت دارد و تا چه حد داستان سرایی است؟ ارتباط ماسون‏ها با این قضایا چه کم باشد و چه زیاد، نشان می‏دهد که دستور کار سیاسی آنها هنوز زنده و پابرجاست.

اینکه ماسون‏ها آنچنان که به آنها نسبت داده می‏شود در مسایل خاورمیانه دخالت دارند یا ندارند، من به طور قطع نمی‏توانم بگویم. اما بر اساس طرح‏های سیاسی قبلی ماسون‏ها، تعجب نخواهم کرد که دخالت داشته باشند. تا جایی که به من مربوط می‏شود، هیچ کدام از اینها مسأله اصلی نیست. موضوع مهم برای من معنویت است نه سیاست. به نظر من،کابالا بیشترین عمق معنویت و بلندترین ندای حقوق بشر و آزادی را دارد. چیزی که باید به یاد داشته باشیم این است که کابالا معنوی است نه سیاسی.

من بسیار تکان خوردم از اینکه دریافتم یک فرهنگ لغت رایج کابالا را که تعالیم ماورای طبیعی مقدس بازمانده از یهودیت عصر پیامبران است، به عنوان چیزی مربوط به فرقه ‏ها و گروه‏های مخفی سیاسی معرفی کرده است. در همه سال‏هایی که تحقیق کرده ‏ام، به هیچ اقدام سیاسی مخفی از طرف فرد یا گروه اصیل کابالایی برخورد نکرده ‏ام. من این را یک افترا می‏دانم که دیگران چنین طرز نگاهی ندارند. (۳۵)

پس همه بحث‏ها درباره گروه‏های کابالایی سیاسی مرتبط با مکتب اصلی کابالا یک جعل کامل و دروغی افترا آمیز است. کابالا چیزی مقدس است. من افتخار می‏کنم که ماسون‏ها نمادهای کابالایی را برای بیان برخی از آرمان‏های بلند بهترین حکومت سیاسی ایجاد شده توسط انسان انتخاب کرده‏اند و من از اینکه ماسون ها به این آرمان‏ها پایبند نبوده‏اند احساس یأس می‏کنم. خداوند پیمانی با غیر یهودیان درستکار گرفته است. این اولین بار با فرزندان نوح آغاز شد. آنگاه ۷ اصل جهانی مقرر شد تا همه جهانیان به آن پایبند باشند. ماسون‏ها این را می‏دانند. آنها خود، این ۷ اصل را به عنوان اصولشان اعلام می‏کنند. من چنین ارتباطی را تحسین می‏کنم.

اینکه آیا ماسون‏های روزگار ما این ۷ اصل را رعایت می‏کنند بهتر است به داوری الهی سپرده شود. من دعا می‏کنم که با بیان نیاز برای رعایت این ۷ اصل و با تشخیص کابالای واقعی، ماسون‏ها و غیر ماسون‏ها هر دو در مسیر صحیح خداوند یکتای مقدس و متعالی با حق و حقیقت گام بردارند. (۳۶)

معرفی نویسنده: آریل بار صادوک (صدوق)، نویسنده کتاب‌های «راه رفتن در آتش»، «حفظ از پلیدی»، و «کتاب آریل فرشته»، از ۱۹۸۳ در شهر قدس، خاخام بوده است. او مؤسس یک سازمان برای مبارزه علیه فرقه‌های جدید تشکیل شده در میان یهودیان است.

نویسنده: خاخام آریل بار صادوک

ترجمه از متن اصلی: محمد احمدی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۱- این عبارت مشهوری است که از بنیامین دیزرائیلی، نخست وزیر انگلستان در نیمه قرن نوزدهم یعنی حدود ۱۵۰ سال قبل نقل می کنند و می گویند اشاره او به خانواده یهودی روتچیلد است که در سراسر قرن نوزدهم در انگلستان و اروپا حکومت می کرد. سلطه و حکومت پنهانی خانواده روتچیلد بر اروپا و بلکه بر جهان تا همین امروز هم ادامه دارد. بعضی شواهد نشان می دهد که یهودیانِ اروپا با ریاست روتچیلدها، گویی در رقابت با یهودیان آمریکا به سرکردگی راکفلرها برای کسب قدرتند، که البته فقط در بعضی مواقع حساس نشانه هایی از آن بروز می کند. جدا شدن نتان یاهو از آمریکا و رفتن به سمت اروپا، ظاهراً نمونه ای از این رقابت است.

