کابالا، ماسون‌ها و آمریکا (قسمت اوّل)

۱۷م دی, ۱۳۹۴ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

نقش کابالا در بنیان‌گذاری ایالات متحده آمریکا

نگاهی به نفوذ ماسونی در آمریکای مستعمره (دوران استعماردر آمریکا) و آنچه که این کشور از کابالا گرفته است.

کابالا- ‌یا قباله، قبّله،کبّالا- ‌جنبشی یهودی است در قرون وسطی که از اواخر جنگهای صلیبی بر ملا شد و اسم و عنوان و شیوه ها و اعتقادات معتقدان به آن به شکلهای مختلف مطرح گردیده و وارد اصطلاحات و فرهنگ عقاید شد. خود یهودیها، آن را حرکت عرفانی یهودی خوانند و غیر یهودیان با انواع نامها، آن را جریانی سری، رازورانه، انحرافی، الحادی، سیاسی و … نامیدند و تبین کردند. بعدها با ظهور فراماسونری در قرن هیجدهم، بسیاری از محققان، این جریان جدید را از محصولات کابالا دانستند. امّا همه اینها تا مدّتها در محدوده کتابها و تحقیقات و محرّک سلیقه‌های خاصّ باقی ماند؛ تا اینکه در ده، پانزده سال اخیر، به دنبال ظهور مسیحیان صهیونی و هزاره گرا و گروه ها و فرقه‌های مختلف آنها، نام مادرآنها یعنی کابالا هم بر سر زبانها افتاد و جنبه‌های مختلف فکری، اجتماعی، انحرافی، روانی و سیاسی آن مورد بررسی قرار گرفت و خصوصاً نتایج و آثار سوء اخلاقی آن که گزنده و زشت و تحریک آمیز بود، مورد نقد و بررسی و توضیح وتشریح واقع شد. فیلم‌های سینمایی به این بخش دامنة وسیعی دادند و گروهی از یهودیان، احساس خطر کردند که اگر برای مردم جهان معلوم شود که کابالا منشاء همة این فضاحت‌ها و اعوجاج‌هاست، نفرت عمومی به سمت یهودیان معطوف شده و به نفرت عمومی از اسرائیل و فراماسونری و سرمایه داری و رباخواری اضافه می شود و ممکن است خطرات عظیم تری را برای آنان در پی داشته باشد. در اینجا بود که توضیحات و «روشنگری ها» و شریک جرم تراشیدن و توجیهات شروع شد.

مثلاً یک خاخام یهودی به نام آریل بارصادوک، طیّ مقاله ای – که اینک در دست دارید- سه توجیه جالب را طرح کرده که بسیار قابل تأمل است:

۱-  اول اینکه کابالا، امروز سه نوع است که فقط یکی از آنها اصیل و یهودی است و اخلاقی و عرفانی و عالمانه و انسانی؛ و دو نوع دیگر آن، یکی مسیحی و دیگری مدرن و ضدّ اخلاقی است.

۲-  فراماسونری محصول کابالاست و آنچه امروز در جهان می  گذرد عموماً کار فراماسونری است نه کابالا.

۳- این فراماسونری است که از ابتدا کشور آمریکا را به وجود آورده و امروز هم گرداننده ی آمریکاست.

البته این داعیه تا حدودی درست است اما چیزی از مسؤولیّت یهودیان کم نمی  کند. برای تحلیل مسأله، ضمن ارائه این مقاله، توضیحاتی را در پاورقی می آوریم تا بعضی نقاط مبهم روشن شود.

سرچشمه‌ انواع مختلف کابالا:

قبل از اینکه بتوان نفوذهای کابالایی را بر بنیان‌گذاری آمریکا تشخیص داد، باید ابتدا درک کرد که کابالا واقعاً چیست. کابالا معمولاًً به عرفان یهودی اطلاق می ‌شود، اما این تعریف، آن را به طور دقیقی توضیح نمی‌دهد.

کابالا نامی عبری برای «آنچه دریافت می‌شود» است. «آنچه دریافت می ‌شود» چیزی کمتر از تعالیم ماورای طبیعی و معنوی نیست که از طریق مکتب‌های پیامبران عهد عتیق به بشر رسیده، و اکنون اجرا می شود.

