آماده شوید تا زیتون بچینید

۵م خرداد, ۱۳۹۶ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

کودکان و دانش آموزان غزه، آموزگارانی در قامتِ «مَرد»، در عرصه مقاومت در برابر اشغالگران خون آشام یهودی هستند.

«نزار قَبانی» شاعر سوری‌الاصل، در این شعر با نام «تلامیذ غزّه» ضمن ستایش مقاومت کودکان و دانش آموزان از آنان می خواهد که هنر مردانگی را به مردان عصر ما بیاموزند و از سحر قوم موسی نهراسند. چون دوران حکومت یهود به پایان می رسد۱:

آی دانش‌آموزان غزّه

ما را بیاموزید پاره‌ای از آنچه در نزد شماست

که ما فراموش کرده‌ایم.

ما را بیاموزید مرد بودن را

که مردان ما سست و بی‌حال گشته‌اند.

ما را بیاموزید که چگونه سنگ در دستان کودکانْ الماسِ گران‌بها گشته است

چگونه دوچرخۀ بچه‌ها مین،

و نوار ابریشمین به یک کمین‌گاه مبدل شده است

چگونه سرشیشۀ این طفل، چنانچه اسیر شود، دشنه‌ای است.

 

آی دانش‌آموزان غزّه

اعتنا نیاورید به رادیوهای ما

و به سخنان ما گوش فرا مدهید.

بزنید، بزنید با تمام توان،

و خود اندیشۀ کار خویش کنید و از ما مپرسید.

و از ما مپرسید، که ما اهل حسابیم،

اهل جمع و طرح.

به پیکار روی آورید و ما را رها کنید

که ما از کسوت مبارزه گریزانیم.

و آنک، شما دست برآرید و ما را بر دار کنید.

ما مردگانیم که هیچشان ضریحی نیست.

ما مردگانیم که هیچشان ضریحی نیست،

و یتیمانی که از چشمانی هدایت‌گر بی‌بهره‌اند.

ما به لانه‌هامان خزیده‌ایم

و از شما خواسته‌ایم تا با اژدها نبرد کنید.

ما در برابر شما قرن‌ها کوچک شده‌ایم

و شما یک ماهه قرن‌ها بالیده‌اید.

 

آی دانش‌آموزان غزّه

به نوشته‌های ما رجوع مکنید

و آثار ما را نخوانید.

ما پدران شماییم، اما شما همچون ما نباشید.

ما پدران شماییم، اما شما همچون ما نباشید.

ما بت‌های شماییم، اما شما ما را مپرستید.

ما جویده‌های پَست سیاسی‌مان را با یکدیگر به نشخوار می‌نشینیم.

سرکوب را نیز هم‌داستانیم.

گورها می‌سازیم و زندان‌ها نیز.

ما را از عقدۀ ترس درونی‌مان آزاد سازید

و از سرهامان هوای افیون را برانید.

ما را بیاموزید این هنر را

که وطنمان را با چنگ و دندان پاس داریم

و مسیح را این گونه اندوهگین رها مکنیم.

ای دوستان کوچک، سلامتان باد.

روزتان را خداوند به یاسمن عطرآگین کناد

که از شیارهای سرزمین ویران برآمدید و بر زخم‌های ما گل نسرین کِشتید.

آری، این انقلاب دفترها و مرکّب است.

بیایید بر لب‌هامان آوایی باشید.

بر ما ببارید شجاعت و سربلندی را.

ما را شست و شو دهید.

ما را از زشتی‌ها شست و شو دهید.

از قوم موسی نهراسید و از سحر قوم موسی نیز.

آماده شوید تا زیتون بچینید

که دوران حکومت قوم یهود دیگر خیالی بیش نیست

و دیری نمی‌پاید که فرو خواهد پاشید،

اگر ما یقین خویش را بازیابیم.

آی دیوانگان، هزاران سلامتان،

هزاران سلام بر این دیوانگان، اگر هم آنانند که ما را آزاد کرده‌اند.

دوران خرد سیاسی دیگر سرآمده است،

اینک شما بیایید و ما را دیوانگی بیاموزید.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ سیّدمرتضی آوینی، نسیم حیات، ( مجموعه سروده های «بچه های سنگ»)، نشر ساقی، چاپ اول ۱۳۸۴

 


فرستاده شده در اخبار،ادبيات مقاومت | بدون نظر

ارسال نظر