سرچشمه گل آلود؛ گفت وگو با علیرضا سلطانشاهی

۱۵م تیر, ۱۳۸۹ -

چاپ اين مطلب چاپ اين مطلب

با خبر شدیم که آقای علیرضا سلطانشاهی حدود ده سال پیش از این، از سوی کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین در نهاد ریاست جمهوری، پی گیر پرونده ای با عنوان تجدید نظر در تألیف کتب درسی بودند و با همین هدف جلسات متعددی نیز با مسؤولین آموزش و پرورش داشته اند. بدلیل ارتباط موضوع این شماره نسیم قدس، گفت¬وگویی با ایشان ترتیب دادیم تا از کم و کیف این پرونده و عاقبت آن مطلع شویم.

برای چه به سراغ کتاب های درسی رفتید؟
در آن زمان یعنی سال ۱۳۷۷ که کار را شروع کردیم جمعیت دانش آموز کشور ۱۸ میلیون نفر بود. یعنی با ورود جدی بحث فلسطین و صهیونیسم در کتاب های درسی براحتی ۱۸ میلیون ذهن آماده، پذیرای مطالبی بود که بعدها در انتقال آن شاید به این راحتی نمی شد اقدام کرد.

مگر تا آن زمان در کتاب های درسی بحث جدی در مورد فلسطین صهیونیسم وجود نداشت؟
خیر.

طوری می گویید خیر که گویی اشکالاتی هم وجود داشت؟
بله. در آن زمان و حتی حال حاضر باید به حال کتاب های درسی گریست. در واقع به غیر از اندک مطالب مستقل همچون “نامه به یک کودک فلسطینی” که بعدها جای خود را به “معلم فلسطینی”داد، ما در کتاب های درسی مطالب قابل اعتنائی نداشتیم. در آن زمان ۱۸ میلیون ذهن آماده را از دست دادیم و هم اکنون ۱۳ میلیون و هشتصد هزار نفر را از دست می دهیم.

اشکالات چه بود؟
کتا ب های درسی ما با سه نوع ضعف در قبال موضوع فلسطین مواجه است. اولاًدر نوع نگاه به این موضوع یک اشکال اساسی وجود دارد. وقتی ما از موضوع فلسطین سخن می گوییم طبیعتاً به ریشه آن در بحث صهیونیسم، یهود، اسرائیل نیز بپردازیم و به موضوعات مرتبط دیگر از جمله لبنان و یا فراماسونری نیز اشاره کنیم.
ثانیاً مطالب مندرج در کتاب های درسی راجع به موضوع فلسطین با اشتباهات فاحش مواجه است مثلاً موضوع فروش اراضی فلسطینی از سوی فلسطینی ها که دائماً در برخی محافل مطرح می شود، ریشه در کتاب های درسی دارد و می توانید آن را در تاریخ ایران و جهان سال سوم متوسطه مشاهده کنید. بگذریم از مواردی مثل این که اینشتین یهودی را بی مورد در برخی موارد معلم اخلاق معرفی کرده است و …
ثالثاً فقدان مطالب پیرامون موضوع آن قدر فاحش است که دانش‌آموز ایرانی به هیچ عنوان نمی‌تواند نسبت به این موضوع دید و اطلاعات مناسب را به دست آورد.

با این اوصاف به دنبال یک تحول زیر بنایی در آن جا هستید؟
همین طور است. منتهی به همین سادگی نیز نیست.

موانع چیست؟
سیستم آموزش و پرورش و نظام آموزشی.

یعنی چه؟ مگر با سیستم هم شما مشکل دارید؟
در واقع مشکل اساسی سیستم موجود و نگاه حاکم بر آن در سطح کارشناسی است.

با مسئولین چطور؟
از زمانی که شروع به این کار کردیم و اولین نامه در مورخ ۴/۳/۱۳۷۷ برای وزیر وقت آموزش و پرورش از سوی کمیته ارسال شد، از سوی مسئولین به غیر از اهمال در اندک موارد، کوتاهی و یا سنگ اندازی ندیده ایم.