در تورات واضح است که دستیابی پیامبران به خداوند دلبخواهی و ارادی نیست. برای آنکه یک نفر پیامبر بشود باید برای تعالیم پیامبری به یک مکتب وارد شود؛ یاد بگیرد که چگونه تمرکز کند، چگونه واقعیت معنوی را تجربه کند و چگونه بین نیکی و پلیدی تفاوت بگذارد.(۱) در نهایت پیامبری که به او وحی می‌شود به تجربه حضور خداوند نائل می ‌شود.

این راهروان معنوی هرگز برای مردم یهودی مخفی نبوده ‌اند. به دنبال تبعید یهودیان به سرزمین‌ های بیگانه، این تعالیم نبوی محافظت شد و تنها به کسانی که شایسته و قادر به دریافت آن بودند رسید. به این ترتیب تعالیم نبوی به “دریافت شده‌ها” یعنی «کابالا» تبدیل گشت.

این تعالیم تقریباً به طور انحصاری و از طریق شفاهی برای ۱۲ قرن- از زمان نابودی معبد مقدس در اورشلیم در سال ۶۸ میلادی به بعد- دست به دست تحویل نسل‌های بعدی شد.(۲) پس از این دوران، بر اساس تعالیم پیروان کابالا، مجوز آسمانی برای نوشتن بسیاری از تعالیم باستانی اعطاء شد و از اینجا بود که مسایل آغاز گردید.

از زمان انتشار عمومی کابالا در محافل یهودی اسپانیای قرون وسطی، انتشار عمومی کابالا در خارج از این محافل یهودی نیز وجود داشت. آثار مکتوب کابالایی از هر نوع توسط غیر یهودیان و غالباً کاتولیک‌ها، نسخه‌برداری شد و به زبان‌ های اروپایی و لاتین ترجمه گردید. امروز، کتابخانه واتیکان یکی از بزرگترین مجموعه‌های متون کابالایی در سراسر جهان را نگهداری می‌ کند. برای اثبات این مطلب، می توان به سادگی مآخذ و منابع کتاب ‌نگاری هر اثر کابالایی علمی جدید را ملاحظه کرد.

حتی با وجود دسترسی به این آثار مکتوب، مترجمان مسیحی کابالا که در بسیاری از اوقات، مهارتی در زبان عبری نداشتند، اشتباهات زیادی در ترجمه ‌‌های خود مرتکب شدند. مسالة دیگری که پیدا شد، پیش‌ داوری آشکار مسیحی در تعبیر کابالا، بر اساس عقاید مسیحی است.

این منجربه ظهور شکل دیگری از کابالا گردید که امروزه با حرف «C» به جای «K» شروع می‌شود:Cabbala. این مکتب مسیحی کابالا عقاید، روش ‌ها و تعالیم زیادی را که از منشأ یهودی نبودند، در خود جای داد.

متأسفانه انحراف کابالا با مسیحی شدن آن پایان نیافت. کابالای مقدس تورات (۳)  باز هم دچار انحراف و چرخش دیگری شد. با توجه به اینکه کابالا یک علم ماوراءطبیعی است، تعالیم آن در مکاتب اروپایی علوم غیبی و جادوگری (۴) نیز وارد و در آنها ادغام شد. به این ترتیب یک کابالای یهودی با «K»، یک کابالای مسیحی با «C» و یک کابالای به کار رفته توسط پیروان علوم غیبی با «Q» توسعه یافت.

همین نوع اخیر کابالا است که در دنیا بیشتر در میان مردم شناخته شده است. این شکل از کابالا جنبه‌هایی از تعالیم مکتب اسرار مصری و یونانی را در خود جای داده است. در واقع، این انحراف کابالا می‌گوید که موسی کابالا را از مصریان دریافت کرد و نه از وحی الهی در کوه سینا. (۵) شواهد کافی علمی برای انکار این ادعاهای نادرست وجود دارد که من نیازی به توضیح آن ندارم. از اینکه کابالا در اصل با علوم غیبی مرتبط است و در نتیجه از سرچشمه‌ های تاریک و پلید اخذ شده، از حقیقت بسیار دور است.