۳۲- دن براون، نویسنده آمریکایی در کتاب مشهور «رمز داوینچی» (یا کُد داوینچی)، درباره این گروه سری کاتولیک در کتاب خود به تفصیل نوشته است و توضیح می دهد که این گروهی مخفی و پیچیده است که به نفع کلیسای کاتولیک با ترور مخالفان، کار خود را پیش می برد.

۳۳- کنار هم چیدن اطلاعات برای اخذ این نتیجه و انتساب عملیات حماس و حزب الله به طرح آمریکایی ها، البته مزوّرانه است و اگر شکّ و شبهه ای هم در بعضی حامیان صهیونیسم بر انگیزد، نمی تواند سیر جریانات در ده سال اخیر را که قضایا را به شکل دیگری نشان می دهد، توجیه کند. این یک عادت تاریخی یهودیان است که ناکامی های خود را به توطئه دشمنان و خیانت دوستان نسبت دهند.

۳۴- اکنون در ابتدای دهه دوم از قرن بیستم که نتان یاهو باز هم نخست وزیر است، این بحث ها را چگونه باید توجیه کرد؟ آیا او دوباره به ماسون های آنگلوساکسون پیوسته، یا بین اروپا و آمریکا سرگردان است و از مجازات خود می ترسد؟

۳۵- آقای خاخام، این طور که از نوشته اش بر می آید، فقط مسائل سیاسی را با نیرنگ و مخفی کاری مخلوط می بیند و لذا می خواهد اندیشه و اعتقاد یهودی- کابالایی خود را از این رسوایی نجات دهد. در حالی که از طریق علم و ادب و اقتصاد و سایر فعالیت های بشری هم می توان توطئه کرد و حتی رسوایی به بار آورد. زیگموند فروید که به نام علم، الهام بخش آزادی جنسی و مشوّق ارضای امیال ناخودآگاه برای پرهیز از عقده هاست، یهودی کابالایی است. آلبرت اینشتین که این همه در باره اش تبلیغ می شود، کسی است که ساختن بمب اتمی را به روزولت توصیه کرد؛ او هم یهودی و کابالیست است. مارسل پروست و امیل زولا و امثال آنها نویسندگانی یهودی و مشوق و مروّج آزادی جنسی و هم جنس بازی و هر نوع انحراف لذت جویانه به نام آزادی هستند. فیلسوف ها و فعالان اجتماعی از این قبیل نیز فراوانند. آدام اسمیت و ریکاردو نیز که فعالیّت اقتصادی را به کلی جدا از رعایت اصول اخلاقی می دانند، یهودیند.

اصلاً بازگردیم به منابع دینی یهود نظیر تورات و تلمود که این رفتارها را توجیه می کنند و توضیح می دهند و جایز می شمارند. اینها در طول دو سه هزار سال منابع یهودیان بوده اند، و بعدها مورد استفاده ماسونها واقع شده اند. کابالیست ها هم از اواخر جنگ های صلیبی با مشاهده عظمت معنوی و اخلاقی اسلام، به تقلید از آن پرداختند و در عین حال با یهودی سازی و مسخ آن معارف، تعالیمی را تدوین کردند که حاصلش وضعیت فعلی شده است. ظهور انواع فرقه ها و توطئه آنها، سبب شده تلاش هایی برای رفع اتهام، مظلوم نمایی و توجیه گرایی دنبال کنند، با این هدف که نقش تعالیم تورات و تلمود را در این انحرافات انکار کنند.

در اسلام و در زبان قرآن کریم، درباره یهود و دوستان و همراهان آنها نکات ظریفی آمده و اگر کسی بخواهد بداند آنها چه روحیاتی دارند و چگونه اند، می تواند به قرآن کریم رجوع کند و همه مطلب را به روشنی و زیبایی و از جانب خداوند متعال بشنود و بفهمد.

۳۶- ما هم دعا می کنیم که همه یهودیان دست از مادی گرایی، دنیا طلبی، رباخواری و قوم گرایی بردارند و واقعاً «در مسیر صحیح خداوند یکتای مقدس و متعالی با حق و حقیقت گام بردارند.» انشاءالله.

منابع و مأخذ در چهار صفحه در دفتر مجله موجود است.


فرستاده شده در معرفي كتاب | بدون نظر

ارسال نظر