یعنی مسئولین آموزش و پرورش با این دیدگاه شما برای تحول در کتب درسی موافقت کامل دارند؟
دقیقاً همین طور است. بدین معنا که با موافقت رئیس جمهور در آن زمان، نامه مذکور به سه واحد در آموزش و پرورش از جمله اداره کل همکاری های علمی، اداره کل دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی و سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ارجاع شد. و مسئولین این واحدها با نگاه مثبت ضمن تمجید و تأکید بر اجرای این برنامه ها، نامه را به بخشهای مربوط ارجاع دادند. و حتی در یک مورد وقتی بنده پیرامون روند کار، جلسه ای با وزیر آموزش و پرورش داشتم و گلایه می کردم، ایشان حضوراً با مدیر کل مربوطه در این خصوص صحبت تلفنی داشت و موکداً خواستار تسریع در این مورد شد.

با این اوصاف نتایج کار باید خیلی عالی باشد؟
دریغ از تأثیر به اندازه یک کلمه.

با وجود چنین همراهی از سوی مسئولین چطور چنین چیزی ممکن است؟
همان طور که گفتم سیستم و  کارشناسی دچار مشکل است.

می شود کمی توضیح دهید؟
بله. مثلاً از چهارم خرداد تا پنجم آبان ۷۷ که نامه نگاری های مختلفی در سطوح مدیریتی جهت انجام تجدید نظر در تألیف کتب درسی اتفاق افتاد، ما از سوی کمیته به عنوان مرکز مطالعات فلسطین وارد بخش کارشناسی موضوع شدیم. بدین معنا که از جایگاه مدیریت برای انجام این مهم هیچ مشکلی وجود نداشت و با اطمینان در بخش کارشناسی وارد شدیم که کار انجام شود.

 استقبال بخش کارشناسی چگونه بود؟
بلافاصله پس از این مکاتبات، جلسات مرتبی با مشاور مدیر کل دفتر برنامه¬ریزی و تألیف کتب درسی داشتیم که از ۲۰ آبانماه ۷۷ تا ۲۵ آذر ۷۷ ادامه داشت. در این جلسات بحث های مختلفی در خصوص نحوه اجرای کار صورت پذیرفت. از جمله آن ها اهداف، ملاحظات ضروری، محورها، کارشناسان مطرح و توافق بر سر آن ها بود.

اگر اجازه بدهید از تک تک موارد توافق شده سوال کنم؟
بله. منتهی قبل از آن متذکر شوم که اتفاقاً ما از همین ابتدا همه خواست‌ها و توافقات را مکتوب کردیم مثلاً از دلایل خود برای این کار سه دلیل مهم و عمده را به شرح ذیل مکتوب کرده توافق کردیم.
۱٫ اهمیت روز افزون قضیه فلسطین و به ویژه صهیونیسم که ابعاد مختلف آن نه تنها برای جهان اسلام یک معضل واقعی است، بلکه سراسر جهان را نیز همواره مورد تهدید و خطر قرار داده است.
۲٫ کم رنگ بودن طرح قضیه فلسطین و صهیونیسم در کتب درسی و ناکافی بودن مطالب مطروحه برای دانش آموزان.
۳٫ وجود نقائص و اشتباهات متعدد در تبیین قضیه فلسطین در کتب درسی.

به غیر از این، ملاحظاتی را هم مطرح کردید. آن ها چیست؟
از جمله ملاحظات و موارد قابل تأکید، همه جانبه بودن و جامع بودن، علمی بودن، پرهیز از پرداختن به احساسات مگر در جای خود، شعاری نبودن مباحث، ارائه اطلاعات موثق، پرهیز از افراط و تفریط، درک و تشریح اهمیت مسئله فلسطین، ارائه مطالب با توجه به نیاز دانش آموز، بوده است.