اگر کسی به یک کتاب فروشی برود و به دنبال مجموعه‌ای از کتاب‌های انگلیسی از کابالا با K، CوQ بگردد، درخواهد یافت که اکثریت وسیعی از آنها از مکاتب اروپایی علوم غیبی و جادوگری آمده است و نه از نویسندگان کابالایی یهودی معتبر. تعجبی ندارد که بیشتر مردم در جوامع یهودی و مسیحی، کابالای اصیل را به عنوان چیزی شیطانی طرد می‌کنند زیرا این همان تصویری است که برای آنها ترسیم شده است. هیچ عالم ربانی برای پاکسازی این اشتباه ظهور نکرده است و بنابراین شرافت کابالای واقعی در معرض خطر است.

کابالای واقعی حاوی عقلانیت مکاتب نبوی پیامبران توراتی است. (۶) بسیاری از فرقه‌ها تورات را اخذ کرده و کابالا را محکوم نمی‌کنند. اما در مورد کابالا ی منحرف ماجرا متفاوت است. تحریف کنندگان، کابالای مقدس را به نفع خود اتخاذ کرده و آن را به طریقی تحریف کرده‌اند که مخاطبان خدا ترس، کابالای خوب را نیز با این انحرافاتِ پلیدِ فرقه ‌ای به دور می ‌افکنند.

باید مشخص شود که کابالای اصیل چیست و تحریف کنندگان و نیرنگ بازان چه کسانی هستند. تنها بدین طریق می‌توان کابالای درست و مقدس را که به وسیله خداوند نازل شده است حفظ کرد و در جایگاه حقیقی آن نشاند. به این منظور من این موضوع را مورد اشاره قرار داده ‌ام.

ماسون‏ها

در اروپای دوره رنسانس گروه بسیاری ظهور کردند که در واقع سیاسی بودند و بیشتر آن‏ ها ادعا داشتند که انجمن‏های مخفی کابالایی هستند. انجمن‏ های مخفی این گروه‏ها از روش‏ های پیچیده ‏ای برای دستیابی به اهداف سیاسی خود- که عقاید معنوی آنان به ایشان تعلیم می‏داد- استفاده می کردند. بر اساس لغت ‏نامه وبستر، کلمه کابال (Cabal) که به معنای «گروهی از توطئه‏گران» است، از کلمه عبری کابالا اخذ شده است. پس، از دید بسیاری از مردم، کابالا و عملیات سیاسی مخفی، دست در دست هم دارند. در حالی که از دیدگاه یهودی، این نادرست است.(۷) واضح است که بسیاری از گروه‏های اروپایی پس از رنسانس عقاید دیگری داشتند. یک فهرست کامل از فرقه‏ها و گروه‏های کابالایی پس از رنسانس طولانی ‏‏تر از آن خواهد شد که بتوان در اینجا نقل کرد؛ ولی یکی از آنها را باید مورد اشاره قرار دهیم.

این گروه خاص، نقشی کلیدی در توسعه تمدن غرب ایفا کرده است. دیدگاه آنان در عدالت اجتماعی و حقوق بشر-که از کابالای واقعی اخذ کرده‏اند- از قرن ۱۸ به این سو به عنوان بنیان مردم سالاری غربی عمل کرده است. گروهی که درباره آن صحبت می ‏کنم نظام اخوت ماسون‏های آزاد یا فراماسون‏ ها (بنّایان آزاد) است.

سرچشمه‏های تاریخی ماسون‏ها در هاله ‏ای از ابهام است. افسانه ماسونی مدعی است که سرچشمه ‏های آنان به معبد حضرت سلیمان باز می‏گردد. این امر را نه می‏ توان تأیید و نه می‏ توان تکذیب کرد. اما یک چیز مشخص است: ماسون‏ ها با خود بخش بزرگی از دانش کابالایی از نوع مسیحی را حمل می‏ کنند.

ماسون‏ها با سیاست بیگانه نیستند و تأثیری عظیم بر استقرار اولیه ایالات متحده آمریکا داشته ‏اند و نقش عملی کابالا در بنیان‏ گذاری ایالات متحده دیده می‏ شود. گروهی از بنیان‏ گذاران ایالات متحده ماسون‏ بودند. عده  ای از ماسون‌های لژ «سنت‏اند‏روز» در شهر بوستون که کاسه صبرشان از بی عدالتی انگلیسی ‏ها به خاطر مالیات های زورگویانه لبریز شده بود، لباس سرخپوستان را بر تن کردند (۸) و به بندرگاه بوستون رفتند تا تظاهرات کنند.

پال‏ریور Paul Revere پس از ملاقات لژ ماسونی‏اش فریاد می زد «انگلیسی‏ها دارند می‏آیند».

۱۳ تن از ژنرال‏های جنگ استقلال آمریکا ماسون بودند از جمله ژنرال جرج واشنگتن. زمانی که واشنگتن برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده سوگند می‏خورد، لباس کامل ماسونی پوشیده بود. یک تابلوی نقاشی از واشنگتن با این لباس امروز در کتابخانه کنگره آویزان است.

بنیان‏گذاران دیگر آمریکا همچون توماس جفرسون- که رئیس جمهور نیز شد- جان آدامز، جان هنکاک، و به قولی اکثریت قاطع امضاءکنندگان اعلامیه استقلال آمریکا ماسون بودند. بنجامین فرانکلین نه تنها ماسون بود بلکه استاد اعظم ماسون و مسئول لژهای آن در مستعمرات و در خود فرانسه بود.

به نظر می‏رسد که ماسون ‏ها بیشتر از غیر ماسون ‏ها در بنیان‏ گذاری ایالات متحده نقش داشته  اند. من تنها ماسون ‏های مهم و شناخته شده را نام بردم. باید به یاد داشت که معمولاً عضویت ماسونی مخفی است به ویژه در دورانی که قیام ‏های سیاسی برپا می‏شد. پس ما نمی‏توانیم همة کسانی را که در آن دوران نقش داشت بشناسیم.

امروز در آمریکا ماسون‏ها اغلب به عنوان انجمن خیریه معرفی می‏شوند. آنها توزیع وسیعی دارند و در هر شهر کوچک و بزرگ دارای شعبه هستند. تعداد آنها تنها در آمریکا چندین میلیون نفر است. اما از میان همه این افراد تنها گروه کوچکی وجوه کابالایی سرچشمه ‏های ماسونی را می ‏شناسند.

ماسون ‏ها و کابالا

مراسم ماسونی که به شدت در سنت ‏ها و آداب خاص پیچیده شده است برای همه مرموز است مگر برای کسانی که آن را تدوین کرده ‏اند. کاربرد ماسونی نمادها همان قدر قدیمی است که نظام ماسونی عمر دارد و جنبه‏های مختلف آداب ماسونی را بروز می‏دهد. نمادهایی که نشانگر ایالات متحده آمریکا هستند پر از رمز گونه‏ های ماسونی‏ اند. و خود ماسون ‏ها می‏ گویند که نمادگرایی ایشان از کابالا اخذ شده است.

اما کابالای ماسونی در اصل مسیحی است گرچه عناصر یهودی بسیاری در خود دارد. (۹) منتقدان ماسون‏ ها می ‏گویند تعالیم آنها بر اساس علوم غیبی و شیطانی است و انجمن آنها پیمان با ابلیس است. این اتهامات اغلب از جانب کلیسای کاتولیک و مسیحیان بنیادگرا بر ماسون‏ها وارد می‏شود. (۱۰)

ماسون‏ ها و کلیسای کاتولیک از ابتدا با یکدیگر مخالف بودند. مسیحیان بنیادگرا به ویژه بابتیست‏ های جنوبی (کسانی که در پی مسیحی کردن افراد هستند) معتقدند که ماسون‏ ها در اتحاد با شیطان هستند لذا یک مسیحی هرگز نمی ‏تواند ماسون باشد.