بر سر محورها چگونه توافق کردید؟
قبل از تعیین محورها قرار شد که کار علمی بر عهده مرکز مطالعات فلسطین وابسته به کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین باشد. به همین دلیل ما چند نفر از کارشناسان مطرح در این عرصه که به فضای آموزش و پرورش و کتب درسی هم ورود داشته باشند را دعوت به همکاری کردیم از جمله آقایان شمس الدین رحمانی، مجید صفاتاج، محمدتقی تقی پور و حجت الاسلام سید مهدی آیت اللهی و طی چند جلسه اول با این عزیزان محورها را مشخص و به تأیید رساندیم.

طبیعی بود که پس از این مراحل باید کار به صورت جدی آغاز شود؟
بله ما با تهیه تمام کتب درسی و کار بر روی مقطع ابتدائی جلسات متعدد را ظرف یک سال با حضور کارشناسان بر پا کردیم.

چگونه مطالب و مصوبات را در کتاب های درسی اعمال می کردید؟
بر طبق آن چه شیوه آموزش و پرورش بود یعنی یا به صورت مستقل مطلبی را پیشنهاد می دادیم که آن را در هم تنیدگی کامل می گفتند و البته ما در این خصوص ۲۸ عنوان کتاب معرفی کردیم. شکل دوم درج مطلب به اندازة حداکثر یک پاراگراف در درس های دیگر بود که آن را در هم تنیدگی ناقص می گفتند و شکل سوم بر حسب نیاز و در قالب یک مثال و بسیار جزئی بود که آن را در هم تنیدگی تصادفی نام گذاری کرده بودند.

 در چه زمانی کار را تحویل دادید؟
نتیجه کار ما در مقطع ابتدائی طی نامه¬ای مورخ ۲۹/۵/۷۹ به وزیر داده شد.

نتیجه چه بود؟
پس از یک جلسه توجیهی با کارشناسان ادبیات، تاریخ و جغرافیا و سایر دروس این مقطع، هیچ.

چرا؟
به همان دلیلی که قبلاً گفتم. آن ها دلائل متعددی ذکر کردند ولی حتی دریغ از یک کلمه.

شما چه کار کردید؟
ما پیگیری های خود را ادامه دادیم ولی به دلیل برخی تغییرات مهم مدیریتی در آن مقطع، کار ما با تعویق اجباری مواجه شد. در واقع ما در آن سیستم متوجه نشدیم که با چه کسی طرف هستیم.
این قابل قبول نیست که پس از یک سال زحمت، با این برخورد مواجه شوید.
مسائل و مشکلات ما با آن سیستم بسیار فراتر از افراد بود بعضی اوقات جواب هایی می شنیدیم که هنوز هم تأسف آور است.

می شود چند نمونه را تعریف بفرمائید؟
یک بار به ما می گفتند با مشاور مدیر کل که توافق کرده اید، بازنشسته شده. یک بار می گفتند تا انتخاب مدیرکل جدید صبرکنید. یک بار می گفتند که اساساً کل کتاب های مقطع ابتدایی تغییر کرده و تمام این اصلاحات شما بر روی کتاب های قبلی بلا استفاده است. یک بار گفتند که اعمال نقطه نظرات شما بدلیل تعدد مطالبات سازمان های دیگر از کتب درسی، امکان پذیر نیست و …

این آخری یعنی چه که مطالبات سازمان ها متعدد است؟
مثلاً این که سازمان آب نیز از آن ها خواسته که در کتب درسی مطالبی مطرح شود که بچه ها در مصرف آب صرفه جوئی کنند یا ستاد مبارزه با مواد مخدر برای پیشگیری از گسترش و استفاده از مواد مخدر خواستار اقدام در سطح کتب درسی شده و یا راهنمایی و رانندگی چنین تقاضاهایی را از اداره کل دارد.