البته ماسون ‏ها تبلیغات کاتولیک ‏ها و بنیادگرا ها را نفی می‏ کنند. هدف من در اینجا آن نیست که ماسون‏ ها را محکوم یا از آنها حمایت کنم. بر اساس تحقیقات، من هیچ عنصری از علوم غیبی یا شیطانی در ابعاد و اشکال ماسونی نیافته ‏ام. عرفان و رمزگرایی در آنها هست اما علوم غیبی در ایشان وجود ندارد. هرچند قابل درک است که مسیحیان ناآگاه به اشتباه رمزگرایی ماسونی را با علایق و اعمال غیبی مشابه تلقی می‏ کنند. (۱۱) اما به عقیده من ماسون‏ ها از لحاظ معنوی در سلامت هستند. (۱۲) پس چرا کلیسا این چنین با ماسون‏ ها مخالف است؟ آیا ماسون‏ ها تهدیدی علیه مسیحیت هستند؟ اصلاً آیا ماسون‏ ها یک نهضت مسیحی نیستند؟ این موضوع باید مورد دقت قرار گیرد.

نویسنده: خاخام آریل بار صادوک

ترجمه از متن اصلی: محمد احمدی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱-  اینکه پیامبر شدن ارادی نیست، آشکارا با اینکه برای پیامبر شدن باید دوره دید و تعلیماتی را طی کرد، متناقض است. باید از نویسنده پرسید که آیا امروز هم ممکن است به طور ارادی یا غیر ارادی، با دیدن مکتب و تمرکز و تعلیمات پیغمبر شد؟

۲- یعنی تا اواخر جنگهای صلیبی در قرن سیزدهم میلادی.

۳- البته در منابع متعددی که بر اساس منابع اصیل و مورد قبول خود یهودیان انجام شده است، آثار و نتایج آن کابالای یهودی به خوبی دیده می شود. نویسنده به اسرائیل و صهیونیستها نیز که عمیقاً به کابالا و وجوه مختلف آن معتقدند، هیچ اشاره ای نمی کند.

۴- جادوگری هم از اشتغالات یهودی و با سابقه ای بسیار طولانی و قدیمی است به طوری که از زمان پیامبران  بنی اسرائیل، از آنها در منابع یهودی ذکر می شود: سامری، هاروت و ماروت، و …

۵- در قرآن کریم، حساب حضرت موسی و انبیای بنی اسرائیل علیهم السّلام از حساب مشرکان و احبار یهود جدا شده و خدعه های ملأ و مترف افشا گشته است. اما در تورات، شنیع ترین و زشت ترین نسبت ها به پیامبران الهی داده شده است که قلم از نقل آن شرم دارد.

۶- این ادعای بی پایه دیگری است. از بزرگترین فیلسوفان مدافع «عقلانیّت نبوی پیامبران توراتی» یکی موسی بن میمون و دیگری اسپینوزاست که هر دو از بنیان گذاران و شارحان و تثبیت کنندگان کابالا هستند. ابن میمون به شدت از نژاد برتر و برگزیدگی قومی یهود دفاع می کند، اندیشه ای که موجب همه گرفتاریها و انحراف های یهود است. اسپینوزا شارح «وحدت وجود» کابالایی است که خدا و حقیقت و مادّه و انسان را یکی کرده و ماوراءالطبیعه را بی اعتبار می کند.

۷- آقای خاخام نویسنده مقاله، توضیح نمی دهد که وبستر – که خود یهودی بود – چرا کابالا را ریشه توطئه دانسته است و چرا رفتارهای یهودیان در سایر نقاط دنیا و در دیگر مقاطع تاریخ نیز به توطئه گری مشهور شده است؟

۸- چرا این ماسون ها، لباس سرخپوست ها را پوشیدند؟ فقط یک جواب می توان به این کار داد و آن اینکه از یک طرف، سرخپوست ها را تحریک به همکاری و همراهی کنند و از سوی دیگر به انگلیسی های حاکم در آن روزگار بگویند که این سرخپوست ها هستند که دارند تظاهرات می کنند. در سطور بعد می بینیم که حکومت و ارتش آمریکا به دست ماسون ها می افتد. پس سؤال جدید این است که چگونه سرخپوست ها در ایالات متحده قتل عام شدند؟ آیا جز به دست حکومت و ارتش ماسون ها؟ در سطور قبل معلوم شد ماسون ها از «کابالای واقعی» الهام گرفتند و مرامشان «مردم سالاری غربی» و «اخوت» بود و «نقشی کلیدی در توسعه تمدّن غرب ایفا کردند». آیا اینها همان معنی کلمه «توطئه» نیست؟