واقعاً این ها دلیل است یا بهانه؟
به نظر من همه این ها بهانه است. چرا که با مدیریت محتوا می‌توان به ترتیب اولویت به همه این مطالب پاسخ متناسب با شأن موضوع و اهمیت آن داد.

الان در چه نقطه ای ایستاده اید؟
در دولت نهم با حمایت جناب دکتر موسوی رئیس کمیته که همزمان معاون حقوقی رئیس جمهور هم بودند، پس از مکاتبات متعدد از مسئولین مربوطه برای جلسه دعوت کردیم و ضرورت اقدام جدی در این فضا را برایشان بر شمردیم. ولی در عین وجود مدیران متعهد و دلسوز باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد.

پاسخ آن ها در این زمان با توجه به شرایط خاص فعلی چیست؟ به ویژه با عنایت به دیدگاه های صائب و اصولی رئیس جمهور؟
باز هم در سطح مدیران ارشد مشکلی نداریم ولی در بدنه کارشناسی این مشکل وجود دارد. با این تفاوت که در این فرصت راه¬های دیگری نیز پیشنهاد شده از جمله استفاده از دوره های آموزشی برای دبیران و اقدام در فضای تربیت دبیران و درج مطلب در کتاب های کمک آموزشی.

آیا این روش ها را نمی پسندید؟
به عنوان روش جایگزین، به هیچ عنوان قابل قبول نیست. ولی به عنوان یک روش کمکی تا حدودی. آن هم در یک سطح و اندازه محدود.

 وسخن آخر
بسیار متأسفم. به ویژه در زمانی که رژیم صهیونیستی با دخالت در کتاب های درسی کودکان تحت پوشش آنروا و یا انتقاد از کتب درسی کشورهای عربی و یا ایجاد خط و مرز برای کتاب های درسی تشکیلات خودگردان با این موضوع با دیدی بسیار ریز و جدی، برخورد کرده و مطامع و مقاصد شوم خود را پیگیری می کند و آن وقت ما در جمهوری اسلامی پس از ۳۰ سال از انقلاب اسلامی با کتاب هایی در سطح مدارس مواجه هستیم که به هیچ عنوان برازنده یک کودک و جوان مسلمان ایرانی در مسیر مبارزه با صهیونیسم و اهداف سلطه طلبانة آن در سطح جهان نیست.
جوان ایرانی با آرمان های مقدس انقلاب اسلامی بسیار و بیشتر و بهتر از این باید صهیونیسم و ریشة پیدایی قضیه فلسطین و نابسامانی های جهان امروز را بداند. چرا وقتی هولو کاست به عنوان یک موضوع اجباری در دروس دانش آموزان آمریکایی با فشار یک کارگردان یهودی آمریکایی درج می شود ما اینقدر نسبت به این موضوع باید کم اطلاع باشیم. نتیجه این وضع برای ما بسیار خطرناک است. اولین خطر آن، ایجاد علامت سوال مقابل یکی از آرمان های مقدس ما از ابتدای نهضت حضرت امام (ره) و شیوع شبهات و سوالات مشکوک و نهادینه شدن آن به کمک دستگاه تبلیغاتی صهیونیسم است.
اگر چه بنده با مسئولیتی که دارم سعی خود را کردم ولی متاسف هستم که با شرایط حاکم بر سیستم آموزش و پرورش نتوانستم آنچه مطلوب دیدگاه های نظام مقدس اسلامی پیرامون قدس شریف است، محقق سازم. از خداوند متعال توان افزون با روحیه‌ای مضاعف می طلبم تا این مهم با عنایت و توجه خاص دست اندرکاران و آگاهی افزون همگان به سرانجام مطلوب برسد. بعون ا…

ان شاء ا… با تشکر از وقتی که در اختیار نسیم قرار دادید.

منبع: نسیم قدس شماره۱۱


فرستاده شده در گفت و گو | بدون نظر

ارسال نظر