عبارتی از یک نویسنده محقّق بسیار خواندنی است: «آموزه قوم برگزیده (جدید) در سرزمین موعود (جدید)، بهترین توجیه برای قتل عام سرخپوستان و آواره ساختن آنان بود و الهیّات سکولار که انقلابیون را با آتش مقدس می سوزاند، در خدمت انقلاب بر ضد انگلیسی ها به منظور کسب استقلال قرار گرفت. قوم برگزیده جدید آمریکایی در اسرائیل جدید (آمریکا) باید خود را از عبودیت (فراعنه) مصر (اکنون انگلیس) برهاند و به زندگی فلسطینی ها (اکنون سرخپوستان) پایان دهد. پس از استقلال، جان سولیوان در سال ۱۸۵۶ نظریّه «سرنوشت روشن» را چنین تبیین نمود که خداوند مقدّر داشته است که ملت برگزیده یعنی آمریکا، جهان را به سوی پایان تاریخ هدایت کند و آینده بدون هیچ قید و شرطی، عصر عظمت آمریکا خواهد بود.» مسیحیّت صهیونیست و بنیادگرای آمریکا؛ رضا هلال؛ ترجمه علی جنتی؛ نشر ادیان؛ چاپ اول؛ سال ۱۳۸۳؛ صفحه ۸۶ ؛ قطع رقعی؛ مجموعاً ۳۶۸ صفحه.

۹- یهودیان هر جا به نفعشان باشد، خودِ مسیحیت را هم یهودی می دانند، چنان که در مورد اسلام هم چنین ادعایی دارند. اما آنجا که به نفعشان نیست، خود را از دیگران جدا می کنند. این شیوه در موارد دیگر زندگی بشر هم ابزاری است در دست یهودیان. اگر از آزاداندیشی و هنردوستی و علم پروری صحبت شود، آنها می گویند اینها ریشه در تفکّر یهودی دارد. امّا اگر از نژادپرستی و جنایت و فساد و وحشیگری و قتل و کشتار صحبت شود، آنها خود را اولین قربانیان این روش ها می دانند.

۱۰- البته کلیسای کاتولیک پیش از فراماسونها نیز با یهودیان دشمن بوده است و بزرگترین اتهام ماسونها ارتباط نزدیک و هم پیمانی آنها با یهودیان است. رجوع شود به: فراماسونری، تاریخ، اسطوره، واقعیت؛ تألیف ژاک شابو، نویسنده ماسون فرانسوی؛ ترجمه حسن اروندی؛ ناشر: کتابهای جیبی وابسته به امیرکبیر؛ چاپ اول؛ سال ۱۳۸۶؛ قطع جیبی؛ ص ۶۵؛ این کتاب جمعاً ۲۰۹ صفحه دارد.

۱۱- نویسنده توضیح نمی دهد که علوم غیبی، رمز گرایی، نماد، عرفان و … از نظر او چه تعریفی دارند و چه تفاوتهایی با یکدیگر. نیز نمی گوید که در کابالا این عناصر به چه معنی است. لذا یا باید بدون دلیل، همین ادعا را پذیرفت و یا در ابهام ماند. احتمال دارد که خود نویسنده، ماسون باشد زیرا این شیوه طرح مبهم موضوع و صریحاً اعلام موضع نکردن، شیوه ماسون ها برای گریز از نقّادان است.

۱۲- در ایران و با مرور دوران پهلوی که دوره سلطه و حضور ماسون هاست، خیلی خوب معنی «سلامت معنوی ماسون ها» را در می یابیم! الگوهای واضح و مشخصی هم داریم؛ مثلاً امیر عباس هویدا علاوه بر عضویت ماسونی، بهائی و یهودی الاصل بود و ۱۳ سال پست نخست وزیری را در دست داشت. شرح احوال او در اسناد ساواک آمده است. البته او یک نمونه منحصر به فرد یا کمیاب نبود، بلکه یک نمونه کامل از این جریان بود.


فرستاده شده در معرفي كتاب | بدون نظر

ارسال نظر